<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115</id><updated>2012-02-16T12:37:38.529+03:30</updated><title type='text'>من منم  مبارز</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>53</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1822660949458069530</id><published>2011-03-05T08:24:00.000+03:30</published><updated>2011-03-05T08:24:56.065+03:30</updated><title type='text'>هر ایرانی یک رهبر؛ به ادامه راهی که در پیش داریم بیاندیشیم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img align="right" class="innerMainimg" src="http://images.kaleme.com/org-z12992606318cb2f73f11447b00cb1642635e630a1253d7d363.jpg" /&gt;              &lt;br /&gt;جوانان احزاب اصلاح طلب در اعتراض به حصر رهبران جنبش و خشونت علیه  مردم در دومین بیانیه ی خود آورده است: مشاهدات و تصاویر حرکت اعتراضی مردم  در شامگاه سه شنبه دهم اسفند متاسفانه  نشان از استفاده گسترده غیر قانونی  و غیر اخلاقی حاکمیت از کودکان و  نوجوانان در فعالیتهای سرکوبگرانه و خشن  نظامی داشت. کودکانی که لباس فرم  به آنها پوشانده و مسلح به انواع  تجهیزات نظامی شده بودند. این اقدام  مجموعه حاکمیت ناقض تمامی معاهدات بین  المللی در زمینه حقوق کودکان است و  یک بار دیگر نشانگر عدم تعهد آنان به  تمامی اصول اخلاقی انسانی و دینی است.&lt;br /&gt;جوانان اصلاح طلب در بخشی از این بیانیه با اشاره به آنکه مشاهدات نشان  می دهد حاکمیت برای مقابله با مردم به مرحله استیصال  رسیده و چاره ای جز  به مسلخ فرستادن کودکان فریب خورده و تطمیع شده پیدا  نکرده است، تاکید می  کند: از نهادهای مسئول بین المللی درخواست  کنیم که در این باره واکنش لازم  برای بازداشتن حکومت ایران از این رفتار به  شدت غیر انسانی  را نشان  دهند.&lt;br /&gt;به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به نام خداوند امید و آزادی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;“از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست.”&lt;br /&gt;“میرحسین موسوی”&lt;br /&gt;مردم شریف و بزرگ و آزاده ایران، حضور سراسر شور و شعور شما در روز ۱۰  اسفند در اعتراض به بازداشت یاوران سبزمان میرحسین موسوی، زهرا رهنورد،  مهدی کروبی و فاطمه کروبی برگی زرین در تقویم سبز ایستادگی ما بود. در این  روز با وجود افزایش فشارها و تحدید ها و خشونت های غیر انسانی ِ بازوی  نظامی کودتاگران، بار دیگر در کنار هم نشان دادیم که برای آرمان و عقیده  مان استوار ایستاده ایم و از رهبران و یاورانمان در هر شرایطی حمایت می  کنیم و آنها را تنها نمی گذاریم.&lt;br /&gt;به خوبی به یاد می آوریم که موسوی عزیز در ابتدای حضور در صحنه انتخابات  شعار هر ایرانی یک ستاد را داد، در آن زمان این حرف ِ نو شاید به مذاق  بعضی از ما خوش نیامد، اما این حرف موسوی یک شعار نبود بلکه نشان از باور  عمیق او به توانمندی و خلاقیت تک تک مردم داشت، با این بیان ِ موسوی بار  دیگر خلاقیتی که به طرق گوناگون در سطوح مختلف جامعه سرکوب شده بود  بیدار و  به تدریج شکوفا شد، تا جایی که اکنون می بینیم هر ایرانی یک میرحسین است،  هر ایرانی یک کروبی است، هر ایرانی یک رهنورد است و هر ایرانی یک رهبر برای  جنبش است. می بینیم که هر ایرانی می اندیشد و ایده می دهد و در کنار همه  این تکثر ها به برآیند نظر جمع احترام می گذارد. آری، اینک بر ماست در این  زمانه ظلم، که ارتباط ما با رهبران جنبش قطع شده است با شعار هر ایرانی یک  رهبر به ادامه راهی که در پیش داریم بیندیشیم، و به روشنگری و آگاهی بخشی  لایه های مختلف مردم اقدام کنیم و به بزرگتر و فراگیر تر کردن اندیشه  سبزمان بپردازیم و با تکیه بر خرد جمعی راست قامت تر از پیش در مسیر  دستیابی به آزادی و شرافت و عزت گام برداریم تا بزودی ایران را برای همه  ایرانیان، در هر کجای جهان و با هر اندیشه و مسلک و دین و آیینی وطن و مامن  کنیم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هموطنان عزیز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مشاهدات و تصاویر حرکت اعتراضی مردم در شامگاه سه شنبه دهم اسفند  متاسفانه نشان از استفاده گسترده غیر قانونی و غیر اخلاقی حاکمیت از کودکان  و نوجوانان در فعالیتهای سرکوبگرانه و خشن نظامی داشت. کودکانی که لباس  فرم به آنها پوشانده و مسلح به انواع تجهیزات نظامی شده بودند. این اقدام  مجموعه حاکمیت ناقض تمامی معاهدات بین المللی در زمینه حقوق کودکان است و  یک بار دیگر نشانگر عدم تعهد آنان به تمامی اصول اخلاقی انسانی و دینی است.  مضاف بر آنکه نشان می دهد حاکمیت برای مقابله با مردم به مرحله استیصال  رسیده و چاره ای جز به مسلخ فرستادن کودکان فریب خورده و تطمیع شده پیدا  نکرده است. از این رو لازم می دانیم از نهادهای مسئول بین المللی درخواست  کنیم که در این باره واکنش لازم برای بازداشتن حکومت ایران از این رفتار به  شدت غیر انسانی  را نشان دهند.&lt;br /&gt;همچنین ما جوانان احزاب اصلاح طلب ضمن تشکر و سپاس از مراجع شجاعی که  مردم را تنها نگذاشته اند و همواره در کنار مردم بوده اند از دیگر مراجع  عزیز می خواهیم که همچون گذشته به صحنه بیایند و وظیفه تاریخی و دینی خود  را فرو نگذارند و سکوت خود در برابر رفتارهای غلط و خشن حاکمیت با مردم و  هزینه کردن بیت المال برای سرکوب مردم را بشکنند و به مردم بپیوندند.   مراجع عالی قدر، ما شما را پیرو امامانی می دانیم که همواره در سختی ها در  کنار مردم و در صف اول مقابله با ظلم ایستاده اند، و نیز در طول تاریخ پر  فراز و نشیب ایران بارها دیده ایم که روحانیت و مراجع چگونه با فتواهایی که  علیه ظالمین داده اند لایه های مختلف جامعه را نسبت به ظلم و ظالمین حساس  تر کرده و نیز وجاهت دین های ابزاری حاکمان را از بین برده اند. ما به  همراه فرزندان کروبی و موسوی از شما می خواهیم که در برابر بازداشت غیر  قانونی و غیر دینی و غیر انسانی رهبران جنبش و نیز سایر زندانیان مهر سکوت  را از لبان خود برداشته و تذکرات دینی و اخلاقی لازم را بدهید، اجازه ندهید  که عده ای دین را ابزاری برای هوس های دنیوی و قدرت طلبی های خود کنند و  از طریق آن کودکان و جوانان را ابزار حفاظت از جاه و مقام خود کنند و بی  گناهان را روانه زندان کنند وخون پاک مردم را بر زمین بریزند، به راستی  حفاظت از دینی که در ایران چنین به مسلخ قدرت رفته است وظیفه کسی جز شماست؟  ما دور نمی بینیم زمانی را که تیر این مستان قدرت گریبان مراجع و  روحانیانی که جز تایید آنان حرفی بر زبان می آورند را بگیرد. از شما می  خواهیم که سکوت خود را بشکنید و به این رفتارهای غلط و غیر اسلامی و غیر  انسانی اعتراض کنید و باور داشته باشید که همراهی حقطلبانه شما با مردم، با  در نظر گرفتن همه اصول دینیتان، همراهی عظیم مردم با شما را در پی خواهد  داشت.&lt;br /&gt;در پایان با یادآوری این گفته فرزندان ستودنی میرحسین موسوی و زهرا  رهنورد که ” با اطمینان به استقامت و همت و مهرورزی مردم بود که والدینمان  خرداد ۸۸ دل و جان به راهی دادند که ناهمواری و تلخیش از پیش حدس زدنی بود.  آنها چنان که می بایست و سزاوار راستگویان بود بر عهد دیرین خود با خدای  خود و شما باقی مانده اند”  ما نیز اعلام می کنیم که  در این مسیر تنهایشان  نمی گذاریم و به امید خدا ما نیز به همراه مردم بر عهد خود با خدا و ایشان  باقی خواهیم ماند و  به زودی آزادی آنان و دیگر زندانیان و ایران عزیزمان  را جشن خواهیم گرفت.&lt;br /&gt;ما بار دیگر به حاکمیت هشدار می دهیم که تداوم بازداشت رهبران جنبش و  خشونت و ارعاب خیابانی به رادیکال تر کردن فضا دامن می زند، به نظر می رسد  که بخشی از حاکمیت بقا و دوام و نفع خود را درخشن تر کردن فضای جامعه می  بیند و تلاش در به خشونت کشیدن مردم فهیم جنبش سبز دارد تا بتواند بهتر  اهداف خود را پیش ببرد، لذا از مردم هوشیار جنبش بزرگ سبز ایران می خواهیم  که مرام و مسلک مسالمت آمیز خود را کنار نگذارند و همچون همیشه هوشمندانه  در برابر تحریکات ایستادگی کنند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فاالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جوانان احزاب اصلاح طلب&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1822660949458069530?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1822660949458069530/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2011/03/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1822660949458069530'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1822660949458069530'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='هر ایرانی یک رهبر؛ به ادامه راهی که در پیش داریم بیاندیشیم'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5319392217495984831</id><published>2010-08-25T01:45:00.000+04:30</published><updated>2010-08-25T01:45:43.009+04:30</updated><title type='text'>میر حسین موسوی زندانهای خامنه ای را بدتر از زندانهای منصور دوانیقی ها و هارون الرشید ها خواند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/THQ2cRIAVcI/AAAAAAAAAOc/Xe4EZnmn8Xc/s1600/mousavi-kalam.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/THQ2cRIAVcI/AAAAAAAAAOc/Xe4EZnmn8Xc/s320/mousavi-kalam.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;تازه ترین دیدار میرحسین موسوی با جمعی از فرزندان خانواده های  ایثارگران بود.&amp;nbsp; موسوی در این دیدار ضمن ترسیم آثار جنبش سبز مردم ایران،  بر اتحاد و استقامت تا  تحقق تغییرات مطلوب در کشور تاکید کرد.&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار کلمه میرحسین موسوی جنبش سبز مردم ایران را موجب الفت و  نزدیکی اقشار مختلف مردم به یکدیگر دانست و گفت: «راهبرد زنجیره انسانی از  میدان تجریش تا میدان راه آهن در سطح ملی دنبال می شود  و همه ما با تکثر  آرا، عقاید و فرهنگها و قومیت ها به تدریج لکنت زبان خود را از دست می دهیم  و می توانیم راحت تر با هم صحبت کنیم.»&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;حلقه وصل تشکلها: آزادی٬ عدالت و پاسداری از حقوق ملت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;جنبش سبز زمینه آشتی ملی را فراهم&amp;nbsp; آورده است&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;وی در همین زمینه افزود :«تشکل های سیاسی که با سیاست های غلط از هم جدا  شده بودند، به تدریج به هم نزدیکتر می شوند، با هم مذاکره می کنند و بر سر  یک سفره می نشینند. آنچه نقطه وصل آنها با یکدیگر است تلاش برای آزادی،  عدالت و تفاهم بر سر پاسداری از حقوق ملت است. مرزهای خودی و ناخودی به  تدریج کمرنگ می شود و به جای آن تعامل و گفت و گو می نشیند. امروز به برکت  یک جنبش سبز مردمی زمینه آشتی ملی، دوستی و وحدت بیش از همیشه بین فرهنگهای  گوناگون، قومیت ها و شیعه و سنی و همه اقشار بوجود آمده است.»&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt; عده ای نفع خود را در تفرقه می بینند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt; به نام مبارزه با جنگ نرم نفرت پراکنی می کنند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;رسانه ملی را به یک رسانه تفرقه افکن یکطرفه تبدیل کرده اند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;موسوی گفت :«گرچه عده ای که نفع خود را در تفرقه و شقه شقه کردن مردم می  دانند با پرونده سازی و اقداماتی گسترده به نام مبارزه با جنگ نرم نفرت  پراکنی را ادامه می دهند و جریانهای ناسالمی که امروز گاهی در فضای مجازی  می بینیم که مقدسات را به سخره می گیرند، ریشه در این میلیاردها تومانی  دارد که به عنوان جنگ سایبری و لشگر سایبری هزینه می شود. آنها می خواهند  همانطور که رسانه ملی را با دخالت خود به یک رسانه تفرقه افکن یکطرفه تبدیل  کرده اند فضای مجازی برآمده از جنبش سبز را با ویروس های خود آلوده کنند  تا اعتماد ملت اسلامی ما از این پنجره زیبای باز شده سلب شود ولی این توطئه  نیز نتیجه عکس خواهد داد.»&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt; سیاست نامه های قدیمی هم ظلم و ویرانی ملک را قرین&amp;nbsp; هم می دانستند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;نخست وزیر دوران دفاع مقدس ضمن اظهار تاسف از اینکه نظام دچار جمود،  فساد و ظلم شده است، گفت: «نظام هم اکنون نمی تواند متناسب با تغییرات  جهانی و تغییرات داخلی تحول لازم را در خود ایجاد کند. این موضوع طبیعی هم  هست چرا که موثرترین عنصر برای تغییرات مطلوب دخالت مردم در همه امور و  رعایت حق تعیین سرنوشت برای ملت و رعایت حقوق شهروندی است. حتی سیاست نامه  های قدیمی هم ظلم و ویرانی ملک را با هم قرین می دانستند.»&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt; امروز زندانهای ما از فرزندان مبارز و آزادیخواه این کشور  پر شده&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;میرحسین گفت :«قدیم ها در کتابهای دینی خود از زندانهای منصور دوانیقی  ها و هارون الرشیدها می خواندیم و امروزه زندانهای ما از فرزندان مبارز و  آزادیخواه این کشور  پر شده است. حتی کسانی که شاکی از اتهاماتی هستند که  بر آنها وارد شده به زندان برده می شوند و تهمت زننده و دستگاههای حامی او  دور از دسترس قوه قضاییه قرار می گیرند.»&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt; رمز بازگشت نشاط به جامعه&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;موسوی کلیدی ترین رمز تحقق مردمسالاری را قبول آرای مردم دانست و گفت :  «آرای مردم است که می تواند کشور را از بحرانی که در آن گرفتار شده ،نجات  بدهد و شور و نشاط را به جامعه بازگرداند.»&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-5319392217495984831?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/5319392217495984831/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5319392217495984831'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5319392217495984831'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_25.html' title='میر حسین موسوی زندانهای خامنه ای را بدتر از زندانهای منصور دوانیقی ها و هارون الرشید ها خواند'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/THQ2cRIAVcI/AAAAAAAAAOc/Xe4EZnmn8Xc/s72-c/mousavi-kalam.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-6748635473702989707</id><published>2010-08-22T02:36:00.002+04:30</published><updated>2010-08-22T02:36:52.836+04:30</updated><title type='text'>بیانیه مادران پارک لاله(مادران عزادار)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h2 class="date-header"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div class="date-posts"&gt;        &lt;div class="post-outer"&gt; &lt;div class="post hentry"&gt; &lt;a href="" name="1007326396594644011"&gt;&lt;/a&gt; &lt;h3 class="post-title entry-title"&gt; &lt;br /&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div class="post-header"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="post-body entry-content"&gt; &lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt; &lt;b&gt;تغییر نام، اعلام خواسته‌ها و مواضع&lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt; ما، مادران عزادار پس از يكسال عزاداري همراه با دادخواهي مصمم تر از پيش  حركت خود را تا رسيدن به خواسته هاي قانونيمان ادامه خواهيم داد و در ادامه  اين راه از اين پس خود را مادران پارك لاله مي ناميم چرا كه اولين  ميعادگاه اين خانواده بزرگ پارك لاله تهران بوده و اولين تجمع سكوت در  تاريخ 6/4/88 در همين پارك برگزار گرديد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  مادران به رغم فشار، تهديد، توهين و بازداشت از پاي ننشسته، همچنان و همه جا بين مردم حضوري فعال دارند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  مادران پارك لاله، مادراني هستند كه فرزندانشان بخاطر شركت در راهپيمايي  اعتراضي، آرام و ميليوني پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به صرف  اعتراض به نتيجه انتخابات كشته شدند. اعتراضي كه  با شليك مستقيم به سمت  ميليون ها معترض پاسخ گفته شد و در نتيجه آن ده ها تن به قتل رسيدند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;a href="" name="more"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt; مادران پارك لاله، مادران تمامي زندانيان سياسي، عقيدتي، فعالان مدني و  زندانيان گمنامي هستند كه در زندان هاي كهريزك، اوين، رجايي شهر و ... كشته  شدند، شكنجه گشتند، مورد تجاوز قرار گرفتند و يا در دادگاه هاي نمايشي  محاكمه و به احكام سنگين محكوم شدند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;   مادران پارك لاله، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه هرگز از  خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي  فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور،  شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و ... از دهه شصت تا كنون  هستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt; مادران پارك لاله، مادران تمامي جوانان اين سرزمين هستند كه توسط نيروهاي  امنيتي بازداشت و سپس مفقود شدند و تاكنون هيچ اثري از آنان نيست.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;  مادران پارك لاله، مادران تمامي مجروحان حوادث يكسال اخير مي باشند كه با معلوليت زندگي مشقت باري را  پيش روي دارند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt; مادران پارك لاله، اعدام را يك قتل سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه  قتلي با هر شكل و هر نامي از جمله سنگسار و قصاص مي باشند و خواهان لغو  قانون مجازات اعدام هستند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;   مادران پارك لاله، كه خود قرباني خشونت و تبعيض عليه زنان بوده و هستند از  تمامي فعاليت هاي مخالف خشونت و برابري خواهانه حمايت مي كنند و بر همه  زنان و مردان آزاده درود مي فرستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;  مادران پارك لاله (مادران عزادار) - مرداد ماه 89&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="post-footer"&gt; &lt;div class="post-footer-line post-footer-line-1"&gt;&lt;span class="post-author vcard"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-6748635473702989707?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/6748635473702989707/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/6748635473702989707'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/6748635473702989707'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_22.html' title='بیانیه مادران پارک لاله(مادران عزادار)'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3195676346637702878</id><published>2010-08-19T03:30:00.000+04:30</published><updated>2010-08-19T03:30:28.118+04:30</updated><title type='text'>بدرقه نوریزاد به عزتکده اوین / گزارش تصویری</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;   &lt;!-- Sidebar ================================================================--&gt;     &lt;br /&gt;&lt;div class="mirzaleft2"&gt;       &lt;div class="buttom"&gt;&lt;/div&gt;بدرقه نوریزاد به عزتکده اوین / گزارش تصویری  &lt;/div&gt;&lt;div class="date3"&gt;     ۲۸ مرداد ۱۳۸۹  &lt;/div&gt;&lt;strong&gt;تحول سبز:&lt;/strong&gt; محمد نوریزاد کارگردان و فیلمنامه نویس  آزاده شامگاه چهارشنبه در پی احضار دادستانی به اوین بازگشت.&lt;br /&gt;به گزارش تحول سبز، نوریزاد در حالی به اوین بازگشت که جمع کثیری از  خانواده های زندانیان سیاسی و هوادارانش او را بدرقه میکردند.وی در مصاحبه  با برخی برگزاریها احضارش به اوین را بی ارتباط با نامه اخیرش به آیت الله  خامنه ای نمی داند.&lt;br /&gt;گفتنی است در چند روز گذشته موج جدیدی از بازگرداندن آزادگان سبز به  زندان در ابتدای ماه مبارک رمضان به راه افتاده است.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8684.jpg"&gt;&lt;img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-5463" height="300" src="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8684.jpg" title="IMG_8684" width="450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8698.jpg"&gt;&lt;img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-5464" height="300" src="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8698.jpg" title="IMG_8698" width="450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8718.jpg"&gt;&lt;img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-5465" height="435" src="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8718.jpg" title="IMG_8718" width="450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8779.jpg"&gt;&lt;img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-5466" height="300" src="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8779.jpg" title="IMG_8779" width="450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8787.jpg"&gt;&lt;img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-5467" height="300" src="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8787.jpg" title="IMG_8787" width="450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8796.jpg"&gt;&lt;img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-5468" height="300" src="http://images.tahavolesabz.com/wp-content/uploads/2010/08/IMG_8796.jpg" title="IMG_8796" width="450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3195676346637702878?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3195676346637702878/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_477.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3195676346637702878'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3195676346637702878'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_477.html' title='بدرقه نوریزاد به عزتکده اوین / گزارش تصویری'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-9101011970588058992</id><published>2010-08-19T03:18:00.000+04:30</published><updated>2010-08-19T03:18:19.942+04:30</updated><title type='text'>مرا بکجا خواهند برد در زندان اوین ؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/TGxiv0DzXtI/AAAAAAAAANs/zJcSA66jj2k/s1600/41cdaa27fc2678e423c29a0e783fca02-300x227.JPG" imageanchor="1"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/TGxiv0DzXtI/AAAAAAAAANs/zJcSA66jj2k/s1600/41cdaa27fc2678e423c29a0e783fca02-300x227.JPG" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;نمی دانم مرا بکجا خواهندبرد . انتظار پذیرایی ندارم . انتظار رفتار و  برخورد خوب ندارم . ممکن است مرا بزنند . بدجوری .&lt;br /&gt;ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند . بدجوری .&lt;br /&gt;وممکن است حتی مرا بقول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند .  هرچه را که پیش آیدبه آغوش می کشم . برای آینده ی مردمان سرزمینم . بدرود&amp;nbsp; .&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-9101011970588058992?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/9101011970588058992/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_19.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/9101011970588058992'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/9101011970588058992'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_19.html' title='مرا بکجا خواهند برد در زندان اوین ؟'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/TGxiv0DzXtI/AAAAAAAAANs/zJcSA66jj2k/s72-c/41cdaa27fc2678e423c29a0e783fca02-300x227.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-368218553239876856</id><published>2010-08-16T19:56:00.001+04:30</published><updated>2010-08-16T19:56:17.137+04:30</updated><title type='text'>آخرین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h1&gt;آخرین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر&lt;/h1&gt;&lt;div class="tweetmeme_button" style="float: right; margin-left: 10px;"&gt;&lt;iframe frameborder="0" height="61" scrolling="no" src="http://api.tweetmeme.com/button.js?url=http%3A%2F%2Fdanaei.info%2F%3Fp%3D548&amp;amp;style=normal" width="50"&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و  شما را به کام خود فرو خواهد کشید.  جنازه‌ی ما را که ناشناس و بی‌کس و  کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور  می‌سپرند، و جنازه‌ی شما را که معروف  عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست  می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان،  جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و  صدها میهمان خارجی، در آرامگاه  ابدی‌تان می‌نهند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سلام و درود به محضر رهبر گرامی ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای&lt;/div&gt;مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد  کشید.  جنازه‌ی ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور   می‌سپرند، و جنازه‌ی شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست   می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و   صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند. مزار ما، گذرگاه باد و   باران و محل تابش آفتاب داغ می‌شود، و مزار شما، با گنبد و بارگاهی مجلل،   با تالارها و شبستان‌ها و رواق‌ها و صحن‌ها و هتل‌ها و دانشگاه‌ها و   حوزه‌های علمیه، و با فروشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و بوستان‌هایی پر از گل و   گیاه، آذین خواهد یافت.&lt;br /&gt;ما، که غریب و گم‌گشته‌ایم، زود از خاطره‌ها محو خواهیم شد، شما اما، که  از  سامان‌دهندگان بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین‌اید، تا روزگاران دراز بر  سر  زبان‌ها خواهید بود. با هر آنچه که ما نخواهیم داشت، و با همه‌ی آنچه  که  شما خواهید داشت، یک سرنوشت مشترک، ما را و شما را به هم پیوند می‌زند.  و  آن: پوسیدن و خوراک مار و مور شدن جسم‌هایمان، و پاسخ‌گویی به رفتار و   اعمال دنیاوی‌مان در سرای باقی است. و باز این که: ترازوی دقیق و مویین   خدا، به یک جهش، تکلیف خرد و کلان ما بی‌نشانان را مشخص می‌کند، و &amp;nbsp;تعیین   تکلیف شما، به خاطر مسئولیت‌های فراوانتان به درازا خواهد کشید.&lt;br /&gt;گرچه در دستگاه سریع‌الحساب خدا، زمان به کشداری ایام عمر ما نخواهد  بود،  با شما اما، تا به ریز ریز امضاها و امر و نهی‌ها و خنده‌ها و اخم‌ها  و  طردها و جذب‌هایتان رسیدگی نشود، زمان بر شما به کندی گام‌های مور، گذر   خواهد کرد.&lt;br /&gt;ما را و شما را یک به یک بر بلندی‌های محشر می‌ایستانند تا راضیان و   ناراضیان با عبور از مقابل ما، ما را و شما را شناسایی کنند و فریاد   هواخواهی و دادخواهی سر دهند. ما را که آوازه‌ای با ما نیست، مردمان   فراوانی نخواهند شناخت، شما را اما دوستان راضی، و شاکیان ناراضی بسیار   خواهد بود.&lt;br /&gt;دوستان و دوستداران شما، از نیکی‌های شما خواهند گفت. که:&lt;br /&gt;خدایا، ما شاهد بودیم که سیّد علی خامنه‌ای، سخنوری شجاع و نترس و صاحب   نفوذ بود. ما را در همه حال به تقوای الهی دعوت می‌نمود. صدای خوشی در  نماز  داشت. از مال دنیا هیچ برای خود برنداشت. یک تنه دست به گلوی آمریکا و   اسراییل فشرد و جلوی چشم مردمان دنیا، با این زورگویان خدانشناس درافتاد.   سید عزیز، کشور ما را از هزار توی فتنه‌ها عبور داد و به هر بهانه، ما را   از دشمنان در کمین باخبر کرد و بر حذر ساخت. در زمان دراز رهبری او، کشور   ما گرچه درفقر و فساد ریشه‌داری دست و پا می‌زد، همزمان اما از سلول‌های   بنیادین به شلیک موشک‌های یک و دو و سه‌ی شهاب، و از آنجا به غنی‌سازی   اورانیوم، و از آنجا به پرتاب ماهواره‌ی امید، و حتی به پیروزی حزب‌الله   لبنان در جنگ ۳۳ روزه بر اسراییل دست یافت. ما ای خدا، در زمان رهبری او،   از انزوای فقر به در آمدیم و به نوا رسیدیم. خدایا، ما که در دنیا از او، و   از رهبری او خوش و خشنود بودیم، تو نیز بیا و از او راضی باش و حساب و   کتاب دنیا را بر او آسان بگیر و در بهشت خودت جا و مرتبه‌ی مناسبی برای او   مهیا کن.&lt;br /&gt;رهبر گرامی،&lt;br /&gt;همه‌ی ما قبول داریم که شما هوشمندی‌ها و درایت‌های موثری را به روان  جامعه  جاری فرمودید، اما شرمنده‌ام که &amp;nbsp;فراتر از دوستان و دوستداران شما،  که  عمدتا از بهره‌مندان رهبری شمایند، جماعتی نیز از شما به خدا شکوه  خواهند  کرد. من، از باب دوستی و رفاقت، و از باب فردای نیکی که برای شما  آرزو  دارم، شمارگانی از این شکوه‌ها را برای شما واگویه می‌کنم تا مگر در  این  فرصت باقیمانده، خود را برای پاسخ‌گویی به مطالبات رها مانده‌ی مردم  در  پیشگاه عدل خدا &amp;nbsp;آماده کنید. با این اشارت، که دستگاه حسابگری خدای  متعال،  خود به ذات رفتار ما و شما واقف است، و ابراز رضایت و شکایت  مردمان، تنها  تراشه‌ی نوری است از عدالت او تا حجت بر همگان ما وشما تمام  شود. از زبان  شخص شما بارها و بارها شنیده‌ایم که: مراقب ”حق النّاس”  باشید. هرآنچه که  من در اینجا از شکواییه‌ی مردمان‌مان در محشر عدل خدا بر  می‌شمرم، گزیده‌ای  از میلیون‌ها حق پنهان و آشکاری است که شما چه بخواهید  و چه نخواهید، باید  بدان‌ها پاسخ گویید.&lt;br /&gt;شاید دوستان چشم‌بسته‌ی حضرت شما که در دستگاه‌های قضایی و امنیتی به  انجام  وظیفه مشغولند، از نمونه‌ی پرسش‌هایی که من برای شما آورده‌ام  برآشوبند و  با من آن کنند که با صدها بی‌گناه کرده و می‌کنند، شما اما  بزرگوارانه به  آنها بفرمایید: چه نوری‌زاد را خاموش کنید و چه نکنید، و چه  او را به داغ و  درفش بسپرید و چه به تبعید و آوارگی‌اش دراندازید، من  خامنه‌ای در فردای  حسابرسی نافذ خدا با همین پرسش‌ها مواجهم. او را رها  کنید که او حق دوستی  را با من بجای آورده و مرا از فردای بی‌کسی‌ام باخبر  کرده است. پس با این  مقدمه، شما را به عرصه‌ی محشر می‌برم. به همان بلندی  مشرف. شما هستید و  مردمان معترض. و خدایی که قاضی منصف این عرصه حساس و  حتمی است.&lt;br /&gt;در آن وادی پراضطراب، شاکیان شما از شما به خدا شکوه خواهند کرد و ندا در خواهند داد:&lt;br /&gt;۱- ای خدا، سیّدعلی خامنه‌ای، درکنار خوبی‌هایی که باید می‌داشت و داشت، و   با کارهای خوبی که باید انجام می‌داد و داد، از همان بدو رهبری اما، برطبل   تفرقه‌ی آحاد مردمان کوفت و با علم کردن بیرق «خودی و غیرخودی» جامعه را  رو  به انشقاق هرچه بیشتر شتاب داد. وی، هیچ‌گاه به ما که موافق او و  کارهای  او نبودیم، روی خوش نشان نداد و تا توانست، راه‌های عبور ما را  مسدود کرد.  خدایا، مگر نه این که او، علاوه بر آن که رهبر موافقان خود  بود، رهبر ما  مخالفان و منتقدان خود نیز بود؟ از او بپرس چرا حق رهبری را  درباره‌ی ما  مخالفان ادا نکرد؟ چرا بیهوده ما را به تنگنای دشمنی  درانداخت؟ چرا حقوق ما  را به هیچ گرفت؟ چرا در همه جا، گزینش‌گران او، راه  را بر ما و بر فرزندان  ما بستند و حیثیت اجتماعی و شهروندی ما را منکر  شدند؟&lt;br /&gt;۲- خدایا، دوره‌ی طولانی رهبری سیّدعلی خامنه‌ای، مرهون همراهی و همدلی  ما  مردمان ایران بود. او – سیدعلی – هیچ‌گاه از جانب ما مردم به مشکلی که  ناشی  از عدم همراهی ما باشد، در نیفتاد. ما ایرانیان، جز همراهی با هر  آنچه که  او می‌خواست و بدان متمایل بود، دغدغه‌ای نداشتیم. اما عجبا که  درهمان  سال‌های رهبری او، جو جامعه، به لایه‌های تودرتوی خوف و هراس آلوده  شد.  جمعی از مردمان، به خاطر کمترین اعتراض و نقد از بزرگان تحمیلی، به  حبس و  شکنجه در می‌افتادند و دچار آسیب‌های روانی و اجتماعی فراوان  می‌شدند.  شب‌ها و روزهای خانواده‌های بسیاری، در متن اضطراب سپری می‌شد.  تا بدانجا  که: امنیت روانی جامعه مخدوش گردید. فضای تلخ پلیسی، جان جامعه  را خراشید.  امنیتی هم اگر بود، برای موافقان او بود. نصیب مخالفان، گرچه  نخبه و برجسته  و کاردان و کارآمد، جز هراس، هیچ نبود.&lt;br /&gt;۳- خدایا، در دوره‌ی رهبری سیّدعلی، قانون، و تن سپردن مسئولان به  قانون،  خوار و خفیف شد. خواص، از قانون، نردبانی برای بالا رفتن از  فرصت‌ها  پرداختند. &amp;nbsp;یک فلک‌زده بی‌نشان، بخاطر یک میلیون بدهی، به زندان  حکومت  می‌افتاد، اما رییس‌جمهور مطلوب او، و معاون اول رییس‌جمهور، و برخی  از  وزرا و مدیران دولتی او، با میلیاردها اختلاس و کلاشی، در ماراتن فریب   مردم، دکمه‌های بیخ گلو را به رخ می‌کشیدند و به ریش قانون و به ریش مردم   می‌خندیدند. همین قانون، درمجلس، فرش زیر پای نمایندگان بزدل مجلس می‌شد.   تا در دستگاه قضایی توسط برخی از قاضیان مرعوب و رشوه‌خوار ذبح شود، و   پوستش به دست جمعی از ماموران وزارت اطلاعات دریده گردد، و تا مایملکش، به   یغمای آن دسته از سپاهیانی رود که در چارچوب قانون می‌ایستادند و هیکلش را   رنگ می‌زدند.&lt;br /&gt;۴- خدایا، در زمان رهبری سیّدعلی، کارهای خوب و فراوانی صورت گرفت، با  آن  همه اما، &amp;nbsp;اعتیاد و بی‌کاری و مصرف فراوان، عضو موثری از شاکله‌ی کشور  شد.  آبروی کشور در سطح جهان، فرو کشید و به انتهای جدول آبروداران جهان  نزول  کرد. علتش این بود که هم خود سیدعلی، و هم دولتمردان، و هم مجلسیان، و  هم  قاضیان، و هم پاسداران، و خلاصه: همه و همه، مشغله‌هایی پیدا کرده  بودند که  سخت مشغولشان کرده بود و فرصتی برای آنان &amp;nbsp;باقی نمانده بود تا به   سالم‌سازی فضای کلی جامعه بپردازند. وقتی هر یک از اینان به کارهای  متعددی  گرفتار بودند، کسی نمی‌ماند که به اعتیاد گسترده‌ی مردان و زنان و  جوانان  کشور، و به بیکاری آنان، و به مصرف‌گرایی فراوان‌شان، و به  کج‌روی‌های  مکررشان رسیدگی کند.&lt;br /&gt;۵- در زمان سیّدعلی، خدایا، ریا و چاپلوسی و دروغ و مسئولیت‌ناپذیری  مردم و  مسئولان، به فرهنگی رایج منجر شد. مسئولان، پیوسته دروغ گفتند و کج  رفتند،  و مردم، با نگاه به آنان، از آنان آموختند: آنجا که فرد نامتعادلی  چون  رییس‌جمهور دروغ می‌گوید و پول و فرصت مردم را بالا می‌کشد و دوستان  خود را  نیز دراین حرام‌خواری و به باد دادن فرصت‌های بی‌بازگشت کشور تهییج   می‌کند، پس چرا آنان نخورند و مصرف نکنند و دروغ نگویند و دوستان و   هم‌کیشان خود را به نوا نرسانند.&lt;br /&gt;۶- نخبگان، خدایا، به دلیل بر سر کار بودن ناشایستگان و نالایقان، و به   دلیل تخریب وجهه‌ی قانون، و به خاطر امنیتی که وارونه عربده می‌کشید،   ناگزیر به خارج از کشور پناه بردند. و کشور، روز به روز، به فقر نخبگی   درافتاد. کارهای محوری کشور بر زمین ماند. مدیریت کودنانه‌ی مبتنی بر   نفت‌خواری، نشان داد که جز شعارهای سطحی سال به سال، هیچ تحرک قابلی برای   اقتصاد غیرنفتی کشور در کار نبود. خدایا بزرگان ما، ما را جوری تربیت کردند   که جز مصرف و کم‌کاری و کج‌روی، دغدغه‌ای نداشته باشیم. نخبه‌ها رفته   بودند و کشور، دربست در دست آنانی بود که با نخبگی نسبتی نداشتند. و همین   آفت نخبه‌کشی و گرایش به بی‌نخبگی، باعث شد که کارها بدست نااهلان و   بی‌سوادان بیفتد و دارایی‌های کشور به باد داده شود.&lt;br /&gt;۷- خدایا، در زمان سیّدعلی، بویژه در اواخر عمر او، مردمان، که طبق  قانون،  از حق انتقاد و اعتراض و اعتصاب برخوردار بودند، هیچ‌گاه فرصتی  برای ابراز  خواسته‌های خود نیافتند. کمترین تقلای نقد و اعتراض آنان بحساب  دشمنی و  جاسوسی و براندازی گذارده می‌شد، و در حرکتی همه‌جانبه، همه‌ی  معترضان به  شکنجه و زندان و انفرادی درمی‌افتادند، و در احکامی مضحک و از  پیش مشخص، به  سه سال و پنج سال و ده سال و اعدام، محکوم می‌شدند.&lt;br /&gt;۸- خدایا، دیدی که خامنه‌ای، در کنار همه‌ی خصلت‌های خوبی که داشت، برای   تداوم رهبری‌اش اما، مقوله‌ای به اسم نظارت استصوابی را در انتخابات مجلس   خبرگان باب کرد تا مبادا، نماینده‌ای مستقل و منتقد و صاحب‌رای، به آن  مجلس  راه یابد و به ساحت رهبری او و خطاهای رهبری او متعرض شود. نتیجه این  شد  که نقد از رهبری به گناهی نابخشودنی تغییر ماهیت داد و کسی را جرات  اعتراض و  ایراد و پرسش نماند. و باز نتیجه این شد که هاله‌ای از تقدس به  ساحت رهبری  او راه یافت و بکلی سیدعلی را از دسترس ما مردم جدا کرد و به  دوردست‌های  تقدس برد و بر سریر سروری نشاند. قدرت مطلقه‌ای که او برای خود  سامان داده  بود، هرگز به کسی و جریانی اجازه‌ی ورود به حریم &amp;nbsp;آسیب‌شناسی  خیرخواهانه  رهبر نداد. نتیجه این شد که خلاف‌کاری، به بدنه‌ی بیمار و  تب‌آلود ارکان  اصلی کشور رسوخ کرد. و کسی نبود از کسی مطالبه‌ی حق مردم  کند. کشور سال به  سال، از جهات گوناگون فرو کشید و در زباله‌ی روابط تو در  توی مناسبات سخیف  طایفگی فرو رفت و پس کشید و با همه‌ی هزینه‌ها و شهیدها  و آسیب‌ها و  زحمت‌ها، به جایی نیز نرسید.&lt;br /&gt;۹- در ادامه‌ی این فروپاشی‌های همه‌جانبه، &amp;nbsp;به چهره‌ی کلی کشور نقابی از   دروغ بسته شد. به نحوی که: صدا و سیما، خشن‌ترین دروغ‌ها را آذین بست، و   وجهه‌ی ملی بودن خود را در سانسوری سراسیمه و گسترده، به فریبی مشمئزکننده   تنزل داد. و سایر رسانه‌ها نیز، به تلمبه‌ای مانند شدند که از چاه آب، به   جای آب، سرگین‌های بویناک بیرون می‌کشیدند و جبّارانه آن را بر طبق نیاز   مردم می‌نهادند.&lt;br /&gt;۱۰- خدایا، سیّدعلی، رسما در دفاع از فرد کم‌خردی چون احمدی‌نژاد به  میدان  رفت و سیمای مستقل رهبری خود را خرج او کرد تا به زعم خویش حفظ نظام  را که  از اوجب واجبات بود، جامعیت بخشد. و حال آن که، حفظ نظامی که تا  گلو در  پلشتی و دروغ و فریب و ورشکستگی فرو رفته بود، جفا به مقام  خداوندگاری تو، و  جفا به ما مردم و نسل‌های بعدی ما بود. باید آن نظام  آلوده به دروغ، جایش  را به یک نظام درست می‌داد اما خامنه‌ای راه را بر  هرگونه تغییر بست تا  بساط قدرت، همچنان در اختیار او باشد.&lt;br /&gt;۱۱- خدایا، در زمان دراز رهبری سیّدعلی، نمایندگان روحانی او، به هر  کجای  مقدّرات جامعه سر فرو بردند و بی آن که مسئولیتی بپذیرند، در بایدها و   نبایدها و حیثیات کلی کشور دخالت کردند. و چون سواد و آگاهی و تخصصی در  آن  امور نداشتند، روند اوضاع کشور را به قهقرا بردند. سال به سال، کشور،  به  لحاظ علمی، و به لحاظ توسعه و رشد در موازین حقوقی و اجتماعی و فرهنگی،  فرو  کشید. تا آن که در انتهای رهبری او، جمهوری اسلامی ایران، در کنار  کشورهای  ورشکسته، به آمار جهانی راه یافت. اختناق و سانسور و حق‌پوشی، به  رویه‌ای  متداول بدل شد. هم در میان مردم، و هم حتی در میان روحانیان.  روحانیتی که  جذابیت منبر و خطابه‌اش در آزادگی‌اش بود، و در سخنوری  شورانگیز و  منتقادانه و روشنگرانه‌ی او، به آنچنان بهتی از ترس و خط  قرمزهای حکومتی در  افتاد که در منبر او هیچ فصل مشترکی از درد و داغ  مردمان مشاهده نشد. این  بهت ناشی از ترس، به خانه‌ی معنوی روحانیان که  حوزه‌های علمیه باشد نیز راه  یافت و از او چهره‌ای مخوف پرداخت. هیچ  روحانی مستقلی پیدا نشد که ترس را  زیر پا بگذارد و سخن از بغض‌ها و  درد‌های مردم بگوید و انگشت بر نقد مراجع و  حوزه‌ها و حاکمیت بگذارد.  روحانیتی که هویتش در استقلال و عدم وابستگی‌اش  به حکومت‌ها بود، به  آنچنان روزی از بی‌هویتی دچار شد که جز روحانیان  مجیزگو را فرصت منبر و  تبلیغ نماند. چرا که روحانیان منتقد، به اسم منافق،  از گردونه‌ی مجامع و  حوزه‌های علوم دینی کنار گذارده می‌شدند. در عوض،  مداحان سطحی و فریبکار،  فرصت جولان یافتند و طی سالهای متمادی، بلایی بر سر  اسلام و شرافت دینی  مردم آوردند که اگر کینه‌توزترین دشمنان اسلام نیز به  واژگونی تشیع در  کشور ما اراده داشتند، هرگز به این سهولت به آرزوی خود  نمی‌رسیدند.&lt;br /&gt;۱۲- خدایا، سیدعلی، با گماردن افراد سست و بی‌دانشی چون شیخ محمد یزدی  بر  راس دستگاه قضا، حیثیت قضا و قضاوت را در کشور ما به خاک انداخت. در   کشورهای کافر دنیا، عدالت ناشی از قانون، حتی به رییس‌جمهور و دولت و   بزرگان آن کشور می‌پرداخت و به محض تشخیص خطا، آنان را از بلندای قدرت به   زیر می‌کشید. اما در کشور ما، قانون و قضا، به طنزی بدل شد که جز شوخی از   آن چیزی مستفاد نمی‌شد. ظاهرا همگان، و بویژه بزرگان، راه‌های گریز و دور   زدن قانون را به خوبی دریافته بودند و دلیلی برای هراس از گرفتاری نداشتند.   آنچنان که گویا جمعی از قاضیان به رشوه، و جمعی به نابخردی، و جمعی به   انتشار نکبت در دستگاه قضا مامور شده بودند. و در آن میان، از دست قاضیان   صادق و قلیل نیز کاری ساخته نبود. اوج فلاکت دستگاه قضا آنجا پا گرفت که   روحانی خالی‌الذهنی چون صادق لاریجانی به حکم سیدعلی بر مسند قاضی‌القضاتی   کشور نشست. در طول تاریخ و در همه جای دنیای فهم، قاضی‌القضات به کسی گفته  و  می‌گویند که در کار قضا و قضاوت، هم بلحاظ علمی، و هم از حیث تجربه،   کارآمد قاضیان و کارکشتگان دستگاه قضا بوده باشد. اما این شیخ، بدون این که   ذره‌ای تجربه، و ذره‌ای دانش قضایی داشته باشد، بر مسندی نشست که هرگز   مستحقش نبود. وی، نیامده آستین‌ها را بالا زد و گوش بفرمان شد و هرچه را که   ماموران وزارت اطلاعات و پاسداران امنیتی به او دستور فرمودند، در دستور   کار خود قرار داد و برای اولین بار در تاریخ قضا و قضاوت، به خلق جرم‌هایی   مبادرت ورزید که از فرط سستی، &amp;nbsp;کودکان را نیز به خنده وا می‌داشت. اما  همین  جرم‌های خنده‌دار، باعث شد که با امضای این شیخ قضاوت نکرده و قضاوت   ندیده، ناگهان صدها مرد جوان و پیر و زن و دختر به زندان‌های انفرادی و   شکنجه در افتادند. خدایا، ما به چشم خود دیدیم که انسانیت، در آن ژولیدگی   قضایی، چگونه به هیچ گرفته شد، و عدالت و علی و اولاد علی، و همه‌ی   آموزه‌های دینی، به اسم دین چگونه به مسلخ برده شدند.&lt;br /&gt;۱۳- البته خدا، در همه‌ی این سال‌ها، سیدعلی، فرهنگ شعارگویی و  شعارخواری  را در جامعه‌ی ما به اعلا درجه رساند. تا توانست، با الفاظی تند  و گزنده، و  با ادبیاتی که دوره‌اش سپری شده بود، با قدرت‌های برتر جهان  سخن گفت. بی  آن که پا به پای مرگ بر آمریکاهای مکررش، در داخل، مقدمات  درستی و عدل و  انصاف و کار و تولید و معیشت و رشد و توسعه و بالندگی را  فراهم آورد. این  ادبیات، از گنجینه‌ی دارایی‌های خود، فرد منطبقی چون  احمدی‌نژاد را برگزید و  برکشید و بر مسند نشاند تا بلندگوی شعارگویی  فعال‌تر شود، و سفره‌ی  شعارخواری عوام، با همه‌ی فلاکتی که گرفتارش بودند،  آذین یابد. این شعارها،  کشور ما را بر صدر جدول نفرت مردمان جهان نشاند.  هر کجا در هر نقطه از  جهان فهم، تا اسم ما ایرانیان شنیده می‌شد، ای خدا،  بی آن که دیرینگی چند  هزار ساله‌ی ما، و دارایی‌های علمی و فرهنگی ما  متبادر شود، تندی و عبوسی و  هیمنه‌ی تروریستی ما تبلیغ می‌شد.&lt;br /&gt;۱۴- خدایا، ما از همین صحرای محشر، با صدای بلند اعلام می‌داریم:  &amp;nbsp;ماموران  سیدعلی ممکن است از مطالعه‌ی این نوشته برآشوبند و برای  نویسنده‌ی صادق آن  برنامه‌ای تدارک ببینند. به آنان بگو که اگر نوری‌زاد  در زمان علی (ع) بود و  این نامه را از سر خیرخواهی و حتی انتقاد صرف برای  او می‌نوشت، با آغوش  گشوده‌ی علی و یاران او مواجه می‌شد و هرگز کسی متعرض  او نمی‌شد. اما چرا  در جامعه‌ی ما، علی و اولاد علی، برای حکومتی هزینه  شدند که نسبتی با عدل و  سیره‌ی علی نداشت اما مرتب از علی سخن می‌گفت و از  همگان انتظار همراهی  داشت و همگان را نیز به عاقبت کوفیان و خائنان کوفه  احاله می‌داد.&lt;br /&gt;۱۵- خدایا، سیّدعلی، با همه‌ی مراتب علمی‌اش، و با همه‌ی زیرکی و شم  شریف  سیاسی‌اش، و با همه‌ی ذکاوت‌های منحصر بفردش، بی آن که خود به عاقبت  رفتارش  بیندیشد، به برآوردن قدرتی مخوف و پنهانی دست برد. سپاه را که باید  از  مراودات سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی به دور می‌بود، به هر کجای مواضع  &amp;nbsp;کشور  نفوذ داد و مستقیما دایره‌ی سیاست را که به سلامت روانی آحاد مردم و   برجستگان سیاسی کشور محتاج است، به قمه و کلت و ضرب و شتم و زندان و  شکنجه  آلوده کرد. به موازات دستگاه رسمی وزارت اطلاعات، سپاه را واداشت تا  او نیز  به کارهای اطلاعاتی و امنیتی ورود کند و بساط موازی و مشرف بر  وزارت  اطلاعات را در همه جا بگستراند. این قدرت پنهان، هم خود قاچاقچی  فعالی بود و  سالانه میلیاردها دلار از مبادی رسمی و غیررسمی به واردات  کالا مبادرت  می‌کرد، و هم با کلت و بی‌سیم و مسلسل خود در مناقصه‌های  اقتصادی شرکت  می‌نمود و در همه جا نیز &amp;nbsp; برنده‌ی بلامنازع این مناقصه‌ها  بود، و هم به  تنظیم روان امنیتی کشور – آن‌گونه که خود می‌خواست – دست  می‌برد.&lt;br /&gt;مشغله‌های این چنینی، ای خدا، باعث شد که سیّدعلی، هرگزبه میزان مصرف  مواد  مخدر در کشورش که در صدر جدول جهانی بود، نیندیشد. و همچنین، هیچ‌گاه  به  رواج تن‌فروشی دخترکان و زنان سرزمینش، و به فروپاشی روال رایج  فعالیت‌های  اقتصادی مردمش، و به اسلامی‌که زیر دست و پای ماموران قلدر و  بی‌خرد، و  مسئولان بی‌کفایت، و قاضیان مرعوب و ناسالم پرپر می‌زد و  استمداد می‌طلبید،  توجه نکند.&lt;br /&gt;۱۶- تا این که ندانم‌کاری‌ها و شعارگویی‌ها و فریبکاری‌های فرد نالایقی  چون  احمدی‌نژاد، سرنوشت سوزناک ما را به تحریم و تقبیح و تحقیر جهانی   درانداخت. بله ای خدا، جهانیان، با هر نیت و با هر آواری که برای ما تدارک   دیده بودند، در تحریم همه‌جانبه‌ی ما متحد شدند. التماس‌های پنهان و آشکار   رییس‌جمهور آشفته حال ما به جایی نرسید. تا این که متحدان جهانی، با همین   تحریم‌های همه‌جانبه، بساط کاذب برقراری و برپایی ما را برچیدند و بر  زمین  گرممان کوفتند.&lt;br /&gt;رهبر گرامی‌ما،&lt;br /&gt;کامتان شیرین. اگر که، از مطالعه‌ی این نوشته کامتان تلخ شده است. ما به   همگان، و حتی به کودکانمان آموخته‌ایم: دوستی در صداقت است، گر چه تلخ.  اگر  مرا بنا بر چاپلوسی و فریب بود، شما را با الفاظی &amp;nbsp;نرم و سراسر  مداحانه  &amp;nbsp;می‌ستودم. اما چه کنم که هنوز شما را دوست دارم و به نام نیک شما  در  پهنه‌ی تاریخ این سرزمین، سخت مشتاقم. پس، این آخرین نوشته‌ای است که   مستقیم، رو به شما می‌نویسم. و خود، به عاقبت تلخ آن واقفم. چرا که  ماموران  و قاضیان گوش بفرمان ما، در کار خود استادند. آنان نیک می‌دانند  چگونه یک  معترض و منتقد را با شکنجه و فحش‌های ناموسی به تنگنای روحی و  روانی در  اندازند. من همه‌ی این ابتلائات آتی را بجان می‌پذیرم تا صدای  سخن خود را  به گوش حضرت شما برسانم.&lt;br /&gt;ای کاش بعد از پنج نامه‌ای که چه در بیرون زندان و چه از داخل زندان  برای  جنابعالی نوشتم، مرا فرا می‌خواندید و بر من می‌آشفتید که فلانی، تو  را چه  می‌شود؟ مرگت چیست؟ و من، با شما، نه از فرصت‌های از کف رفته، نه از  بسیج و  سپاه واژگون شده، نه از بن‌بست حتمی و فروپاشی عن‌قریب، نه از  مردم از کف  رفته، نه از فلاکت جهانی مردمان ایران، بلکه از ضربه‌هایی  می‌گفتم که بر در  خانه‌ی شما می‌خورد و شما آن‌ها را نمی‌شنوید. و آن،  ضربه‌های کف دست مرگ  است که بر خانه‌ی دل ما و شما می‌خورد و ما بی‌اعتنا  به او، سر به کار  دلخواه خود فرو برده‌ایم. بله رهبر گرامی، مرگ، بی‌گمان  سر خواهد رسید، و  ما و شما را به کام خود فرو خواهد کشاند. جنازه‌ی ما را  که ناشناس و بی‌کس و  کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ی  شما را که معروف  عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و  بر سر زنان، جلوی  چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی،  در آرامگاه ابدی‌تان  می‌نهند.&lt;br /&gt;رهبر گرامی‌ما،&lt;br /&gt;این که ”آخرین نامه” را به این نوشته عنوان داده‌ام، نه از این روی است  که  امیدم از شما و اصلاح امور کشور سلب شده است، بلکه آرزو دارم در این  روزهای  پایانی عمر، نام نیکی از خود به یادگار گذارید و خطاهای رفته را به  سامان  خویش باز آورید. فردا، مردم از ما که بی‌نشان و بی‌آوازه‌ایم، هیچ  نخواهند  گفت، اما از شما، به محافل مردمان، سخنان فراوانی راه خواهد یافت.  آنان با  غرور خواهند گفت: خامنه‌ای، رهبری فهیم و باخرد بود. گرچه در  مقطعی از  اواخر عمرش، رشته‌های اداره‌ی کشور از دستش به در رفت و خسارت‌ها  بالا  گرفت، در سال‌های بعد اما، وی به مجاهدتی شبانه روز پرداخت. دل‌های  رمیده  را از هر سو بر سر سفره‌ی همدلی باز آورد و برای ایرانیان پراکنده  آغوش  گشود. اشک‌ها را سترد. قدرت‌های در سایه را از هر کجای کشور به زیر  کشید.  به نمایندگان مردم اقتدار بخشود. خود را، همچون نلسون ماندلا، از  منصب‌های  کلیدی کشور کنار کشاند و راه را بر حاکمیت قانون هموار ساخت.  بساط  رابطه‌های مخوف را برچید. آدم‌های کم‌خرد خانه کرده بر مسندها را به  زیر  آورد و برجستگان و شایستگان را بر سر کارها گمارد. مرز مضحک میان خودی  و  غیرخودی را محو کرد و شرافت مخدوش ایران و ایرانی را ترمیم کرد و  برکشید.&lt;br /&gt;آری رهبر گرامی،&lt;br /&gt;همه‌ی ما دوست داریم شما را بر بلندای سربلندی ببینیم و نام نیک شما را  بر  تارک هماره‌ی تاریخ &amp;nbsp;سرزمین خویش تماشا کنیم. شما اکنون، در دو قدمی یک   چنین افق مبارکی ایستاده‌اید. در این یک سال گذشته، مردمان ما توسط همان   قدرت‌های در سایه، به آسیب و تفرقه و انشقاقی بزرگ دچار شده‌اند. به امید   روزی در همین نزدیکی‌ها، که با درایت شما، همه‌ی دورنگی‌ها به یک‌رنگی، و   همه‌ی جدایی‌ها به یکتایی منجر شود. و این، ممکن نخواهد شد الا با به بازی   گرفتن فهم مردمان. حکومتی که بر جهل مردمان خویش خانه بسازد، شایسته‌ی   حتمی‌فروپاشی است. و شما نیک‌تر از ما می‌دانید که: ما را جز به فرا بردن   فهم‌ها، و اعتنا بخشودن به خواست مردمان‌مان چاره‌ای نیست.&lt;br /&gt;رهبر گرامی،&lt;br /&gt;اگر پرسش شما این است که از کجا می‌توان آغاز کرد، پاسخ می‌دهم: به یک   دستور شریف شما همه‌ی زندانیان بی‌گناه ما به آغوش عزیزان خویش باز   می‌گردند. این همان بارقه‌ی پربرکتی است که امید بارش آن را به شما دل   بسته‌ایم. مابقی راه را خود خدا پیش روی شما خواهد گشود. و من، نام نیک شما   را می‌بینم که مردمان ما با غرور بر زبان می‌آورند و بدان مباهات  می‌کنند.  یا علی!&lt;br /&gt;فرزند شما: محمد نوری‌زاد &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;بیست مرداد هشتاد و نه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-368218553239876856?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/368218553239876856/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/368218553239876856'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/368218553239876856'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_16.html' title='آخرین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-4011854194502906882</id><published>2010-08-13T12:51:00.001+04:30</published><updated>2010-08-13T12:54:47.237+04:30</updated><title type='text'>پرونده سازی، مغز شویی و خیانت به یک انقلاب مردمی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;کلمه&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color: green;"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;استالین &lt;/b&gt;برای  استیلای یک نظام توتالیتر تمام عیار بر اتحاد جماهیر شوروی نیازمند شکستن و  محو هر گونه اعتراض و مخالفت سازمان یافته یا فردی٫ بالفعل یا بالقوه بود.  انجام این امر به نهادهای امنیتی ویژه با قدرت نامحدود به مثابه یک دولت  سپرده شده بود. آنها برای تحقق ماموریت خود مجاز به استفاده از هر وسیله و  روشی بودند و سازمان قضایی کشور تیز تحت امر آنها عمل میکرد. حوزه عمومی  غیر دولتی و حریم خصوصی معنا و مفهوم نداشت. دولت حق مداخله در کلیه امور  را داشت و همه امور هم جنبه امنیتی داشت. حتی مسائل ساده زندگی مثل لباس  پوشیدن, رفتن به تئاتر و سینما یا گوش دادن به موسیقی. همه کس و همه جیز  دشمن تلقی میشد. نه تنها حزب, بلکه سازمان غیردولتی و حتی هویت مستقل فردی  دشمنان بالفعل یا بالقوه بودند. حتی موافقان و دوستان امروز هم دشمنان  احتمالی تلقی میشدند و می باید تحت مراقبت امنیتی قرار میگرفتند. اراده  استالین تجلی ارزشهای انقلاب و خواست طبقه کارگر بود و به همین دلیل دروغ,  شکنجه, گرفتن اقرار دروغین, مغز شویی, پرونده سازی, ترور فیزیکی و شخصیتی  برای نابود کردن مخالفان و معترضان نه تنها مشروع  و مجاز که به لحاظ  ایدئولوژیکی واجب بود. برای افراد، مخصوصا شخصیتهای سیاسی به فراخور حالشان  پرونده امنیتی تشکیل میشد و مرتبا پر و به روز میشد. واقعیت مهم نبود. پر  بودن پرونده مهم بود تا در صورت لزوم معترضان یا حتی دوستانِ یک ساعت پیش  به انواع فساد و جنایت متهم شوند و معلوم گردد که از اول  افرادی مشکوک,  نفوذی, وابسته به قدرتهای خارجی و ضد انقلاب بوده اند و حالا به همت  نیروهای امنیتی افشا شده اند. در عین حال با انحصار  کامل رسانه های جمعی,  خلط حق و باطل در  افسانه سرایی های امنیتی و ترتیب جلسات و کلاسهای   توجیهی برای مقامات دولتی و مردم در کلیه رده ها مغز شویی به صورت مدام و  با استفاده از آخرین تکنولوژیها اجرا میشد تا فرایند حذف و تصفیه از جمله  در داخل سرویسهای امنیتی به راحتی صورت گیرد و جنایت با وجدان آسوده یا به  ظاهر آسوده صورت پذیرد. بدین ترتیب مقامات امنیتی که باید مانع خیانت  میشدند، تبدیل به خائنین اصلی  به کشور  و منافع عالی آن میگردیدند.&lt;br /&gt;شنیدن افسانه سرایی های امنیتی عوامفریبانه, پر از دروغ و جعلیات و مملو از تناقض فردی تحت نام مستعار &lt;b&gt;مشفق &lt;/b&gt;که  خود را از مقامات عالی امنیتی کشور معرفی می کند و مدعی است برای همه  مقامات و نهادهای عالی کشور جلسه توجیهی تشکیل داده است به طور طبیعی ذهن  را به سوی خاطره دستگاه امنیتی استالین سوق میدهد.&lt;b&gt; در اینجا در صدد ازیابی, تفکیک واقعیت از جعلیات  و یا تحلیل این افسانه امنیتی نیستیم,&lt;/b&gt; افسانه ای که هدف از آن توجیه جنایتهای انجام شده و آماده سازی یاران به ویژه آنهایی که دچار تردید شده اند برای ادامه راه است.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;“کلمه”&lt;/b&gt; با عذرخواهی از تمام کسانی که نام آنها در این   سخنرانی  آورده شده است, ارزیابی و تحلیل را به  مخاطبان  آگاه و مردم  شریف و فهیم کشور واگذار میکند و به طرح این سوال ساده بسنده میکند که کدام  اصل اخلاقی مانع این افراد با این طرز تفکر  برای تقلب سازمان یافته در  انتخابات می شود؟  افرادی که برای آنها هدف وسیله را توجیه می نماید و  پیروزی رقیب در انتخابات را شکست هدف خود تلقی میکنند و در این راه از هیچ  گونه مداخله ای در عرصه سیاست و انتخابات و حتی عرصه های قضایی باکی  ندارند. نکته ای که پیش از این نیز در &lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/05/17/klm-28168" target="_blank"&gt;شکایت‌نامه&lt;/a&gt;  هفت نفر از قربانیان دخالت نظامیان در عرصه سیاست و انتخابات به آن اشاره  شد، و در اعلام جرم های هشت گانه این زندانیان فهرستی از این دست دخالت ها و  دست کاری های سیاسی و انتخاباتی و قضایی برشمرده شد.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;مواردی نظیر:&lt;/b&gt; ورود غیرقانونی این مجموعه به صحنه رقابت  های انتخاباتی و استفاده از اختیارات و امکانات نظامی- اطلاعاتی به قصد  تخریب چهره نامزد رقیب آقای احمدی نژاد (آقای میرحسین موسوی)؛ ورود  غیرقانونی گروه نظامی- اطلاعاتی به صحنه رقابت های انتخاباتی، در حد فعالیت  های جاری انتخاباتی گروه های رقیب و تعیین تکلیف برای نامزدهای رقیب آقای  احمدی نژاد؛ دخالت های غیرقانونی در رقابت های انتخاباتی، تلاش برای ایجاد  اختلاف میان نامزدها و حامیان نامزدهای رقیب آقای احمدی نژاد و استفاده از  موقعیت و ابزار اطلاعاتی و عملیات روانی بدین منظور؛ اعلام رسمی، علنی و  صریح وابستگی نظامیان به یک جناح سیاسی خصوصا در جریان انتخابات ریاست  جمهوری؛ اقدام به پرونده سازی قبل از وقوع هرگونه جرم ادعایی و درخواست حکم  دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی؛ دخالت در امور قضایی  از جمله تهیه کیفر خواست برای افراد در جریان حوادث پس از انتخابات؛ دروغ  پردازی و نشر اکاذیب علیه شخصیت ها، احزاب و فعالان سیاسی به منظور توجیه  مداخلات غیر قانونی درانتخابات ریاست جمهوری؛ و …&lt;br /&gt;فایل صوتی ای که می شنوید سند تاریخی ارزشمندی است از ادبیات و لحن و  نوع نگاه تفکر نظامی-امنیتی ای که برای پیروزی هدف حق !  خود و افراد بر حق  از منظر خود، از هیچ گفتار و رفتاری ابایی ندارد: از دروغ زنی و پرونده  سازی و خیال پردازی گرفته تا دخالت مسلحانه در انتخابات و فضای سیاسی و  اجتماعی و فرهنگی، تا گرفتن و زدن و بستن و حبس و شکنجه و قتل و آزار، تا  هیچ صدایی غیر از صدای حزب پادگانی در فضای کشور شنیده نشود. البته این  سودا و رویایی است که با وجود فرزندان انقلابی خمینی هیچ گاه تحقق پیدا  نخواهد کرد چرا که  آنها انقلاب کردند تا در جامعه  تک صدایی نباشد و هنوز  بر سر ‍آن آرمان در برابر این دسته متحجر و نا اهل  ایستاده اند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-4011854194502906882?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/4011854194502906882/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4011854194502906882'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4011854194502906882'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_13.html' title='پرونده سازی، مغز شویی و خیانت به یک انقلاب مردمی'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-7304059198693015954</id><published>2010-08-09T20:15:00.000+04:30</published><updated>2010-08-09T20:15:01.227+04:30</updated><title type='text'>آیا چیزی از سپاه پاسداران بجای مانده است؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;محمد نوری زاد:&lt;/strong&gt; سپاه پاسداران ، امروز به راهی در  افتاده است که  بازگشت او به هویت اولیه اش ناممکن به نظر می رسد.  راستی  چرا سپاه که این روزها ، سه مقوله ی سیاست و اقتصاد و امنیت را هویتی همدوش  و موافق طبع خود یافته است ، درهمین سه وادی مالوف فرو نمی شود و سراز  پنهان کاری ها و مردم فریبی ها به در نمی برد و آشکارا بر طبل ” این منم”  نمی کوبد ؟  چرا سپاه همچنان به واگویی شعارهایی اصرار دارد که فصل پرده  برداری از آنها ، سالهاست که سپری شده ؟&lt;br /&gt;آوازه ی هرز روی سپاه از شاکله ی شایسته اش ، همان حکایت شترسواری خمیده  را به ذهن ما متبادر می سازد . که این خود ، سپاه را به وادی مضحکه ی خاص  وعام ، چه در داخل و چه خارج ، درافکنده است . ای کاش قوه ی عاقله ای بود و  دست کودکان امروز سپاه را می گرفت و به آنان می گفت : بچه ها ، اگر مشتاق  لغلغه اید ، بفرمایید : این شما و این اسلام و انقلاب نیم بند و از نفس  افتاده ای که امروزه لغلغه ی زبان شما شده است. شما را بخدا بیایید و کاری  با تاریخ و جنگ و شهید و شهادت و انسان و انسانیّت نداشته باشید . شما را  به خیر و مارا به سلامت .&lt;br /&gt;شما اگر به اسکله های رسمی وغیر رسمی قاچاق کالا علاقه مندید ، بفرمایید  ، همه ی اسکله های سواحل شمال و جنوب کشوراز آن شما . خود را با همین دل  مشغولی ها سرگرم کنید وکاری به الفاظ فلک زده ای چون انقلاب و امام و قانون  وحق مردم و خدا و قرآن واسلام و پیامبر وعلی و اولاد علی نداشته باشید.&lt;br /&gt;ورود سراسیمه و همه جانبه ی سپاه به عرصه های سیاسی و امنیتی و اقتصادی ،  و چنگ اندازی او به عرض و طول مناسبات همگانی کشور، و عقب راندن غضبناک  رقبای بی اسلحه ،  آنچنان به صورت گذشته ی غرورآفرین این نهاد مردمی و  انقلابی تیغ انداخته است که ناگزیر هرمخاطب گمگشته ای را به یاد قلندران و  سینه چاکان ادوار دور می اندازد. قلندرانی که دهان مردمان را به زورمی  گشودند و دو قطره آب و یک دانه  نخود دراو می انداختند تا هیچکس از اوضاع  بندگی اش  ، و این که این اوضاع بندگی به کجا بند است ، غفلت نورزد.&lt;br /&gt;سایه ای که سپاه از سالها پیش برسر وزارت اطلاعات انداخته ، از جنس همان  سایه ای است که سپاه برسر مواضع پولی کشور انداخته است . و همان سایه ای  است که سیاست را به کف کفش های برّاق سرداران خود می کشد تا توصیه های  اساسنامه ای سپاه را در ناکجای خود دفن کند . امروز سپاه ، به موازات خروج  از هویت ساختاری اش ، چنگ به همه ی مناسبات کشور برده است تا به زعم خود  انقلاب را برای آینده ای که عاقبتش معلوم نیست حفظ  کند .&lt;br /&gt;ورود سپاه به عرصه های بیمار اما میلیاردی اقتصاد کشور ، همان پتانسیلی  است که بیکاری را ، و کارها و مشاغل کاذب را ، و اعتیاد را ، و تن فروشی  دختران را ، و مفاسد اجتماعی و اداری را ، و میلیارد خواری خواص را ، و  حریص شدن پابرهنگان اسلحه به دست را ، در سراسر کشور باب کرده است .&lt;br /&gt;اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، بی تفاوت از کنارهرزگی های اقتصادی  آدم های ریز و درشت عبور نمی کرد. اگر سپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، با  هربار تن فروشی دخترکان باکره ، خون می گریست . اگر سپاه ، همان سپاه  پیشین ما بود ، سینه در برابر اعتیاد این همه جوان و مرد و زن سپر می کرد و  گریبان می درید .  اگرسپاه ، همان سپاه پیشین ما بود ، درکنار مردم قرار  می گرفت و خود را خادم مردم می دانست ، نه آن که در برابر مردم بایستد . هم  برسرشان بکوبد و به حبس شان دراندازد ، وهم جیبشان را خالی کند .&lt;br /&gt;سرداران امروز سپاه ، آنانی که سخت برمواضع آلوده ی خود پای می فشرند ،  بدانند و آگاه باشند که مردمان ما ، درهمین فردای روزگار ، راه را بر عبور  آنان خواهند گرفت و از آنان خواهند پرسید : چه شد آن همه سینه چاکی شما  برای امام و راه امام ؟ راه امام آیا همین است که شما سر به مناسبات پولی  کشور فرو برید و خبر از فرود و فروپاشی یک به یک خیمه های انقلاب نداشته  باشید ؟&lt;br /&gt;آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، ما ، هرکه هستیم ، تقاص سپاه پاک و بی  آلایش دیروز خود را از شما خواهیم ستاند . سپاهی که برای مردمش آب می شد ، و  در ناکجای تشکیلاتش نیز روزی را نمی دید که یک روز در هیبت شرکت های  اقتصادی ، اسلحه به دست ، برسرمیز مناقصه بنشیند و روان اقتصادی جامعه را  بخراشد .&lt;br /&gt;آهای ، ای همه ی سرداران سپاه ، بدانید و آگاه باشید که راز این همه  اعتیاد و دریوزگی اقتصادی ، در این است که شما  به مشغله های دیگری  روی  برده اید . هروقت درهرکجا ، از مناقصه ای پیروز باز گشتید ، به صورت پسران  ودختران از دست رفته ما بنگرید و رد پای خود را در وانهادن آنان در مخمصه  های خانمان سوزی که به دست شما بجان آنان افتاده ، رصد کنید .&lt;br /&gt;کجایند همت های ما ؟ کجایند باکری ها و بروجردی ها و کریمی ها ی ما ؟  آهای سرداران اسکناس آلود سپاه ، شما را بخدا کاری به گذشته ی سپاه ما  نداشته باشید . شما را بخیر و مارا بسلامت . شما باشید و مناقصه های پراز  فریب و ارعاب ، و میلیارد میلیارد پول بی زبان مردمی که توان اعتراض ندارند  .  شما را بخدا راه خود را از همت ها و باکری های ما جدا سازید . نان خود  را بخورید و کاری به کار پاسداران بی نشان ما نداشته باشید . بگذارید این  تنها خاطره های نیک دیروز ما  ، همچنان دست نخورده و نیالوده باقی بمانند .  شما باشید و قراردادهای صوری و بی مناقصه ی عسلویه . شما را چه به تریلی  تریلی انواع مواد افیونی که در امنیت کامل وارد کشور می شوند و درامنیت  کامل نیز همگان جوانان ما را می بلعند . شما باشید و قدرت مخوفی که در سایه  پرورانده اید . شما را چه به نگرانی از مردمی که از دست رفته اند و عمده ی  علائق خود را از اسلام و انقلاب و امام و آینده به دور انداخته اند.&lt;br /&gt;درست از روزی که شما از “همت” ها و ” باکری ” های ناب ما فاصله گرفتید ،  و با اقتداری که از سلامت و درستی و پاکی و پاک مردی آنان یافته بودید ،  سراسیمه به دل مواضع پولی کشور زدید ، و یا درسواحل و مرزها و اسکله های  رسمی وغیررسمی کشور ، معرکه پرداز بلا منازع قاچاق کالا  شدید ،  و یا  درسایه های اختفا به کارهای امنیتی و دور از رسالت اولیه ی خویش پرداختید ،  ویا به پرونده سازی های فرساینده امنیتی و اطلاعاتی روی بردید ، ویا به  تزریق سرداران خود در بدنه ی مجلس ودولت اصرار ورزیدید ، درست از همان  روزها بود که بی کاری و اعتیاد و مصرف و تن فروشی و قاچاق و زد وبند و رشوه  و ریاکاری وفروپاشی اقتصاد و اضمحلال تولید در کشور بالا گرفت .  چرا ؟ به  این دلیل که برق پول ناشی از قراردادهای کلان ، و جاذبه ی ورود به حوزه  های اطلاعاتی و امنیتی ، حساسیت  شما را در قبال دردهای اینچنینی جامعه به  صفر و زیر صفر تنزل داد .&lt;br /&gt;شمایی که یک روز باید درکمین کثافات انقلاب  ، راه را بر پرواری انگل  های بی ریشه می بستید ، خود به بالا زدن آستین های روبندگی  روی بردید و  بخود گفتید : چه کسی بخورد بهتر از خود ما ؟ نتیجه این شد که سرداران یک  لاقبایی چون صادق محصولی ، با بهره مندی از پشتوانه هایی چون پادگان و  اسلحه ، یک شبه میلیاردر شدند و به این نیز اکتفا نکردند و در قامت وزیر-  هرچند نالایق – بنا بر حق بجانبی خود گذاردند . که یعنی : برده ایم که برده  ایم ، خورده ایم که خورده ایم . تا کور شود هرآنکه نتواند دید ! دیروز  میلیارد میلیارد بالا کشیده ایم و امروز هم به کوری چشم شما وزیر و نماینده  ی مجلس و استاندار و فرماندار و صاحب منصبیم . هر که اعتراض دارد جلوبیاید  !&lt;br /&gt;بله ، شمایی که باید امنیت همه جانبه ای برای مردم خود فراهم می کردید ،  خود به جان امنیت روانی جامعه افتادید و با ورود به حریم حق مردمی که خود  شما باید پناهشان می بودید ، به دریدن پوست از تن گذشته ی غمناک اما غرور  آفرین سپاه پرداختید .&lt;br /&gt;آهای ای همه ی سرداران سپاه ، ای آنانی که از همت ها و باکری های ما  فاصله گرفته اید و این فاصله را با دلارهای بی زبان پرکرده اید ، این شما و  این هرآن چه که به آن روی برده اید ، از این پس ، شما را به خدا ، اگر که  به خدا ایمان دارید ، کاری به مردم و امام ، و به آرمان های به خاک افتاده ی  آنان ، و کاری به سپاه دیروز ما نداشته باشید . بگذارید ما باشیم وخاطره  های شورانگیز فرزندانی که به اسم پاسدار ، فدایی مردمشان بودند ، وعاشقانه ،  غبار چهره ی مردمشان را می روفتند ، و به مردمی بودنشان غرور می ورزیدند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اگر همت بود ، اگر باکری بود ، یا با شما نبود ، یا  اگر بود در  برابر شما ایستاده بود . و ما ، بهتر از هر کس به سرنوشت کسی که در برابر  شما بایستد واقفیم . مثل نویسنده ی این سطور . ببینیم فردای انتشار این  مطلب ، با او که خواستار اعتبار از دست رفته ی سپاه دیروز خویش است ، چه می  کنید !&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;محمد نوری زاد                 ۱۸ مرداد / ۱۳۸۹&lt;br /&gt;منبع: &lt;a href="http://nurizad.com/1389/05/18/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3/" target="_blank"&gt;سایت شخصی محمد نوری زاد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-7304059198693015954?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/7304059198693015954/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_09.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/7304059198693015954'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/7304059198693015954'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post_09.html' title='آیا چیزی از سپاه پاسداران بجای مانده است؟'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8026902446275512947</id><published>2010-08-06T03:07:00.002+04:30</published><updated>2010-08-06T03:10:48.059+04:30</updated><title type='text'>پیام میرحسین موسوی به زندانیان سیاسی اعتصاب کننده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/TFs94NrqTPI/AAAAAAAAANk/K4vCBz_NLVY/s1600/2279593920_5aa96ab16e.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/TFs94NrqTPI/AAAAAAAAANk/K4vCBz_NLVY/s320/2279593920_5aa96ab16e.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="highlight"&gt;&lt;strong&gt;چکیده :&lt;/strong&gt;     درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به  محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد. عزیزان ملت و و پیشتازان  جنبش سبز! اکنون که پیام شما و خانواده های مبارزتان در سطح جهان و داخل  کشور منتشر شده است، مردم نگران سلامتی شما به عنوان سرمایه های سبز  کشورند. ما ازهمه شما درخواست می کنیم اعتصاب غذای خود را پایان دهید.    &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;میرحسین  موسوی در پیامی خطاب به زندانیان سیاسی که در اعتراض به رفتار خلاف قانون و  ضد دینی ماموران امنیتی دست به اعتصاب غذا زده بودند، ضمن ستایش استواری و  ایستادگی این زندانیان از آنان خواست تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند.&lt;br /&gt;به گزارش کلمه، متن این پیام به شرح زیر است:&lt;br /&gt;باسمه تعالی&lt;br /&gt;آزاد مردان زندانی! همه آزادی خواهان و حق طلبان پیام شمارا شنیدند و استواری شما را بر سر مطالبات انسانی و مشروع مشاهده کردند.&lt;br /&gt;درود بر شما! ایستادگی شما گواه بر آن است که می توان بدن ها را به  محبس کشید، اما نمی توان بر جان آن ها چیره شد.&lt;br /&gt;عزیزان ملت و پیشتازان جنبش سبز! اکنون که پیام شما و خانواده های  مبارزتان در سطح جهان و داخل کشور منتشر شده است، مردم نگران سلامتی شما به  عنوان سرمایه های سبز کشورند. ما ازهمه شما درخواست می کنیم اعتصاب غذای  خود را پایان دهید از مسوولان زندانها نیز می خواهیم که حقوق همه زندانیان  را بر اساس همان قوانین و آئین نامه های ناقصی که وجود دارد، محترم شمارند و  بیش از این آبرو و حیثیت کشوررا در پیش ملت های جهان در معرض حراج  نگذارند.&lt;br /&gt;میرحسین موسوی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8026902446275512947?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8026902446275512947/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8026902446275512947'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8026902446275512947'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='پیام میرحسین موسوی به زندانیان سیاسی اعتصاب کننده'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/TFs94NrqTPI/AAAAAAAAANk/K4vCBz_NLVY/s72-c/2279593920_5aa96ab16e.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-2553308859493786394</id><published>2010-07-28T15:22:00.000+04:30</published><updated>2010-07-28T15:22:58.712+04:30</updated><title type='text'>جزئیات تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران منتشر شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;       &lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;          &lt;strong id="service"&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="bodytext"&gt;             &lt;div class="ingress"&gt;جزئیات تحریم های تازه اتحادیه اروپا که ده  ها شرکت و شخصیت حقیقی ایران  را در بر می گیرد در نشریه رسمی اتحادیه  اروپا منتشر شد.&lt;/div&gt;این فهرست روز سه شنبه ۲۷ ژوئیه (۵ مرداد) ، یک روز پس از  تصویب تحریم های جدید  علیه ایران در نشست وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه  اروپا در شهر بروکسل، منتشر شد.&lt;br /&gt;مهدی پرپنچی، خبرنگار  اعزامی بی بی سی فارسی به بروکسل می  گوید که نام شصت و شش شرکت و شخص حقیقی که گفته می شود به نحوی با برنامه  های هسته ای یا موشکی ایران ارتباط دارند در این فهرست دیده می شود.&lt;br /&gt;علی دیواندری، مدیر عامل بانک ملت و  محمد رضا موثق نیا،  مدیر گروه صنایع ثامن الائمه (وابسته به سازمان صنایع هوا فضای وزارت دفاع  ایران) از جمله شخصیت هایی حقیقی هستند که نام آنها در این فهرست آمده است.&lt;br /&gt;بانک ملی ایران و کلیه شعب و موسسات وابسته به آن از جمله  بانک آریان، شرکت آسا، بانک کارگشایی، شرکت سرمایه گذاری بانک ملی ایران،  چاپخانه بانک ملی، شرکت توسعه سرمایه گذاری سیمان، شرکت سیمان شمال، شرکت  سیمان مازندران و نساجی مازندران از جمله موسساتی هستند که مشمول تحریم های  تازه اتحادیه اروپا قرار گرفته اند.&lt;br /&gt;بانک "فیوچر"  که در بحرین مستقر است و دو سوم آن به ایران  تعلق دارد نیز مشمول این تحریم ها شده است.&lt;br /&gt;گفته می شود  این تحریم ها، که بخش عمده آن یک روز پس از  تصویب به اجرا گذاشته شده است شدید ترین تحریم هایی است که اتحادیه اروپا  تا کنون علیه یک کشور خارجی اعمال کرده است.&lt;br /&gt;فقط بخشی از تحریم ها که به قانون گذاری احتیاج داشته است،  از ماه سپتامبر اجرا خواهد شد.&lt;br /&gt;در فهرست منتشر شده همچنین نام شرکت صنایع هوایی ایران،  شرکت فناوری سانتریفیوژ ایران، شرکت بیمه ایران، ماشین سازی اراک و شرکت  پرتو صنعت دیده می شود.&lt;br /&gt;همچنین اسامی شش شخص و پنج شرکت مربوط به سپاه پاسداران  ایران در این فهرست منتشر شده است.&lt;br /&gt;نام بیست و چهار شرکت فعال در زمینه کشتی رانی ایران نیز در  این فهرست دیده می شود که اکثر آنها در ایران مستقر هستند، اما بعضی از  آنها در کشورهایی نظیر چین، مالت، سنگاپور، بریتانیا، امارات متحده عربی و  آلمان نیز فعالیت می کنند.&lt;br /&gt;این تحریم ها، شدید تر از تحریم هایی است که شورای امنیت  سازمان ملل متحد اواخر اردیبهشت ماه علیه ایران تصویب کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تشدید تحریم ها؛ اقدامی از سر ناچاری&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;رابرت کوپر، از دیپلمات های ارشد اتحادیه اروپا به بی بی سی  فارسی گفت که هدف اتحادیه اروپا از وضع این تحریم ها پیدا کردن یک راه حل  صلح آمیز  و دیپلماتیک برای برنامه های هسته ای ایران و مذاکره با این کشور   است.&lt;br /&gt;او با اشاره به اینکه دولت کنونی ایالات متحده آمریکا نگاه  مثبتی در قبال ایران دارد گفت: "فرصتی واقعی برای تغییر به وجود آمده است."&lt;br /&gt;او از اینکه کشورهای غربی نتوانسته اند درباره مساله هسته  ای ایران که مساله ای نگران کننده بوده است با ایران مذاکره کنند ابراز  تاسف کرد.&lt;br /&gt;آقای کوپر تاکید کرد که تحریم های تازه اقدامی از سر ناچاری  بوده است و افزود: "ما دوسال بود که در پی تشدید تحریم ها نرفته بودیم اما  مذاکرات متوقف شد و ما باید کاری می کردیم. بنابراین ما به دنبال راهی  رفتیم که از نظر ما مسالمت آمیز ترین راه بود. ما دوست داریم با ایران  درباره مساله ای که به همه خاورمیانه مربوط می شود وارد مذاکره جدی شویم."&lt;br /&gt;او همچنین گفت که همه شرکت ها و افرادی که نامشان در فهرست  آمده است به نحوی با پرونده هسته ای ایران ارتباط دارند.&lt;br /&gt;آقای کوپر گفت: "ما نقش هر شرکت را به دقت بررسی کرده ایم  تا بعدا در هر محکمه ای بتوانیم از این تحریم ها دفاع کنیم."&lt;br /&gt;او با اشاره به اینکه تحقیق درباره شرکت ها و اسامی که  نامشان در فهرست تحریم های اتحادیه اروپا آمده است به وسیله ۲۷ کشور انجام  شده است، گفت: "کار آسانی نبوده که مقامات  بیست و هفت کشور را برای انجام  کاری به اجماع برسانیم. مطمئن باشید که شواهد ما قوی بوده است."&lt;br /&gt;مقامات روسیه، کشوری که پیشتر  به تحریم های سازمان ملل  متحد علیه ایران  رای مثبت داده بود، از تحریم های تازه اتحادیه اروپا  انتقاد کرد و آن را غیرقابل قبول دانست.&lt;br /&gt;چند ساعت پس از تصویب این تحریم ها در روز دوشنبه رامین  مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران  این اقدام اتحادیه اروپا را بی  اثر خواند و تاکید کرد که این مساله فقط به پیچیده تر شدن شرایط کمک خواهد  کرد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر ایران در نامه ای به مدیر آژانس بین المللی  انرژی هسته ای آمادگی اش را برای مذاکره درباره تبادل سوخت اعلام کرد.&lt;br /&gt;اما محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران بار دیگر برای  مذاکره بر سر تبادل سوخت هسته ای شرط هایی را اعلام کرد.&lt;br /&gt;او گفت که ایران به مذاکرات خود با گروه ۱+۵ در حالی  ادامه  خواهد داد که کشورهای جدیدی نیز به گروه مذاکره کننده، اضافه شود و   کشورهای غربی حسن نیت خود را  نشان داده و دیدگاه خود  را درباره برنامه  های هسته ای اسرائیل اعلام کنند.&lt;br /&gt;دولت کانادا نیز به طور جداگانه تحریم های تازه ای را علیه  ایران تصویب کرد که بیشتر به صنعت نفت ایران و پالایش نفت خام و گاز طبیعی  مایع مربوط می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div id="footer"&gt; &lt;hr /&gt; &lt;noscript&gt;&amp;lt;div&amp;gt;&amp;lt;img src="//secure-uk.imrworldwide.com/cgi-bin/m?ci=bbc&amp;amp;amp;cg=0" alt=""/&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;/noscript&gt; &lt;!-- END Nielsen//NetRatings SiteCensus V5.1 --&gt;       &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-2553308859493786394?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/2553308859493786394/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/07/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2553308859493786394'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2553308859493786394'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='جزئیات تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران منتشر شد'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1388739760369213000</id><published>2010-06-10T10:09:00.003+04:30</published><updated>2010-06-10T10:09:26.352+04:30</updated><title type='text'>به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلی‌خورده‌اش</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;مردم خود چنین می‌کرد که ما می‌کنیم؟ علی کجا به مردم  خود وعده می‌داد و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟    &lt;br /&gt;&lt;img align="right" class="innerMainimg" src="http://images.kaleme.com/org-c24b66e995874bf8763d270d6d6ef5cd05f62a9f.jpg" /&gt;    &lt;br /&gt;&lt;div&gt; &lt;div&gt; &lt;strong&gt;کلمه:&lt;/strong&gt; محمد نوری زاد در نامه ای به سید حسن خمینی به  هتک حرمت ایشان واکنش نشان داد. این آزاده در بند با در خواست از سید حسن  خمینی مبنی بر صبوری و مقاومت&amp;nbsp; نامه&amp;nbsp; حضرت امام رایاد آور شد که&amp;nbsp;  توصیه&amp;nbsp;فرموده بود&amp;nbsp; اگر&amp;nbsp;از تریبون مجلس به کسی&amp;nbsp;توهین&amp;nbsp;  شد،&amp;nbsp;باید به وی فرصت  داده‌شود&amp;nbsp;تا  درپشت&amp;nbsp;همان تریبون،&amp;nbsp;از خودش دفاع  کند و آنرا با وضعیت امروز&amp;nbsp;  مجلس صدا&amp;nbsp; و&amp;nbsp;سیما و منابر و&amp;nbsp;  تریبون‌های&amp;nbsp;رسمی&amp;nbsp; مقایسه کرد که چگونه با  عملکرد خود به آن توصیه‌ی&amp;nbsp;امام،&amp;nbsp;لبخند&amp;nbsp;می‌زنند. متن نامه محمد نوری زاد که  در اختیار “کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;به&amp;nbsp;سید&amp;nbsp;حسن&amp;nbsp;خمینی  عزیز و&amp;nbsp;سیادت&amp;nbsp;سیلی‌خورده‌اش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;سید  عزیز،&amp;nbsp;رفتاری  که با تو بر سر مزار جدت&amp;nbsp;امام خمینی(ره)  صورت گرفت، تقاص  بدیهی رفتار خود ماست با  مردمان بی‌پناهمان. ما به مردمی که از ظلم،  از  فساد، از پلیدی و تبعیض به تنگ‌آمده‌بودند،  وعده دادیم که: اگر به نظام  اسلامی ما، “آری”  بگویید، ما افق‌های روشنی از آزادی و درستی  و ایمان و  عدل را به روی شما خواهیم گشود  و کاستی‌های تاریخی شما را مرتفع خواهیم   ساخت. به آنان وعده دادیم که: اگر به نظام  پیشنهادی ما “آری” بگویید، عدل  را  از حوزه‌ی فهم و حکومت علی(ع) به ساحت زندگی  شما خواهیم آورد. و لذت  رفتار او با خویشان  و غریبگان را به شما خواهیم چشاند. گفتیم:  مگر نه  اینکه رژیم شاه و رژیم‌های گذشته،  قدر شما را ندانستند؟ حال، این “ما”  که  قدر شما را نیک می‌دانیم. ما شما را بر  بلندای کرامت و شرافت انسانی  می‌نشانیم  و خستگی جهل تاریخی را از تن و فهم شما به  در می‌کنیم. ما  آمده‌ایم که هویت سیلی‌خورده  و تحقیر‌شده‌ی شما را از قهقرا به‌درآوریم  و  قامت خمیده‌ی شخصیت ملی و مذهبی شما را  استقامت بخشیم. اگر در حکومت  پهلوی، از  هزار فامیل و حاکمیت و غارت آنان در رنج  بوده‌اید، ما با اعتنا  به آموزه‌های دینی،  و آهن گداخته‌ای که علی به صورت برادرش  عقیل نزدیک  کرد، ریشه‌ی فسادهای خویشاوندی  و رفاقت‌های پولی و رانت‌های فرصت‌روب  را  از سرزمین خود بیرون خواهیم کشید. تجلی  یک حکومت ناب و مردمی را به  جهانیان نشان  خواهیم داد. کاری خواهیم کرد که مردم از  سراسر جهان به  تماشای عدل و عقل و نظم و  رشد ما شتاب کنند.&lt;br /&gt;بله سید عزیز؛ به مردم تحقیرشده‌ی خود  گفتیم: اگر ما را بپذیرید، کاری  خواهیم  کرد که کمونیست‌ها و سایر نحله‌های فکری  در دانشگاه‌ها کرسی تدریس  داشته باشند.  تو گرچه به یاد نداری، اما ما تمام این وعده‌های   تمام‌نشدنی را در سفره‌ی آرزوها و باور  مردم گذاردیم و به برق همین  وعده‌ها از  آنان “آری” گرفتیم.&lt;br /&gt;سید عزیز، ما برای اخذ آری از مردم، همه‌ی  اعتبار تاریخی و دینی خود را به  صحنه آوردیم.  مردم ما را باور کردند.  و به ما “آری”  گفتند. از چریک و  توده‌ای و ملی‌گرا، تا  مجاهد و مسلمان و ذوب‌شدگان در تشیع. از  سنی و  یهودی و مسیحی و زردشتی، تا همه‌ی  آنانی که می‌خواستند “انسان” باشند.  ما  با همان وعده‌های چشم‌نواز و شوق‌آفرین،  مردم خود را به عقد معامله‌ای  فراخواندیم  که یک سمتش ما بودیم و سمت دیگرش آنان. موضوع  مورد معامله هم  همین افق‌های ناب بود. معامله  خیلی زود جوش خورد؛ چراکه مردم، جدّ بزرگوار   شما را و مردان برجسته‌ای چون مطهری و طالقانی  و منتظری و بهشتی را  مردانی راستگو می‌دانستند؛  الحق نیز چنین بود. اینان در آزمون‌‌های  سخت،  امتحان خود را پس داده‌ و به باور  عمیق مردم راه یافته‌بودند. اما، سید  عزیز،  معامله که انجام شد، دغلکاری‌های ما نیز  شروع شد. و ما روز به روز و  سال به سال، از  موضوع آن قرارداد نورانی دور شدیم. مردم  به‌خاطر وقوع  جنگ، جنگ قدرت داخلی را تحمل  کردند. اما جنگ که تمام شد، جنگ مسئولین  با  مردم شروع شد و این، کمال نامردمی بود.  به‌نحوی که ما همان آزادی نیم‌بند  زمان  شاه را نیز از مردم خود سلب کردیم. با ایجاد  چارچوب‌های خشک، مردم  خود را به زحمت و  نفرت انداختیم. گشایش‌های اجتماعی جایش  را به  سخت‌گیری‌های کودنانه‌ی ما داد.  مردمی که باید از مدیریت ما به آن آرزوهای   نورانی دست‌می‌یافتند، خودشان موضوع  آوارهای روز به روز ما شدند.&lt;br /&gt;سید عزیز، قبول کن که ما در آن معامله‌ی  بزرگ، “غش” کردیم. قبول کن که ما  مردم  خود را فریفتیم. به جای هزار فامیل، گستره‌ای  از غارت‌های  لجام‌گسیخته را در آغوش گرفتیم.  به افشاگری‌های عباس پالیزدار نگاه کن  و  ببین چه مردان برجسته‌ای، از مردان ایمانی،  تا مردان حکومتی، دست به غارت  اموال زده‌اند.  این‌ها تنها گوشه‌ای از غارت بزرگان ماست.  به مجلس نگاه  کن؛ که چگونه با استقلال و  قانون شوخی می‌کنیم! به دستگاه قضایی بنگر؛   آیا این بود آن عدالت معهود که امروزه در  این دستگاه، دست‌به‌دست می‌شود؟  به دولت  بنگر. قرار ما با مردم این بود؟&lt;br /&gt;به‌همین دلیل است که می‌گویم آن سیلی‌ای  که دارودسته‌ی رئیس‌جمهور زیر گوش  تو  زدند، بخشی از تقاص حقوق فراموش‌شده‌ی  مردم بود. البته تو نگران  آبروی خویش مباش؛  چراکه خدای آبروپرداز، تو را به‌زودی برخواهدکشید،  و  طراحان کودن آن فتنه را یه سیاهچال بی‌آبرویی  درخواهدانداخت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;سید عزیز،&amp;nbsp;در آن  روز&amp;nbsp; نامبارک&amp;nbsp;چهاردهم&amp;nbsp;خرداد، در کنار مزار  جدّت خمینی(ره)،&amp;nbsp;رهبر ما نیز،  نیک&amp;nbsp; سخن&amp;nbsp;نگفت. او با سخنان&amp;nbsp;پدرانه‌ی&amp;nbsp; خود&amp;nbsp;باید آب بر  آتش&amp;nbsp;فتنه‌ی&amp;nbsp;رئیس‌جمهور&amp;nbsp; و&amp;nbsp;دارودسته‌ی&amp;nbsp;او می‌افشاند. اما&amp;nbsp; سخنان&amp;nbsp;رهبرمان،  متاسفانه،&amp;nbsp;آن آتش&amp;nbsp; فتنه را شعله‌ورتر ساخت. او بار دیگر از  طلحه و زبیر  گفت و مستقیم و بدون تخفیف،  خود را به جای علی(ع) نشاند. من در نامه‌ی   اولم به رهبری، همین خطا را متذکر شده‌ام؛  که یعنی ما تنها زمانی  می‌توانیم دیگران  را طلحه و زبیر بدانیم و خود را علی، که  رفتارمان،  نعل‌بالنعل، علی‌گونه باشد.  علی کجا با مردم خود چنین می‌کرد که ما   می‌کنیم؟ علی کجا به مردم خود وعده می‌داد  و از پشت به آنها خنجر می‌زد؟&lt;br /&gt;ما یک روز قرار بود شخصیت تحقیرشده‌ی مردم  خود را ترمیم کنیم. امروز، مردم  ما، یکی  از تحقیرشدگان ملت‌های حاضر دنیایند. رهبر  ما اما به یک سخن  طلایی امام(ره) نیز موکّداً  تاکید کرد. اینکه: &lt;em&gt;میزان  حال فعلی افراد  است&lt;/em&gt;. و با همین سخن دیگران  را به باد انتقاد گرفت. غافل از اینکه سخن   امام، ظاهراً باید با خود ایشان هم مطابقت  داشته‌باشد. رهبر ما،  بیست‌ویکی‌دوسال  است که بعد از کوچ امام عزیز، رهبری جامعه‌ی  ما را به  عهده دارند و متاسفانه، چندی‌ست  که از سیره و راه امام فاصله گرفته‌اند  و  آن معامله با مردم را به‌کلی از یاد برده‌اند.  امروز اغلب اطرافیان و  بازوهای اجرایی  امام، از وضع موجود و نحوه‌ی رهبری ایشان  ناراضی هستند.  رهبری که باید درهمه‌حال،  شان پدری خود را رعایت کند، مستقیم به جانبداری   از فردی بی‌تعادل، پای به صحنه گذارده  است. امام هرگز اجازه ندادند  نهادهای تحت‌نظر  رهبری، مثل شورای نگهبان و صداوسیما، به‌حمایت  از  کاندیدایی وارد عمل شوند. اما ایشان،  دست همگانِ خود را در این حمایت  آشکار گشودند.  امام دست و پای سپاه و نظامیان را از ورود  به کارهای سیاسی  و اقتصادی جمع کرد، و ایشان،  سپاه و بسیج را، هم در مسائل سیاسی و هم  در  ورود به معاملات کلان اقتصادی بازگذارد  و شتاب آنان را نیز امضا فرمود.  در زمان  امام، دستگاه قضایی و قاضی مستقل بودند  و امروز، آلت دست  بزرگترها و بویژه مرعوب  ماموران وزارت اطلاعات شده‌اند. در زمان  امام،  کجا یک رئیس‌جمهور ثروت مردم را  غارت می‌کرد؟ امروز، اما میلیاردها پول   گمشده، به شوخی گرفته‌می‌شود.&lt;br /&gt;خلاصه سید عزیز، سخن در این خصوص، فراوان  است. سرت سلامت و پشتت به رحمت و  لطف خدا  گرم. ما به تو و آینده امید فراوان داریم.  مبادا از صحنه به‌در  روی؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;یادمان&amp;nbsp;نرفته&amp;nbsp;آن   نامه‌ی&amp;nbsp;شریف امام،&amp;nbsp;که توصیه&amp;nbsp;فرمود&amp;nbsp; اگر&amp;nbsp;از تریبون مجلس به کسی&amp;nbsp;توهین&amp;nbsp;  شد،&amp;nbsp;باید به وی فرصت داده‌شود&amp;nbsp;تا  درپشت&amp;nbsp;همان تریبون،&amp;nbsp;از خودش دفاع  کند.  شما&amp;nbsp;خود، مجلس امروز&amp;nbsp;را،&amp;nbsp;صدا&amp;nbsp; و&amp;nbsp;سیما را،&amp;nbsp;و&amp;nbsp;همه‌ی&amp;nbsp;منبرها و&amp;nbsp;  تریبون‌های&amp;nbsp;رسمی را تماشا&amp;nbsp;کن که چگونه&amp;nbsp; به آن توصیه‌ی&amp;nbsp;امام،&amp;nbsp;لبخند&amp;nbsp;می‌زنند.   لبخندی که می‌توان ذات کرامت و حق و انصاف  را در اعماق اصطبل‌گون  رویه‌های نادرست  آن تماشا کرد.&lt;br /&gt;در فرمان معروف هشت‌ماده‌ای، امام به  یک ضرورت اخلاقی نافذ تاکید  می‌ورزند؛  این‌که اگر درحین تعقیب نیروهای ضدانقلاب،  در یک منزل، یا محل  کار، یا هرجا، به مواردی  غیراخلاقی برخوردید، حق پیگیری آن موارد  را  ندارید. اما امروز چه؟ پیشنهاد می‌کنم  فیلم بازجویی از همسر سعید امامی را  تماشا  کنی تا به حال “فعلی” مامورانی که اسم  خود را سربازان گمنام امام  زمان گذارده‌اند،  دست یابی. من پس از دیدن این فیلم از خود  پرسیدم: اگر  یک روز از تو می‌پرسیدند انقلاب  اسلامی موردعلاقه‌ی تو یک روزی به جایی   خواهد رسید که به اسم جمهوری‌اسلامی، از  یک بانو، با چنین الفاظی بازجویی  خواهد  شد، ایا باز راضی به انقلاب و برچیدن رژیم  شاه بودی؟ با اطمینان به  خود پاسخ دادم:  هرگز!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;امروز،&amp;nbsp;که حال&amp;nbsp;  فعلی ما و&amp;nbsp;شما&amp;nbsp;و&amp;nbsp;رهبرمان&amp;nbsp;است،  رعایت&amp;nbsp;اخلاق، و&amp;nbsp;مسائل&amp;nbsp;خصوصی&amp;nbsp; مردم و&amp;nbsp;حق  و&amp;nbsp;حقوق آنان،&amp;nbsp;یک طنز&amp;nbsp; سر گردنه&amp;nbsp;است؛ حالا کرامت&amp;nbsp;انسانی  و&amp;nbsp;خدا&amp;nbsp;و&amp;nbsp;پیغمبر  و&amp;nbsp;قرآن و&amp;nbsp;دین&amp;nbsp; خدا&amp;nbsp;بماند!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;سید عزیز،&amp;nbsp;آیا&amp;nbsp;  داستان کهریزک،&amp;nbsp;حال&amp;nbsp;فعلی ما نیست؟&amp;nbsp; آیا&amp;nbsp;مگر&amp;nbsp;داغ&amp;nbsp;ننگ&amp;nbsp;چنین فضاحتی  از پیشانی  ما پاک&amp;nbsp;خواهدشد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;از&amp;nbsp;نگاه امام،&amp;nbsp;  میزان&amp;nbsp;رای&amp;nbsp;مردم بود. امروزه اما&amp;nbsp; میزان، اراده‌ی&amp;nbsp;نیروهای&amp;nbsp;انتظامی&amp;nbsp;  و&amp;nbsp;ماموران&amp;nbsp;امنیتی است. در تمام شئونات،&amp;nbsp; از سیاست&amp;nbsp;تا اقتصاد،&amp;nbsp;تا مجلس و&amp;nbsp;  دولت و&amp;nbsp;تا دستگاه قضایی، مردم آیا&amp;nbsp; امروز&amp;nbsp;در کجا&amp;nbsp;حاکم‌اند؟&lt;br /&gt;امام می‌فرمود مخالفین تا اسلحه به‌دست  نگرفته‌اند، آزادند. حال فعلی  امروز ما  این‌گونه است که با حس و حالی معنادار،  به آزادی مخالفین پوزخند  می‌زنیم.&lt;br /&gt;در زمان امام، مجلس از استقلال برخوردار  بود. تنوع نمایندگان تماشایی بود،  تنوعی  که دیگر تکرار نشد. امروز اما مجلس خفیف  ما، حتی از پیگیری مصوبات  خود عاجز است،  تا بلکه بتواند به خواست‌ها و توپ و تشرهای  رئیس‌جمهور،  به اسم همراهی و مصلحت نظام،  شکلی قانونی دهد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;سید عزیز،&amp;nbsp;قبول  می‌کنی&amp;nbsp; که راز&amp;nbsp;ناسزاها&amp;nbsp;و&amp;nbsp;بی‌ادبی‌های&amp;nbsp; آن روز، در اسائه‌ی&amp;nbsp;ادبی‌ست که خود&amp;nbsp;  ما به ساحت حق مردم روا&amp;nbsp;داشته‌ایم؟ روزگار  ما در فردا  و&amp;nbsp;فرداها،&amp;nbsp;اسف‌بارتر&amp;nbsp; از این&amp;nbsp;خواهد&amp;nbsp;بود. وقتی یک “بی‌تربیتی”  فرصت  ابراز&amp;nbsp;پیدا می‌کند، همین بی‌تربیتی  می‌تواند&amp;nbsp;در فردای&amp;nbsp;خود&amp;nbsp;ما،&amp;nbsp;  مطالبات&amp;nbsp;گستاخانه و&amp;nbsp;بی‌ادبانه‌ای  داشته&amp;nbsp;باشد. دیروز، این&amp;nbsp;بی‌تربیتی  به  سمت&amp;nbsp;تو احاله&amp;nbsp;داده‌شد، اما فردا،  همین بی‌تربیتی از دامان خودشان  خواهدآویخت؛  چراکه بی‌تربیتی سامان‌پذیر نیست. مگر  شعبان‌ بی‌مخ‌ها را  می‌شود در چارچوبی  جای داد و انتظار تحرک در همان محدوده را  داشت؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;سید  عزیز،&amp;nbsp;خداوند  تورا و&amp;nbsp;آبروی&amp;nbsp;تو را برخواهد&amp;nbsp;کشید،&amp;nbsp; و&amp;nbsp;به‌همین  نسبت،&amp;nbsp;بار&amp;nbsp;سنگینی امانتی  بر شانه‌های&amp;nbsp;تو واخواهدنهاد. خودت را  برای  روزهای گدازنده‌تر مهیا کن. تو،&amp;nbsp; نور&amp;nbsp;چشمی. مباد که من،&amp;nbsp;فراتر&amp;nbsp;از  فهمی که  باتوست،&amp;nbsp;تنها به نسبت تو با امام  چشم&amp;nbsp;داشته&amp;nbsp;باشم. فردا با تو،&amp;nbsp;و&amp;nbsp; با  مردمانی‌ است&amp;nbsp;که خواهان حق و&amp;nbsp;حقیقت‌اند&amp;nbsp; و&amp;nbsp;از پلیدی&amp;nbsp;و&amp;nbsp;زشتی بیزارند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Calibri; font-size: small;"&gt;با&amp;nbsp;احترام  و&amp;nbsp;ادب-  محمد نوری زاد- زندان&amp;nbsp;اوین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1388739760369213000?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1388739760369213000/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/06/blog-post_10.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1388739760369213000'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1388739760369213000'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/06/blog-post_10.html' title='به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلی‌خورده‌اش'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8445010293684440487</id><published>2010-06-03T22:47:00.001+04:30</published><updated>2010-06-03T22:47:48.738+04:30</updated><title type='text'>نوری زاد خطاب به خامنه ای: آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم زدیم، فراتر از آسیب و جراحت همه تاریخ است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;&lt;strong&gt;به نام خالق حق&lt;/strong&gt;سلام  به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران&lt;br style="margin: 0px 0px 10px;" /&gt;حضرت  آیت الله خامنه ای&lt;br style="margin: 0px 0px 10px;" /&gt;یک سا ل از ظهور ”  فتنه ” در کشور ما سپری شد. فتنه ای که به قول رسانه های رسمی و شخصیت های  شاخص نظا م،هم آبروی مارا مضحکه جهانی در انداخت ،و هم خون و مال جمعی از  هم وطنان ما را تباه ساخت ، وهم شکاف هراسناکی در ساختار ملی و حیثیتی ما  ایجاد کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;&lt;span id="more-977"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;می بینید که من نیز مثل بسیاری ،از همین واژه ” فتنه “آویخته ام.  واژه ای که در این یک سال گذشته ، به قدر همه عمر اساطیری اش از او سود  برده ایم . واژه ای که در ادبیات سیاسی ما ، به فهرست مطول واژگانی چون :  طاغوت ، طاغوتی ، انقلاب ، ضد انقلاب ، مستضعف ، مستکبر ، منافق ، ضد ولایت  فقیه ، امت شهید پرور، دشمن قسم خورده و واژگان دیگری از این دست پیوست و  معنای ویژه ای برای خویش اختیار کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;در این یک سال گذشته ، آن چنان افراط گونه بر طبل فتنه و سران فتنه  کوفتیم تا کودکان ما نیز به محض شنیدن آن ، بدانند ما را جز از موسوی و  خاتمی و کروبی ، مقصودی نیست . آوار ، و بهمن سران فتنه ، همان پلیدی درهم  فشرده ای است که خسارت این ستم را بر سر مردمان ما فرو می بارد . بهمنی که  به هنگام عبور ، از کنار خانه هاشمی رفسنجانی می گذرد ، و کسانی که از اهل  این خانه را نیز به حجم آوارگونگی خویش می افزاید.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;سران فتنه اما ، فراتر از خسارات فراوانشان ، فوایدی نیز داشته اند  که من ، قصد واشکافی فایده های آنان را دارم . پیش از آن ، اجازه بدهید در  سفری به دور دست های روستای محل زادگاهم ، به ترسیم دور نمایی از این فایده  ها بپردازم . جدال بر سر قدرت ،ظاهرا ودیعه مکرری است که در هیچ کجای  تاریخ ، بی مخاطب نبوده است ، چه در قبایل بدوی ، و چه در جوامع مدنی ، در  روستای ما نیز ،دو طایفه کم خرد، طبق یک عادت ضروری ،و به بهانه ای تکراری ،  خشماگین بر سر هم می کوفتند و بعد از تحمل جراحت ها و ناسزاها و بی آبرویی  ها کارشان به پا سگاه و امنیه و وساطت بزرگترها می کشید.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;در جدال هر باره ، نیک به یاد دارم که مردان طایفه شکست خورده ، بی  دلیل بر اهل خانه خود سخت می گرفتند . یعنی پدری که در میدان کارزار، توسط  حریف از پا در آمده بود ، در خانه خویش ، به یک خطای مختصر ، بر سر زن و  فرزند خود می کوفت و مردانگی مخدوش خود رابه رخ می کشید و یاد آور می شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;باورم بر این است که حکایت ما و سران فتنه نیز خارج از این روال  روانی و تاریخی نیست . سران فتنه در این مثال ساده و روستایی من همان اهل  منزل اند . کسانی که ما با کتک زدن آنان ، عصبیت ناشی از شکست های پی در پی  خود را تخلیه می کنیم و قدرت مخدوش خود به رخ می کشیم .روستایی چوب خورده و  تحقیر شده دیروز ،از این روی بر سر زن و فرزند خود می کوفت ، که فکر آنان  را از واکاوی چند و چون شکست خویش ،به همان خطای خانگی معطوف کند .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;قبول می فرمایید که ما وشما ، در این آزمون سی ساله ، کارنامه  درخشانی از عمل به وعده های اسلامی انقلاب نیاراسته ایم . اگر که با خود  صادق باشیم ، صدای شکستن استخوان های اقتدارمان را خواهیم شنید. متاسفانه  آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آورده ایم ، فرا  تر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;شرمنده ام که نوشته من از صراحتی اینچنین تلخ و گزنده آکنده است .  باورم بر این است که ما را فرصت چندانی برای بازگشت و ترمیم خرابی ها نیست .  وگرنه ، من آداب کوچکتری خویش ، نیک می دانم .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;اگر انقلاب سی ساله ما ، هیچ نداشت الا به صحنه آوردن انصاف ، ما  پیروز بودیم . و اگر هیچ نداشت الا ادب و پاکی و پاک دستی بزرگان، ما پیروز  بودیم . من از بلندای سی سالگی انقلاب که به گذشته می نگرم ، آرزو می کنم  ای کاش ما را با ” اسلام اختراعی ” خود کار نبود . و یا حتی اسلام ، تنها  در سفر به دور دست های تاریخی ما محدود و تعریف نمی شد . و ما ، به جای بار  انداختن اسلام اختراعی خود در کوچه بنی هاشم ، بر سر و سینه کوفتن های بی  پشتوانه ، اهالی کوچه بنی هاشم را به امروز تاریخی خویش فرا می خواندیم و  از نورشان بهره می بردیم .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;ای کاش در همان ویرانه تاریخی خویش مانده بودیم اما در عوض : ادب  داشتیم ، خدا داشتیم . ای کاش دوستی ما با خدا و خوبان خدا ، در لفظ نمی  ماند ، و به عمل می گرایید . ای کاش مراجع تقلید ما و روحانیان ما می  دانستند که محدوده آگاهی و دانش آنان ، محدود به علومی است که ارتباط  چندانی با حساسیت های کشوری و جهانی ندارد . و می دانستند که جامعه ، مردم ،  تاریخ ، و سنت های الهی ، برای خود مختصات و قواعدی دارند و ورود نا  آگاهانه به هر یک از این حوزه ها ، و دخالت ناشیانه در سیر عالمانه آنها ،  جامعه را به آشفتگی حتمی فرو می برد .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;رهبر گرامی ، از خود شریف شما آموخته ام که سخت دلتنگ عدالت علوی  باشیم . عدالتی که به جانب داری از مردم شهر قم ، محکمه ای به پا کند ، و  بزرگان دینی و مسولان خطا کار حکومتی این شهر را فرا بخواند ، و از آنان  بپرسد : چرا شهر قم ، که تا پیش از انقلاب ، پاک و شایسته بود ، بعد از  انقلاب، اول شهر آسیب دیده از مفاسد اجتماعی کشور شده است ؟ عدالتی که  آقازاده های ما را ، مثل پدرانشان ، به تناول شهد مفاهیم دینی وا می داشت و  آنان را از شیرینی واردات شکرباز می داشت .عدالتی که خود این پدران را نیز  از مواضعی چون معدن سنگ سرخ بیدخت فارس ، باز می داشت . عدالتی که برای  ورود به حسابرسی آستان قدس رضوی زانوانش نلرزد .عدالتی که به عدم تعادل  فکری مسؤلان حکومتی ، و حتی به عدم تعادل یک رییس جمهور نمرۀ منفی بدهد  .عدالتی که شهامت اعادۀ حیثیت از خود را داشته و اجازه ندهد کسی و کسانی از  او بیاویزند و مطاع دروغین خود را در سبد نیاز مردم گذارند .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;&lt;strong&gt;رهبر گرامی ، ما امروز ، چه بخواهیم وچه نخواهیم ، شکست  خوردۀ معرکۀ جولانِ تاریخی ِ خویشیم . متأ سفانه ، حتی در موضوع تخصصی  خودمان که اسلام باشد ، به قهقرا گراییده ایم . &lt;/strong&gt;بدیهی است که در  این سی سالگی انقلاب ، باید به یک یک کاستی ها و ناهنجاری ها ، و به نقش  وسهم خود اعتراف کنیم و در جایگاه یک مسؤل، پاسخگوی مردم وتاریخ باشیم . که  چرا در معرفی اسلام به روزی در افتاده ایم که علاوه بر طرد مخاطبان ِجهانی  ، مخاطبان ِ داخلی ِ دین خدا را نیز تارانده ایم و به گزینش نامبارک  حداقلی مردم خویش ناچار شده ایم ؟ و چرا چنان چهرۀ مخوف و نامبارکی از  اسلام آراسته ایم که فرزندان بلا فصل خودمان نیز از آن می هراسند و بدان  تمایلی ندارند ؟ ویا چرا با سرمایه های پولی سرزمین خویش به آنچنان غارتی  درافتاده ایم که دزدان گردنه ، فردا ، از ما طلبکار آبروی رفتۀ خویش خواهند  شد؟ ویا چرا با آوار اسلام ِ اختراعی ِ خویش ، جلوی ” رشد” اسلام واقعی و  جلوی رشد مردم خود را گرفته ایم ؟&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;رهبر گرامی ، می بینید که پرسش های بزرگ وتوفانی و حتمی پیش روی ماست  . و ما ناگزیراز پاسخگویی به این همه سؤال سرگردانیم . باورم بر این است  که سران فتنه ، درست در بزنگاه نیاز ، به یاری ما شتافتند. اگر آنان نبودند  ، ما وشما اکنون باید به مردم خود ” پاسخ ” می گفتیم که مسؤل این همه عقب  ماندگی وکار نابلدی ، و رواج گر این همه بی کیاستی و بی لیاقتی ، وبه باد  دهندۀ این همه فرصت وثروت ، وبدیهی کنندۀ این همه دروغ وحرامخوری ، و بانی  این همه خنده دار شدن قانون ، کسی جز خود ما نیست .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;سران فتنه از راه رسیدند تا ما را از پاسخگویی به مطالبات مکرر و رها  مانده وبی سر انجام مردم برهانند . ما وشما از این روی به سرکوب سران فتنه  اصرار ورزیدیم که تا مردمان ما به مشغله ای انحرافی درافتند و از چگونگی  کارهای تو در توی ما و مسؤلیت های خاک آلود و بر زمین ماندۀ ما نپرسند . از  ما نپرسند آیا این بود آن انقلابی که همگان را به درک و لمس وبهره مندی از  افق های نورانی اش نوید می دادید؟&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;آیا اسلامی که ازاو دم می زدید، همین است که در چارچوب در خانۀ  جوانان بی کار و معتاد وتن فروش و سرگشته وفرومرده وپژمرده و معلق ما ذبح  می شود ؟ همین است که در مجلس شورای اسلامی ، هر روزه چهره اش می خراشند  وپوستش می درند؟ ودر دستگاه قضا به شوخی اش می گیرند؟ و در دولت ، جیب هایش  را خالی می کنند؟&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;اگر سران فتنه نبودند ، ما و شما باید هر روزه به مردم خود پاسخ می  گفتیم که چرا سپاه ، در روز روشن ، سهام مخابرات را بالا کشید ؟ وچرا سپاه  ونیروی انتظامی ، با واردات میلیاردها کالای قاچاق ، همچنان سلحشور وغیور  ومردمی اند ؟&lt;br style="margin: 0px 0px 10px;" /&gt;سران فتنه آمدند تا  نمایندگان شجاع ونترس و البته با کفایت ما بهانه ای برای پرخاش و ناسزا  داشته باشند، نمایندگانی که مفهوم استقلال مجلس ، ونمایندگی مردم را در  همان روز نخست ، زیر پا می نهند تا اعتبار نامه هایشان تصویب شود .  نمایندگانی که همچنان به سرکوب سران فتنه محتاج اند وبرای محاکمۀ آنان  طومار امضاء می کنند تا نگاه مردم را از عصارگی بر خاک افتادۀ فضايل شان ، و  از طنز مجلسی که باید در رأس امور باشد ونیست ، به غوغای سران فتنه منحرف  کنند وخود را از حمل سنگینی امانت مضمحل شدۀ مردم ، و تحمل شماتت مردم  برهانند . نمایندگانی که متأسفانه ، سالهاست به جای قانون و نظارت قانونی، و  به جای تحقیق و تفحص مؤثر ، و به جای واخواهی حقوق فراموش شدۀ مردم ، شوخی  می پراکنند.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;رهبر گرامی، اطمینان دارم با من موافقید که اگر از این مجلس و قوانین  و نظارت آن ، آبی گرم شده بود ، مردمان ما را اکنون بهره ای در مشت بود ، و  اگر دستگاه قضا را با قانون نسبتی بود ، ما را اکنون از برکات عدل وانصاف و  درستی او نصیبی بود ، و اگر دولت را لیاقت وبرنامه وعقلانیتی بود ، ما را  تاکنون از ورطۀ ورشکستگی های داخلی و تحقیرهای جهانی به در برده بود .اما  این سه یار دبستانی را ظاهراً جز رکود و رخوت و رفاقت ، رویکردی نیست . پس  چرا نباید از ظهور فتنه و سران فتنه در پوست نگنجیم و نگاه پرسشگر و پر  شماتت مردم داخل و خارج ونسل های گذشته وآینده را به رفتار آنان منحرف  نکنیم ؟&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;این روزها شاهدیم که بار دیگر مبارزه با بد حجابی به کانون فهم  بزرگان دینی ما راه یافته است . وچه برخوردهای شداد وغلاظ ، برای چندمین  بار ، بر سر جامعه ما سایه انداخته است . اما برای چندمین بار نیز می توان  از همین اکنون عاقبت شکست خورده و پر از آسیب این هیاهوی هیچ در هیچ را به  چشم دید . چرا که شهر قم ، و آسیب های دلخراش و مفسده های اجتماعی آن ،  دقیقاً محصول همین نگرش خام و دستوری وبی خردانه است . اگر بپذیریم که  اجبار در خط کشی های خشک اجتماعی ، ضروری و با فایده است ، این را نیز می  پذیریم که اجبار در مواضع فهم و فکر وباور مردم ، جز خسارت و خرابی وگریز  ونفرت مردم نتیجه ندارد . شرمنده ام که بگویم راز تنهایی ما ، وکم شدن  مخاطبان داخلی و جهانی ما ، در همین اسلام اجباری واختراعی ما است .اسلامی  که اغلب در این سی سال عمر خود ، از کنار حق های آشکار عبور کرده است و بر  گزینش نا حق های آشکار اصرار ورزیده است .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;در زندان وزارت اطلاعات ، و در زندان عمومی ، داستان هایی از اسلام  اختراعی خودمان دیده ام که امید دارم در یک ملاقات حضوری ، همه را یک به یک  برای شما باز گویم .اما از باب نمونه ، به یکی از مظاهر آن اشاره می کنم و  از توقف بر این شرم بزرگ ، درمی گذرم :&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;من این روزها ، با جوان نوزده ساله ای هم نشین و هم بند هستم که  مجموعه ای از خردمندی ها ودرستی ها با اوست . این جوان با همین سن و سال  اندک خود ، دو فرمول بدیع ریاضی را که ازدسترس همۀ دانشمندان وریاضی دانان  جهان دور بوده است ، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است . این جوان ،  با همین سن وسال اندک خود ، چهار اختراع غرور آفرین دارد .المپیادی است .  برندۀ جشنوارۀ خوارزمی است . به زبان های انگلیسی وایتالیایی مسلط است .  این جوان اما به اتهام متداول توهین به رییس جمهور و تبلیغ علیه نظام ، پنج  ماه و نیم است که در زندان است . اتهامی که مردمان جهان، به میزان ارتفاع  آن غش غش میخندند . این جوان ، شصت روز در زندان انفرادی بوده وتوسط بازجو  های تند وبی ادب خود کتک خورده وتهدید شده است . این جوان ، همان است که  آقای جلال الدین فارسی ، پدرش را به ضرب گلولۀ تفنگ شکاری خود کشته است .  این جوان ، اکنون ، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق وعدالت ، از اسلام  اختراعی ما است . اسلامی که آقای جلال الدین فارسی قاتل را به پرداخت یک  ريال از پول خون پدر او ملزم نکرده است . اسلامی که آقای جلال الدین فارسی  قاتل را آزاد گذارده ، وخود او را که به ابراز نشاط سیاسی اش مشغول بوده ،  به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا وضرب وشتم در انداخته است .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;من معتقدم راز شکست اسلام اختراعی ما ، در همین خصلت های گزینش گری  وخاصه پروری ونخبه گریزی و فریب کاری وعوام پروری است . واختلاط غلیظ حق  وباطل در او . کارایی سرکوب سران فتنه ، در این بوده است که نگاه منتقدین  ما را از امثال آقای جلال الدین فارسی که قاتل اما آزاد است ، به این جوان  گستاخ اما بی گناه ، معطوف کند . حالا خود شما رد پای نمایندگان مجلس ،  وقضاوت دستگاه قضایی ، و دولتمردان عدالت ور زمان را در تحلیل فرایند های  این چنینی جامعه ، رصد فرمایید .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;راستی شما در مقام فرماندهی کل قوا ، تا چه حد به رفتار سپاهیان و  نظامیان خود ، در ورود به مواضع اقتصادی ، ودر قامت رانت خوارانی چون آقای  صادق محصولی ، ودر واردات میلیاردها کالای قاچاق از مبادی گمرکی واسکله های  رسمی وغیر رسمی اشراف دارید ؟ والبته اجازه می دهید که در تقبیح رفتار  ناشایست سپاهیان ونظامیان ، مسؤ لیت حضرتعالی را نیز در مقام فرماندهی یاد  آور شویم ؟ و از شما به خاطر تغییر چهرۀ آن سپاه و آن بسیج و آن اسلام  آرمانی گله کنیم ؟&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;رهبر گرامی ام ، کم کم به سال روز ظهور فتنه نزدیک می شویم . اگر کمی  هوشمندی اختیار کنیم ، باور خواهیم کرد که جماعتی ، دور از چشم شما ، به  خلق حادثه می اندیشند. حادثه هایی که نیمه دوم خرداد را به زعم خود در  بحرانی طراحی شده فرو ببرند . این بحران ، که چه بسا خونین نیز باشد ، قرار  است مجدداً انرژی تازه ای را علیه سران فتنه سامان دهد . طراحان این بحران  ، با خلق حادثه های ریز ودرشت ، شما را در موضعی قرار خواهند داد تا همانی  بگویید که آنان می خواهند . وهمان موضعی را اختیار کنید که آنان مشتاق  اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;شما را به خدا ، رهبر گرامی ، مراقب فتنه ها باشید . فتنه هایی که  بانیان آن ، فراتر از سران فتنه ، در اطراف شما آرایش یافته اند و ادعای  دوستی غلیظ می کنند . فتنه را در تحرک قدرتی بکاوید که در سایه است . قدرتی  که هرگز مطیع شما نیست وبرای خود قرار و مداری دارد . قدرتی که یک جا از  حنجرۀ رییس جمهور نامتعادل ما بیرون می خزد ، ودر جای دیگر از امضای  نمایندگان مجلس ما جاری می شود ، و برای گشودن موانع پیش رو ، به قاضیان  مرعوب دستگاه قضا تحکم می کند . سران واقعی فتنه ، سران قدرت های در سایه  اند . سرانی که میلیارد میلیارد پول بی زبان مردم را جابجا می کنند، وبه  پروندۀ مفتوحۀ میلیاردها پول گمشده ، پوزخند می زنند. در این یک سال گذشته ،  وبا غوغایی که از رسانه ها وتریبون های رسمی علیه سران فتنه در گرفت ،  قدرت های در سایه ، بهترین فرصت را برای پیش برد مقاصد خود بلوکه کردند .  قدرت های در سایه ، در این یک سال پر آشوب و پر هیاهو ، به قدر همه عمر خود  به تحکیم مواضع خود پرداختند ، اما غافل از این که بخش وسیعی از مردم را  از اطراف شما پراکندند . قدرت های در سایه ، به مردم احتیاج ندارند ، اما  کدام رهبر است که بدون مردم ، همچنان رهبر باشد و رهبری کند ؟!&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;از باب طنز ، بگویم که چندی پیش آقای جلال الدین فارسی ، به سران  فتنه تاخت تا او نیز حتی از این کارناوال هتاکی جا نمانده باشد . فراتر از  طنز ، شما را به تماشای امضای خودتان ، پای برگه خرید سهام مخابرات توسط  سپاه فرا می خوانم . بله ، قدرت های در سایه ، با شما این می کنند ! وبدون  این که شما بخواهید وشما راضی باشید و شما خبر داشته باشید ، امضای رضایت  شما را پای عملکرد خود می نشانند . شما را به خدا مراقب فتنه های واقعی  باشید .&lt;/div&gt;&lt;div style="background-color: transparent; margin: 0px 0px 15px; outline-width: 0px; padding: 0px; text-align: center; vertical-align: baseline;"&gt;&lt;strong&gt;با احترام و ادب : فرزند شما ، محمد نوری زاد زندان اوین ،  نهم خرداد هزار وسیصد وهشتاد ونه&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8445010293684440487?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8445010293684440487/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/06/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8445010293684440487'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8445010293684440487'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='نوری زاد خطاب به خامنه ای: آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم زدیم، فراتر از آسیب و جراحت همه تاریخ است'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3933632515810088803</id><published>2010-05-31T01:01:00.001+04:30</published><updated>2010-05-31T01:01:05.524+04:30</updated><title type='text'>روایت نوری زاد از دیدار با دادستان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;روایت نوری زاد از دیدار با دادستان &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="storyLead"&gt;                      &lt;i&gt;                                                                                        جرس: محمد نوری زاد در گفت و گویی با  دادستان تهران با انتقاد از رفتار زندانبانان گفت: هرکجا قانون نباشد، پای  یزید در میان است؛ مثل دستگاه قضائی ما که معتقدم هیچ ربطی به اسلام ندارد.                                                                                  &lt;/i&gt;                     &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;&amp;nbsp;هفته پیش دادستان تهران در دیدار  با محمد نوری‌زاد و خانواده‌اش از آزادی قریب‌الوقوع این نویسنده دربند پس  از گذشت بیش از &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;پنج&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt; ماه  بازداشت خبر داده بود؛ وعده ای که هنوز تحقق پیدا نکرده است&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;به گزارش کلمه، دادستان در آن دیدار  به خانواده نوری زاد اعلام کرده بود که وی ظرف یک هفته آزاد خواهد شد، به  شرط آنکه آنها در طول این یک هفته سکوت پیشه کنند و از اطلاع‌رسانی  بپرهیزند&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;اکنون بیش از یک هفته از آن دیدار و  وعده ها می‌گذرد و از آزادی خبری نیست. جالب اینکه همان روز شایعه آزادی  محمد نوری‌زاد به دروغ در برخی سایت‌های حامی دولت و وابسته به نهادهای خاص  منتشر شد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; font-style: normal; line-height: 150%;"&gt;متن پیش رو شرحی است از محمد نوری  زاد درباره دیدار او با دادستان تهران و آنچه بین آنها گذشته است:&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;مرا با چشمان بسته به هر سو می‌برند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;وقتی داخل اتاق شدم، مردی چهل  پنجاه ساله در یک سر میزی دراز، نشسته بود.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;لبخندی زد و سر دیگر میز را  نشانم داد، نشستم و بعد از سلام و علیک معمول؛ گفت: آقای نوری‌زاد اصلاً  دوست نداشتم تو را اینجا ببینم، چرا باید تو اینجا باشی؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: اینجا خانه‌ من است. من خودم را اینجا صاحب خانه می‌دانم، نه  یک جانی نابکاری که برای تادیب و تنبیه به اینجا آورده ‌باشندش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: این روزها خیلی داری شلوغ می‌کنی.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;نگهبان برای من نوشته و از تو  شکایت کرده که با مشت به صورتش کوبیده‌ای و پیراهنش را پاره کرده‌ای! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: تفاوت من زندانی با همان نگهبان در این است که نامه‌ او، ظرف  دو روز به دست شما می‌رسد، اما نامه‌ای که من یک ماه پیش از داخل سلول خود  برای دادستان نوشته ام به دست او نرسیده است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;مردی که روبرویم نشسته بود، برای خاراندن صورتش مچ قطع‌شده‌اش را  بالا آورد و به صورتش کشید. آنجا بود که دانستم کسی که مقابلم نشسته و از  اقتداری دماوندگون برخوردار است، دادستان تهران، آقای جعفری دولت آبادی  است. شنیده بودم که دادستان تهران، یک دستش را تا مچ، در جبهه جاگذاشته است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: شما باید آقای جعفری باشید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;بله.  &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: به اسم هواخوری، مرا از سلولم بیرون بردند و در غیاب من، به  داخل سلول من رفته‌اند و نوشته‌ها و وسایل شخصی مرا برداشته و برده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;لیستی را که جلویش بود ورق زد و گفت: چرا باید روی زیرپیراهنی‌ات  بنویسی "ما زنده‌ایم، پس زندگی می‌کنیم."&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: این جمله‌ی ساده قرار است کجای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور  ما را به لرزه اندازد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: آدم را یاد سخن دکارت می‌اندازد که "من اعتراض می کنم، پس  هستم!" &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: دوستان شما دو نوشته‌ مرا از میان وسایل شخصی‌ام برداشته و  برده‌اند. شما از طرف من وکیل، این نوشته‌ها را مطالعه کنید و آنها را به  اهلش برسانید. عنوان نوشته‌ اول "راز عرعر الاغ" است و نوشته‌ی دوم  "نامه‌ای به نمایندگان مجلس." من کاری به نوشته‌ اول ندارم که مخاطبش وزارت  اطلاعات است، اما نامه به نمایندگان را بدهید به دست آقای لاریجانی رئیس  مجلس تا برای نمایندگان و مردم تکثیر و منتشر کند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: من با مجلس کاری ندارم، اما چرا نامه‌ای به آقا (رهبر)  نمی‌نویسی؟ اگر بنویسی ما خیلی زود از طریق آقای لاریجانی قوه‌ قضائیه، آن  را به دست آقا می‌رسانیم. یک تقاضای عفو هم در آن باشد خیلی بهتر است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: من تقاضای عفو نمی‌کنم؛ چراکه معتقدم خطایی مرتکب نشده‌ام.  مشکل نوشته‌های من در این است که کسی از زاویه‌ خیرخواهی، به آنها  نمی‌نگرد. مثل همین حالا سه روز اعتصاب غذای خشک کرده‌ام، چرا؟ چون مخاطبی  پیدا نمی‌کنم که در جایگاه قانون، قانون را رعایت کند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;خندید.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;از  واژه‌ اعتصاب خنده اش گرفت. صمیمانه گفت: نه آقای نوری‌زاد، اعتصاب نکن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: مرا از بند &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;۲۴۰&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;، از سلولی که در آن حمام و دستشویی بوده، به بند &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;۲۰۹&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt; منتقل کرده‌اند؛ به سلولی که  هیچ امکاناتی ندارد با هوایی داغ. و من هر چه درخواست کرده‌ام می‌خواهم  افسر نگهبان را ببینم، اهمیتی نمی‌دهند و وقتی به عنوان اعتراض، بر در سلول  خود می‌کوبم، در باز شده و افسر نگهبان با من درگیر می‌شود، یکدیگر را خبر  می‌کنند و پنج نفری مثل پرکاه مرا از زمین بلند کرده و محکم به زمین  می‌کوبند. سرم به شدت به زمین می‌خورد. دو کتفم آسیب می‌بیند، بینایی چشمم  تحلیل می‌رود. سردرد شدیدی عارضم می‌شود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: اینطور سردردها به تهوع می‌انجامد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;حرف مرا تایید کرد. اما مرتب اصرار داشت که اعتصابم را بشکنم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: آقای جعفری، من در اعتصابم مصممم. امروز سه روز است که در  اعتصاب به سر می‌برم و به سختی خودم را به اینجا رسانده‌ام. یک لیوان آب،  یک حبه قند نخورده‌ام. رادیولوژی اوین از سرم و از دو کتفم عکس گرفته. ممکن  است چیزی در این عکس‌ها نباشد، اما من به خاطر بی قانونی دوستان شماست که  اعتصاب کرده‌ام و خود را به مخاطره انداخته‌ام. شما، چهار روز دیگر جنازه‌ی  مرا از سلولم بیرون خواهید کشید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: درست نیست که تو با دست خودت، خودت را به کشتن بدهی. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: چرا امام حسین این کار را کرد؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: آنجا یزید در مقابلش بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: هرکجا قانون نباشد، پای یزید در میان است؛ مثل دستگاه قضائی  ما که معتقدم هیچ ربطی به اسلام ندارد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;شما "پ" را دستگیر می کنید و به زندان می اندازید و افرادی را که او  افشا کرده، آزاد گذارده‌اید. شهرام جزایری را به زندان می‌اندازید و آقای  [...] را که با استفاده از رانت، صاحب چندصد میلیارد تومان ثروت است، تا  وزارت بالا می‌برید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: این دستگاه آن‌چنان فشل و از ریخت افتاده است که مسئولی مثل  [...] به راحتی ملعبه‌ آدم‌های زیرک می‌شود و از طریق راننده و دامادش،  پوست از تن عدالت می‌درد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: همین آدمهای زیرک دویست میلیون تومان خرج حسینیه‌اش  کرده اند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: من هم شنیده‌ام. اما شنیده‌ام یک ویلا به راننده‌اش داده‌اند و  امضاهای بسیاری از او گرفته‌اند. شما در مقام دادستان، شهامت اعتراض  ندارید، چرا؟ چون به این میز و ترفیع خود محتاجید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: این‌طور نیست، من یک جانبازم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: باشید، مگر علاقه به ترفیع، جانباز می‌شناسد؟ چرا اعتراض  نمی‌کنید؟ مگر قاضیان نالایق و ناعادل در این دستگاه کم‌اند؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: هست، اما در مسیر کار من نیست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: چرا استعفاء نمی‌دهید؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: هستم تا مگر کاری بکنم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: همه به همین نحو عمل خطای خود را توجیه می‌کنند. گفتم: اکثر  ارگان‌های ما آلوده هستند به رشوه و قاچاق و شما جرات برخورد ندارید.  اکثراً قانون را دور می‌زنند. اما شما مرا به خاطر حقیقت‌گویی و دلسوزی به  زندان انداخته‌اید و اجازه داده‌اید بازجوهای بی‌سواد و فحاش مرا بزنند و  به ناموس من توهین کنند. اما کسانی‌که از رانت‌های اقتصادی و اجتماعی بهره  برده‌اند آزادند. و شما جرات دستگیری آنان را ندارید. گفتم:&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;عدالت در دستگاه قضائی ما  بیشتر یک شوخی بزرگ است. من به خاطر نقد این عدالت بیمار، در زندانم و  عاملان بیماری دستگاه قضایی و امنیتی و اقتصادی آزادند و حمایت می‌شوند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;دادستان در کمال صبوری به سخنان من گوش سپرد و سرآخر داستان نامه به  رهبر را تکرار کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفتم: می‌نویسم اما آن‌گونه که خود می‌خواهم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;گفت: بنویس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;کاغذ و قلم آوردند و من در حالی که از سه روز اعتصاب، سخت در رنج  بودم، نوشتم "… اگر کسی به زباله‌های شهر کربلا اعتراض کند و به زوار  سیدالشهدا با صدای بلند بگوید امام حسین اسوه‌ نظافت و پاکیزگی است و این  همه آلودگی برازنده‌ی امام نیست و امام بشدت رنج می‌برد و ناراحت است، آیا  مجرم است؟ باید او را بگیرند و به زندان بیندازند؟ اکنون این وضع، حکایت من  است. من این همه زشتی و نازیبایی را برازنده‌ انقلاب نمی‌بینم. انقلابی با  آن‌ همه هزینه و زحمت. من در اوین با هتاکی بازجوهای بی‌سواد و ضرب و شتم  آنان مواجه شده‌ام. بازجوهایی که به قبیح‌ترین روش‌ها از متهمان اقرار  می‌گیرند. با کثیف‌ترین رویه. و با زدن‌ها و فحش‌ها و تحقیرهای پلید. خیلی  دوست داشتم در یک ملاقات حضوری کهریزک دوم را به شما معرفی کنم و از فجایع  رفتاری کسانی بگویم که ادعای سربازی امام زمان را دارند..."&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 150%; text-align: right; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;نامه را تا نکرده به دست دادستان تهران سپردم. و در کاغذی مجزا برای  او نوشتم: وقتی حکم دادگاه من رسماً اعلام شده، چرا باید مرا در زندان  اطلاعات نگهداری کنند؟ و از او درخواست کردم مرا به زندان عمومی منتقل کند.  اکنون که این نوشته را می نویسم در بند عمومی‌ام. در اندرزگاه شماره &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;۷&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 150%;"&gt;، سالن 5.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3933632515810088803?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3933632515810088803/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3933632515810088803'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3933632515810088803'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_31.html' title='روایت نوری زاد از دیدار با دادستان'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5991503665575094735</id><published>2010-05-29T18:13:00.001+04:30</published><updated>2010-05-29T18:14:45.187+04:30</updated><title type='text'>موسوی: نمی‌خواستیم به نام اسلام چارچوبی خالی از محتوا تشکیل دهیم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://www.blogger.com/post-edit.g?blogID=2196362045489626115&amp;amp;postID=5991503665575094735" id="content" name="content"&gt;&lt;/a&gt;   &lt;br /&gt;&lt;h2&gt;&lt;a class="h3link" href="http://www.radiofarda.com/archive/Iran/latest/138/138.html"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a class="h3link" href="http://www.radiofarda.com/archive/iran_politics/latest/138/148.html"&gt;&lt;/a&gt; &lt;/h2&gt;&lt;h1&gt;موسوی: نمی‌خواستیم به نام اسلام  چارچوبی خالی از محتوا تشکیل دهیم &lt;/h1&gt;&lt;div class="photo photobig aligned"&gt;&lt;a href="http://gdb.rferl.org/C5CFD094-F770-4C0E-A7D1-58B896262580_mw800_mh600_s.jpg" rel="ibox" title=""&gt;&lt;img alt="" border="0" height="298" src="http://gdb.rferl.org/C5CFD094-F770-4C0E-A7D1-58B896262580_w527_s.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="date"&gt;۱۳۸۹/۰۳/۰۸ &lt;/div&gt;&lt;div class="zoomMe"&gt;&lt;br /&gt;به نوشته سايت « کلمه»، آقای موسوی در ديدار با جمعی از زندانيان  سياسی قبل از انقلاب بهمن ۵۷، با اعلام اين مطلب گفت: «اگر قرار باشد که  نظام با پر کردن زندان‌ها يا با زدن و گرفتن دانشجويان و کارگران مسلمان،  هنرمندان و سينماگران و روزنامه‌نگاران باقی بماند، آيا می‌توان از چنين  نظامی در جهان دفاع کرد؟»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوی در سخنان خود گفت که «بدون  اينکه بخواهيم برخی اشکالات را ناديده بگيريم، اما اگر چارچوب‌های کلی حفظ  می‌شد، ايران به سمت خوبی حرکت می‌کرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرين نخست‌وزير ايران با  اشاره به آنچه انحراف تدريجی در آرمان‌های جمهوری اسلامی ايران و بيراهه  رفتن ناميد، افزود: «امروز نمی‌توانيم جواب نسل جوان را بدهيم و حتی هنگامی  که برايشان توضيح دهيم که اول انقلاب چه اهدافی مطرح بود و بعد از انقلاب  چه تغييراتی در کشور رخ داد، باز هم نمی‌توانيم قانع شان کنيم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای  موسوی با هشدار نسبت به ادامه روند موجود در ايران گفت: «نظام در حال حرکت  به سمت تک صدايی است، به طوری که هيچ انديشه ديگری را تحمل نمی‌کند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی  اضافه کرد که «تک صدايی منجر به استبداد و ديکتاتوری می‌شود و هيچ کس نيست  که نداند اضافه بر استبداد و ديکتاتوری، تک‌صدايی مهم‌ترين عامل بازدارنده  توسعه است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين رهبر مخالف دولت گفت: مردم مبارزه کرده‌اند و خون  دل خورده‌اند تا به عدالت و آزادی برسند تا استبداد و خودرايی نباشد، تا  مناصب و منزلت‌ها در حال گردش باشد تا هرکس در هرجا وظايفی دارد، در مقابل  مردم پاسخگو باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوی با اشاره به محدوديت‌های بيشتر در  عرصه ادبيات و علوم انسانی افزود: «آنچه اکنون می‌بينيم سياست‌هايی است که  شفافيت و گردش آزاد اطلاعات را هدف گرفته است و تعجب آور نيست که در کشور  مسئله فساد و دروغ و خود رأيی درحال گسترش است، چرا که اگر انديشه آزاد  نباشد در فضای تک‌صدايی اين مسايل طبيعی است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين رهبر مخالف دولت  در ادامه در خصوص نسبت جنبش سبز و آرمان&amp;nbsp;های انقلاب بهمن ۵۷ گفت: «جنبش سبز  برای آزادی و عدالت است. عدالت برای مردمی که انقلاب کردند و کشور با همه  تنوع قوميت‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف مال آنهاست و عدالت در وجوه  اجتماعی، سياسی و اقتصادی جزئی از حقوق آنهاست. و نيز آزادی که از  آرمان‌های ما بود و اگر نباشد، حقوق مردم پايمال می‌شود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او اضافه  کرد: «زمانی آرزوی ما بود که زندان‌ها خالی باشد وجشن بستن زندان اوين را  بگيريم، اما حالا آنجا ساختمان‌سازی می‌کنيم که حجره‌های بيشتری داشته  باشيم، برای حبس بيشتر.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای موسوی اين موضوع را نيز نشانی ديگر از  انحراف و کج روی دانست، که به گفته وی، به نتيجه هم نخواهد رسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;«جنبش  چهار فصل»&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين رهبر مخالف دولت، طلب آزادی و عدالت در  چنين فضايی را يک مطالبه جدی ناميد و گفت: «جنبش سبز يک جريان ادامه‌دار  است که نه با بستن و گرفتن و تهديد و زندانی کردن و نه با کشتن متوقف  نخواهد شد، چرا که مطالبات برآمده از نيازهای واقعی و انسانی ملت ما را  دارد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوی، جنبش سبز را «جنبش چهار فصل» توصيف کرد، که  «تجديد حيات می‌کند و در شکل‌های مختلف ظاهر می‌شود و افزود: «اينطور نيست  که (اين جنبش) برای يک مقطع کوچک باشد و يا ارتباطی به شخص خاص داشته باشد،  بلکه برآمده از نيازهای ملت و در موازات مبارزات طولانی ملت برای نيل به  آزادی و عدالت است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او شعار ها و اهداف جنبش سبز را ساده و روشن  دانست و گفت: «زمانی که می‌گوييم قانون اساسی، مسئله روشن است. وقتی  می‌گوييم دروغ و فساد نباشد و عدالت باشد، مسئله روشن است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای  موسوی اضافه کرد: «اکنون اگر بگويند انتخابات آزاد و رقابتی برگزار خواهيم  کرد و تقلبی در کار نخواهد بود، خواهيد ديد که مردم قطعاً نفس راحتی  می‌کشند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين رهبر مخالف دولت افزود: «جنبش سبز هدف پيچيده‌ای  ندارد؛ ما فساد و دروغ را نمی‌خواهيم، می‌خواهيم مردم احترام داشته باشند،  قوه قضائيه درستی داشته باشيم که ظلم نکند. اينگونه نباشد که از کسی اعتراف  بگيرند و بر اساس آن وی را اعدام کنند يا او را بزنند و يا زندانی را آزاد  کنند و بعد از دو سه هفته با او تماس بگيرند و بگويند مصاحبه کن يا به  زندان برگرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی از نظام جمهوری اسلامی که نتوانسته است با حمله به  خوابگاه دانشجويی به عنوان يک مورد برخورد شجاعانه کند و برای مردم شرح  دهد که واقعاً در کهريزک چه اتفاقی افتاده است و يا با آنهايی که در  انتخابات سال گذشته تقلب کرده اند، برخورد کند، انتقاد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين  موسوی افزود: «کهريزک يک مسئله ملی است و به همين دليل، بايد تمام  بحث‌هايی که در خصوص کهريزک می‌شود، جلوی چشم مردم گفته شود تا تکرار نشود و  بعداً مردم هم قانع شوند که عدالت اجرا شده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;گسترش  آگاهی؛ «چشم اسفندیار حکومت»&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای موسوی برای چندمين بار  بر گسترش آگاهی به عنوان بزرگترين ابزار جنبش تأکيد کرد و آن را «پاشنه  آشيل» يا «چشم اسفنديار» حکومت دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی گفت: «هرکس در هرجا احساس  مسئوليت می‌کند، بايد در حد خود در گسترش آگاهی‌های سياسی، اجتماعی تلاش  کند، حتی با گفتن يک نکته در جمع کوچک.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوی در مورد  کانون‌های گسترش آگاهی به محيط خانواده، جمع دوستان و اقوام اشاره کرد که  بايد در ميان اقشار و استان‌های مختلف آگاهی را گسترش دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی  خطاب به اين جمع از زندانيان پيش از انقلاب بهمن ۵۷ گفت: «بگير و ببند ها  مسئله را حل نمی‌کند» و در اين خصوص به بی‌نتيجه بودن بازداشت‌ها در دوره  پیش از انقلاب اشاره کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای موسوی گفت: «برخی گمان می‌کنند با  ايجاد فضای رعب و وحشت می‌توان امور را اداره کرد، در حالی که کشور با  آزادی و عدالت اداره می‌شود، نه با زندان اوين.» &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-5991503665575094735?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/5991503665575094735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5991503665575094735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5991503665575094735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_29.html' title='موسوی: نمی‌خواستیم به نام اسلام چارچوبی خالی از محتوا تشکیل دهیم'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5012250374930622735</id><published>2010-05-24T11:00:00.001+04:30</published><updated>2010-05-24T11:00:53.655+04:30</updated><title type='text'>دکتر سروش: اکنون نوبت شما خاموشان ناخرسند است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h4&gt;دکتر سروش: اکنون نوبت شما خاموشان ناخرسند است&lt;/h4&gt;&lt;h5&gt;عبدالکریم سروش&lt;/h5&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;small&gt;دقٌ الباب&lt;br /&gt;(فلاح خلق و صلاح علما)&lt;/small&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;small&gt;واعظ ما بوی حق نشنید، بشنو کاین سخن&lt;br /&gt;در حضورش نیز  می‌گویم نه غیبت می‌کنم&lt;/small&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;small&gt;چون صبا افتان و خیزان می‌روم تا کوی دوست&lt;br /&gt;وز رفیقان  ره استمداد همت می‌کنم&lt;/small&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img id="photow" src="http://zamaaneh.com/pictures-new/soroush-berlin.JPG" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مشایخ و مراجع کرام درود می‌گویم و از آنان اذن ورود می‌طلبم.&lt;br /&gt;سالروز قیامت صغرای خلق و نهضت کبرای سبز نزدیکتر می‌شود و انتظار مردم  از روحانیان راستین بیشتر. زندانیان این جنبش و شهیدان این شورش پیامی برای  شهسواران عرصه دین و دانش دارند: &lt;br /&gt;می‌دانیم که شما اقطاب و ارکان دین خود از مظلومان مظالم جمهوری اسلامی  هستید و از این که معاصی و مفاسد این حکومت جائر نام نیک شما و دامان پاک  شریعت را آلوده کرده ظاهری دژم و باطنی نژند دارید و سینه پر آتش خود را به  آب صبوری ساکن می‌کنید و «زبان بریده به کنجی نشسته» زیر لب لاحول  می‌گویید و ربٌ یسٌر می‌خوانید و از نگاه‌ها و پرسش‌های سرزنش‌آلود مریدان و  محارم می‌گریزید که چرا وعده عسل دادید و اکنون سرکه می‌فروشید و چون به  خلوت می‌روید با خدا شکوه می‌کنید که خدایا مرجعیت و قطبیت دادی. صد شکر.  اما چرا در این عصر و در این احوال؟ که نه مجال انتقاد هست نه نشاط اجتهاد.  حتی در نوشتن رساله عملیه هم آزادی نیست و فتوا و فرمان حکومت مقدم است.  نه حرمت و اعتباری برای فقه مانده، نه قداست و استقلالی برای حوزه. حجت‌ها  آیت و آیت‌ها آلت قدرت گشته‌اند.&lt;br /&gt;و چرا خونین دل و خسته جگر نباشید که مغلوب و مرعوب، در گذرگاه تنگ  عافیت و بر مسند خطیر مسئولیت نشسته‌اید و نظاره می‌کنید که استبداد دینی  چوب حراج بر اخلاق و ایمان خلایق زده است و شریعت را به خدمت سیاست گرفته  است و کمر عدالت را شکسته است. شکم اقتصاد فربه از حرام است و چهره دین  عبوس و جویبار فرهنگ گل‌آلود و هوای سیاست مرگ زا و آسمان آزادی تیره و چشم  هنر گریان و دل دانش بریان و جان و آبرو ارزان است و ریاکاری و رشوه خواری  و دروغ زنی و مداحی و دهان دوزی و قلم سوزی و آبروریزی و عالم ستیزی و  جاهل پروری و خرافه گستری و قانون شکنی و وحشت افکنی و تهمت پراکنی و تملق و  تزویر و تقلب و تبعیض، سکه دارالضرب ولایت و قوت غالب حکومت است. &lt;br /&gt;دیگر نه در قضا انصاف و عدالتی مانده است، نه در مجلس تدبیر و شجاعتی،  نه در دولت توان و لیاقتی. و به تعبیر فصیح پیشوای پارسایان: «&lt;strong&gt;بارض  عالمها ملجم و جاهلها مکرٌم:&lt;/strong&gt; جاهلان قدر می‌بینند و بر صدر  می‌نشینند و عالمان لجام به دهن دارند» (نهج البلاغه).&lt;br /&gt;جاهلان سرور شدستند و ز بیم&lt;br /&gt;عاقلان سرها کشیده در گلیم&lt;br /&gt;می‌دانیم که شما هم بر این مردم نیک سیرت رحمت می‌آورید که همچنان در  چنگال دیو استبداد اسیرند، نه لبخند بر لب دارند نه شادی در دل نه نان در  سفره نه دانش در دفتر نه نشاط عیشی نه درمان دلی. به جز قلبی غمناک و چشمی  نمناک برایشان چه مانده است؟ محتسبان لبخندشان را ربوده‌اند و واعظان  شحنه‌شناس ایمانشان را. مفسدان نانشان را بریده‌اند و جاهلان دفتر معرفتشان  را دریده‌اند. نه رنگ دادگری می بینند نه چهره عدالت. گران از تکالیف و  تهی از حقوق. رهبرانشان شب و روز ارجوزه عدالت می خوانند و به دنیا درس مهر  و مدیریت می دهند اما خود زندانها را از شقاوت و قساوت انباشته اند و  جامعه را به عفونت دروغ و ریا آغشته اند. قاتلان بی باک حقیقت اند و سارقان  چالاک حریت. هر بانگ نصیحتی را صدای دشمن و هر ندای مخالفتی را ندای  اهریمن می شمارند. گویی خود طاووسان عالم غیبند و دیگران جاسوسان عالم غرب.  منکر معروفند و معروف به منکر. شما روحانیان راستین با رفتار ستم ستیزانه  خود می‌توانید چهره متبسم اسلام باشید و پیام روح نواز دیانت را به خلقی  خسته از خشونت برسانید تا بدانند که همواره در کنار مردمید و بنام اسلام نه  چاهی برای کسی می‌کنید نه جاهی برای خود طلب می‌کنید.&lt;br /&gt;رطب خوردگان ولایت و ثناگویان قدرت نه منزلتی نزد خالق دارند نه  محبوبیتی نزد خلق، اما شما حاملان امانت دین و وارثان سنت سید المرسلین بر  سر پیمان خود با خلق و خالق بمانید که از شما همین انتظار می رود و بس.  مطمئن باشد که نه اسلامیت این سرزمین نه استقلالش، هیچکدام در گروی بقاء  مشتی طراران حاکم نیست و پشتیبانی از این «طالبان نامطلوب» نه خشنودی ملت  را در پی دارد نه آبروی روحانیت را.&lt;br /&gt;انسداد و استبداد کم بود، سپاهیان گستاخ و دراز دست، مرجع تراشی و مرجع  کوبی هم می‌کنند. «هیچ ندانی» را که رسما خبط دماغ دارد، مسند مرجعیت  داده‌اند تا در ثنای رهبر مدیحه بخواند وسینه بزند و او را «کوثر» بنامد  واز آن طرف در فجر تصدٌی ولایت که مقام رهبری دماغ مرجعیت می‌پخت، فقیه  نزیهی را که بر او دلیری و خرده گیری کرد و او را از «افتاء بغیر علم» بر  حذر داشت به عذاب الیمی دچار کردند که همه سرها در گلیم کشیدید و بر حرمت  ضایع شده فقاهت و مرجعیت خون خوردید و خاموش نشستید. نگذارید بیش ازین نام و  ناموستان فدای هوسهای سیاه سپاهیان شود ونا خواسته در زمره حامیان استبداد  دینی به قلم روید. &lt;br /&gt;دلیران عرصه جهاد اکبر، تیغ زبان آختند وبر دولت غاصب تاختند. ارادتی  بخلق نمودند و سعادتی بردند. اکنون نوبت شما خاموشان ناخرسند است. توقع  محرومان و مظلومان از شما بسی بیش از آن است که افسرده دل وپریشان حال  بنشینید و در عیان از ملامت جباران تن زنید و در نهان شکوه به درگاه قاصم  الجبارین برید، یا مخفیانه «بر در ارباب بی‌مروت دنیا» پیامی بفرستید و  جوابی نشنوید. کار از اعوذ و لاحول نمی رود و خواهش و سفارش از اثر افتاده  است و سکوت در مقابل جباران صدای آنها را بلندتر کرده است. و حال که نه رای  موافقت دارید نه یارای مخالفت، مصلحت در &lt;strong&gt;مهاجرت&lt;/strong&gt; است.  جهاد اصغر کنید. «خاطر بدست تفرقه دادن نه زیرکی ست.» اگر دهانها را بسته  اند پای ها را که نشکسته اند. الفرار مما لایطاق من سنن المرسلین. «باید  برون کشید ازین ورطه رخت خویش.»&lt;br /&gt;گرچه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست&lt;br /&gt;رفتن آسان بود ار واقف منزل  باشی&lt;br /&gt;بلی کاری پرهزینه و راهی پر مخاطره است اما شما یسر پس از عسر را ببینید  و به فرج بعد از حرج بیندیشید وفلاح وصلاح خلق را که نگاهش به رفتار شماست  پاس دارید وعتاب فرشتگان با ستم پذیران مستضعف را دوباره در قرآن بخوانید  که: «چون فرشتگان جان ظالمانی را می ستانند که بر خود ستم کرده اند، ازآنان  می پرسند درچه حال بودید؟ می‌گویند مستضعف ودرمانده بودیم و در دیار خود  رخصت انجام وظیفه نداشتیم. فرشتگان درپاسخ می‌گویند: زمین خدا که فراخ  بودومهاجرت که ممکن بود.» (&lt;strong&gt;ان الذین توفاهم الملائکة ظالمی  انفسهم....&lt;/strong&gt;نساء ۹۷ )&lt;br /&gt;و مباد که حضرت ربٌ الارباب در روز جزا با فقیهان مستضعف خطاب قهر کند و  راه عذر را بر آنان ببندد و به سوء عاقبت محکوم شوند.&lt;br /&gt;راهی به سوی عاقبت خیر می رود&lt;br /&gt;راهی به سوء عاقبت، اکنون مخیری&lt;br /&gt;مهاجرت چون یک رهنمود دینی و قرآنی و یک شیوه اعتراض مدنی و انسانی و به  منزله جستن راهی برای رستن از زندان و رسوا کردن زندانبانان، در سیره  عالمان دین ثبت افتاده است و مهاجرت عالمان از ایران به عراق و از عراق به  ایران در دوران مشروطه و معاصر سنت نیکو و آزادیخواهانه ای بوده ست.  «سرهنگان شاه» که بر سر شما نشسته اند سکوت مظلومانه تان را به مسالمت و  حمایت تفسیر می‌کنند. بانگ بلند مهاجرت قفل این سکوت شبهه ناک را خواهد  شکست و توهٌم تسلیم ننگین را خواهد زدود.&lt;br /&gt;حوزه فقهی شیعی نجف پس از رکود و توقف کوتاه، اینک به سابقه هزار ساله  خود رجوع می‌کند و در اندیشه بالندگی دوباره است. نجف اکنون می‌تواند قم را  آزاد کند و نفس فروبردگان و ترس خوردگان قم و مشهد را به فراخنای حوزه  فقاهت خود راه دهد تا رسالت دینی و تاریخی شان را با شجاعت بگزارند و به  بانگ چنگ بگویند آن حکایت‌ها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش&lt;br /&gt;و بی واهمه از جنود حرامیان و آدمی خواران و تبه کاران و ظلمه و قتله و  عمله استبداد دینی و «سربازان بد نام امام زمان»، داستان یوسفان افتاده در  چنگال گرگان را باز گویند. هم از قبح استبداد بگویند هم از حسن آزادی؛ و  دین ورزی را در هوایی آزاد و پر رقیب تجربه کنند و اجتهادات نوین خود را با  تشنگان معنویت در میان بگذارند. والبته «عراق ونجف» نام هرجاست که آزادگان  در آن امن و آزاد وگشاده دست و گشاده زبان باشند که «این وطن مصروعراق و  شام نیست.»&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لیمیز الله الخبیث من الطیٌب و یجعل الخبیث بعضه علی بعض ...&lt;/strong&gt;  (انفال 37): "اینگونه خداوند پاک را از ناپاک جدا می‌کند و ناپاکی ها را  بر هم می نهد و یکجا به آتش جهنم می سپارد."&lt;br /&gt;آنگاه رطب خوردگان ولایت می مانند و وعٌاظ السلاطین و خدٌام الشیاطین و  «مشایخ بی نشان از عشق» و سفلگانی که هرصبح و شام بر در سرای سلطنت سجده می  برند و پشت بر قبله نماز می‌کنند و با غاصبان می‌نشینند و دست در خون  مغصوبان می برند و عهد خالق را می‌شکنند که «بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم  آرام ننشینند.» (نهج البلاغه خطبه شقشقیه: &lt;strong&gt;و ما اخذ الله علی  العلماء الا یقارٌوا علی کظٌة ظالم و لا سغب مظلوم&lt;/strong&gt;) &lt;br /&gt;مردم هم، غربال بصیرت بدست، می مانند تا خادمان را از خائنان باز شناسند  و نگین سلیمان را از دست اهریمنان بیرون کنند و دیوان را از مسند خدیوان  فرو کشند. &lt;br /&gt;«آنروز ستم گران انگشت ندامت به دندان می گزند که چرا با رسول همراهمی  نکردند و چرا فلان کس را به دوستی بر گرفتند.» (&lt;strong&gt;و یوم یعضٌ الظالم  علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا ...&lt;/strong&gt; فرقان: 27 و 28  ).&lt;br /&gt;می‌دانیم که مشاطگان قدرت و فراشان ولایت و پندارپروران بنگاه بانگ و  رنگ و عمله استبداد دینی، گوشها را پر و دلها را خالی کرده اند که اگر خیمه  خواجگی خودکامکان فرود آید معاصی و مفاسد از یک سو و اعادی و اجانب از سوی  دیگر خاک ایران را فتح خواهند کرد و تنها دولت شیعی جهان را بر خواهند  افکند. اما این فریبی فرسوده و دروغی کهنه بیش نیست. نظام شقاوت بنیاد  استبداد خود بدترین مفسدت و معصیت است و شجره خبیثه ای است که بر آن اصناف  حشرات رذائل جمع می آیند و فقط بهار فرخنده مردم سالاریست که بر خزان خشک  خشونت و رذیلت مهر خاتمت خواهد زد. &lt;br /&gt;بلی مزاج دهر تبه شده است و راهزنان و حرامیان در کمینند اما علمای  اسلام دل قوی دارند و آسوده خاطر باشند که عرق ملی و غیرت دینی و همت  مصلحانه و تعهد وطن دوستانه زنان و مردان و دانایان و روشنفکران این دیار  هرگز این عزیز نگین را به دست اهریمنان نخواهند سپرد وایران را برای  ایرانیان نگاه خواهد داشت.&lt;br /&gt;حدیث حکومت شیعی و خطر زوال آن هم بهانه ای و افسانه ای بیش نیست. این  حکومت چه شباهتی به سیره و سنت و شیوه و شریعت سردار عدالت ،علی(ع) دارد تا  لاف از شیعی و علوی بودن زند؟ علی کجا و اکرام جاهلان و الجام عالمان کجا؟  علی خود از پیامبر اکرم می‌آورد که بارها فرمود «جامعه ای که در آن ضعیفان  نتوانند حق خود را &lt;strong&gt;بی لکنت زبان&lt;/strong&gt; از قدرتمندان بگیرند  جامعه ای ناپاک است» (نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر) و حقا که نظام ولایت  مطلقه جز این جامعه ناپاک دست پختی نداشته است که در آن قوه قضائیه پاک  هیچ کاره است و قصابان همه کاره. امروز جانی تاوان انتقادی است. نقادان غدر  می بینند و مداحان قدر. و &lt;br /&gt;سرتاسر دشت خاوران سنگی نیست&lt;br /&gt;کز خون دل و دیده بر او رنگی &lt;br /&gt;و باری مگر مشروعیت حکومت وابسته به عنوان شیعی و سنی است؟ مشروعیت یک  قائمه بیشتر ندارد و آن عدالت است و بقیه هر چه هست فرع آن است. جمهوری  اسلامی ایران به گفته آن فقیه فقید(آیت الله منتظری رضوان الله علیه) اینک  نه جمهوری است نه اسلامی. دینی و شیعی انگاشتنش عین قلب حقیقت و جفا بر  طریقت است.&lt;br /&gt;و اگر چه نظام ولایت مطلقه واسلام عبوسش، قاطبه دینداران را شرمنده از  مسلمانی کرده است، چهره متبسم و انسان نواز و حق مدار و خرافه گریز و خرد  پذیر روشنفکری دیندار وعالمان پارسا چندان دلرباست که کسی از آن نگریزد و  کفر را بر ایمان نگزیند. و «برغم مدعیانی که منع عشق کنند» اینجا هم سخن آن  فقیه فقید حجت موجه ماست که در غیبت استبداد دینی، ایران از آن همه  ایرانیان و شهروندان متساوی الحقوق خواهد بود و هر کس و هر قوم به اندازه  قدر خود بر صدر می نشیند و اقبال می بیند. &lt;br /&gt;از "هجمه کفر" هم باک ندارید. دینداران برهانهای قاطع دارند. فطرت و  تاریخ با آنهاست. دلیل و علت در خدمت آنان است. چهار قرن است که در مغرب  زمین گزنده ترین و کوبنده ترین حمله ها را به دین کرده و می‌کنند اما چراغ  کلیسا هنوز روشن است و «رونق این کارخانه کم نشده است» و دینداری معرفت  اندیش در بالندگی است و کتابهای محققانه در تاریخ و فلسفه و تفسیر دین بسی  بهتر و بیشتر از کشورما به بازار می آیند. بلی روحانیان دیگر سروری  نمی‌کنند و سقف حکومت را بر ستون شریعت نمی زنند. دین در جای خود نشسته  است. نه در راس امور است نه در ذیل امور. و مردم به قدری که علم و هنر و  فلسفه و نقد جدید رخصت می دهد پای اعتقاد را در گلیم دیانت دراز می‌کنند.  کافران کفر می ورزند و مومنان ایمان. «مومنان ز اقرار مست و منکران ز انکار  مست» و نهایتا ماندنی ها می مانند و رفتنی ها چون کفی بر آب می روند. &lt;br /&gt;دشمنان با انبیا بر می  تنند&lt;br /&gt;پس ملائک ربٌ سلٌم می زنند&lt;br /&gt;کاین چراغی را که هست او نور دار&lt;br /&gt;از دم و پف های دزدان دوردار &lt;br /&gt;بهار مردم سالاری و خزان خودکامگی حوالت تاریخی ماست و فردا که قیامت  صغرای خلق قائم شود و فرٌ دولت فرادینی فرا رسد و آفتاب مردم سالاری طلوع  کند وافسر فرومایگان فروافتد و جشن زوال استبداد دینی برپا شود و داغ  دیدگان انسداد و استبداد، زنجیر بر پای زنجیربافان نهند و تبانی نهانی خرقه  پوشان و ولایت فروشان و مثلث تیغ و طلا و تسبیح را آشکار کنند، روز  شرمساری خودکامگان و دریوزگان آنها خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سخنی هم با عابدان و صالحان:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;غاصبان حاکم، خود آب و خاک میهن را از عفونت استبداد (که اکبر گناهان  کبیره است) انباشته‌اند و سلسله جور بر دست و پای خلایق نهاده‌اند، آنگاه  خطیبان خناس، وسوسه و غلغله در افکنده اند که زلزله در پیش است و "پیراهن  چاک ماهرویان" دامن زمین را چاک خواهد کرد. خرقه پوشان هم دام تزویر نهاده  اند و سر حقه باز کرده اند و خواب و خرافه می پراکنند و دعا و تعویذ تعلیم  می‌کنند و بر رونق بازار شیادی می افزایند. زلزله ای را که در ارکان ولایت  افتاده می بینند و می پوشند و در عوض برای زلزله طبیعت و گناهان موهوم مردم  می جوشند و می‌خروشند. &lt;br /&gt;تاریخ اما نشان نمی دهد که پیامبر علیه السلام مردم را از زلزله ترسانده  باشد یا دعای ویژه زمین لرزه به آنان آموزانده باشد! در عوض به گواهی  روایات و ماثورات، آنچه پیامبر از آن می هراسید و پیروان خود را از آن می  هراساند "چیرگی حاکمان بی رحم" بود و کمتر می شد که از مجلسی برخیزد و این  دعا را نخواند: &lt;strong&gt;اللهم اقسم لنا من خشیتک ما یحول بیننا و بین  معصیتک ... ولا تسلط علینا من لا یرحمنا :«&lt;/strong&gt;خدایا از خشیتت چندان  نصیب ما کن که گناه نکنیم ... و کسانی را که به ما رحم نمی‌کنند بر ما چیره  مکن»( جامع الاحادیث، جلا ل الدین سیوطی).یعنی از نگاه باطن بین آن  آموزگار بزرگ تقوا و توحید، سلطه ظالمین صد بار از لرزیدن زمین هراس آورتر  بود. و به حقیقت اگر به دعا از خدا چیزی را باید خواست همانا برافتادن  حاکمان بی رحم است، حاکمانی که از قتل و غصب و نهب و تجاوز و تطاول و چپاول  و تقلب و تزویر و افترا و شکنجه و اعدام، مغولان و طالبان را شرمنده  كرده‌اند.&lt;br /&gt;نیکوست که همه نمازگزاران و خداخوانان از هر کرانه تیر دعا روان کنند و  به پیروی افتخار آمیز از رسول اکرم این کلمات را بر لوح جان و صفحه زبان  نقش کنند و در عیان و نهان، در شب و روز، در خانه و خیابان، در صلوات و  مناجات و در سجده و قنوت، به هر لهجه و هر زبان، از صمیم جان بخوانند و از  خدای رحیم رحمان بخواهند تا سایه سلطه سفلگان بی رحم را از سر امت مرحومه  کم کند و چشم نمناک و دل غمناکشان را روشن و خرم کند.&lt;br /&gt;شاعران و هنرمندان و خوش نویسان نیز وام هنرمندی را بگزارند و این کلمات  پر برکات را بر الواح و صحائف، بر دیوان و ایوان و بر رسانه ها و رایانه  ها رقم زنند و به شهد عبارت و سحر بلاغت بیامیزند و دل مظلومان را مسرور و  چشم ظالمان را کور کنند. &lt;br /&gt;چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان&lt;br /&gt;تو همچو باد بهاری گره گشا  می‌باش&lt;br /&gt;چو پیر سالک عشقت به می حواله کند&lt;br /&gt;بنوش و منتظر رحمت خدا می‌باش&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-5012250374930622735?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/5012250374930622735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5012250374930622735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5012250374930622735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html' title='دکتر سروش: اکنون نوبت شما خاموشان ناخرسند است'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-2169362695727828712</id><published>2010-05-22T02:10:00.000+04:30</published><updated>2010-05-22T02:10:54.235+04:30</updated><title type='text'>کروبی خطاب به نمایندگان مجلس:کسی که وارد این صحنه ها شد این تهدیدها برایش ارزش ندارد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;              &lt;br /&gt;&lt;div class="contentdate"&gt;      &lt;table border="0" cellpadding="1" cellspacing="1" style="width: 600px;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;             &lt;th scope="col"&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span class="style2"&gt;               ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹            &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/th&gt;             &lt;th scope="col"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/th&gt;             &lt;th scope="col"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/th&gt;             &lt;th scope="col"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/th&gt;           &lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S_b9uUDIrUI/AAAAAAAAAM8/eK3Ixp-g0BU/s1600/111-cbfd056403e2dc423928d24276e4d6e5c548ae60.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S_b9uUDIrUI/AAAAAAAAAM8/eK3Ixp-g0BU/s200/111-cbfd056403e2dc423928d24276e4d6e5c548ae60.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="contenttitel"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="contentlid"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;سحام نیوز: مهدی کروبی در  نامه ای به آیت الله العظمی موسوی اردبیلی با انتقاد شدید از شرایط حاکم بر  قوه قضائیه و مجلس و دولت گفت: متاسفانه برخی نمایندگان مجلس به عنوان  وکیل الدوله و نماینده نهادهای امنیتی و نظامی و “پیاده نظام چکمه پوشان”  ایفای نقش میکنند.همچنین قوه قضائیه به عنوان ابزار حاکمیت و نهاد های  امنیتی و نظامی تبدیل شده است و هیچ زمانی به اندازه اکنون نیروهای نظامی و  امنیتی در دستگاه قضا حضور نداشته اند و از طرف دیگردستگاه قضا نهادی برای  ایجاد ارعاب و بازداشت تبدیل شده است. رئیس دولت ایران با رفتارهای عجیب  وغریب و منحصر به فرد و عطشی که برای سفر خارجی&lt;span id="more-2791"&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;دارد  موجب تحقیر ملت ایران در دنیا شده است.&lt;br /&gt;کروبی در پاسخ به ۱۷۵نماینده مجلس که خواستار بازداشت وی و آقای موسوی شده  بودند گفت:” “کسی که وارد این صحنه ها شد این تهدیدها برایش ارزش  ندارد.”ایشان همچنین در بخشی دیگر از نامه در خصوص برخورد با دراویش گفت:  “بسیاری از دراویش را با تهمت و افتراء بازداشت و احکام سنگینی برایشان  صادر می کنند.”&lt;br /&gt;مهدی کروبی همچنین رفتار سخیف برخی جریانات خاص با آثار و اندیشه های امام  خمینی را محکوم و افزود:” آراء و اندیشه های امام خمینی بر اساس سلیقه و  مصلحت خودشان مطرح میشود. چرا درباره فرمان هشت ماده ای امام یا تحمل نقد و  انتقاد ایشان برای اداره حکومت حرفی نمیزنند؟”&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;به گزارش خبرنگار سحام نیوز، متن کامل این نامه بدین شرح است:&lt;/div&gt;&lt;h1 dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/h1&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;بسمه تعالی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;حضرت آیت‌الله العظمی حاج سید عبدالکریم موسوی  اردبیلی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;با سلام و احترام&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در روزگار سختی به سر می‌بریم و می‌دانم که حضرتعالی بهتر از من  نسبت به شرایط آگاه هستید و بارها شنیده‌ام که با بیان مطالبی متفاوت  نگرانی‌های خودتان را مطرح کرده‌اید. این روزها حتی بسیاری به‌عنوان مأمن و  پناهگاه به منزل شما مراجعه کرده‌اند و از برخوردهایی که با عزیزانشان  می‌شود با شما سخن گفته‌اند و البته می‌دانم که حضرتعالی نیز بسیار از این  شرایط ناراحت شده و اقداماتی را برای پیگیری قضایا داشته‌اید. مطلع شده‌ام  در این راستا دیدارهایی داشته‌اید و به گفت‌وگو برای حل قضایا پرداخته‌اید.  با اطلاع از این شرایط تصمیم بر آن گرفتم تا از جایگاه یکی از دلسوزان این  نظام و کشور با نگارش نامه‌ای نگرانی‌هایم را با شما در میان گذارم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;آنچه که موجب شد حضرتعالی مخاطب نامه اینجانب قرار گیرید،  تلاش‌هایتان برای شکل‌گیری نظام در کنار بنیانگذار آن و نقش مهمتان در  استقرار نظام به‌عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب، اولین دادستان کل کشور،  ریاست قوه قضائیه و دیوان عالی کشور پس از شهید بهشتی و حضور در جایگاه  امامت جمعه تهران برای سال‌های متمادی و مهم‌تر از همه وداع با قدرت برای  رونق بخشیدن به حوزه‌های علمیه بوده است که همگی به‌خصوص قرار گرفتن در  جایگاه مرجعیت ایجاب می‌کند که از یک طرف به عنوان وظیفه شرعی و از طرف  دیگر احساس مسوولیت نسبت به نظامی که هم در استقرار و هم تثبیت آن نقش  موثری داشته‌اید، برای عبور از فضای فعلی و نجات کشور از طریق انتقال  واقعیت‌های جامعه به بزرگان نظام رسالت خویش را به‌منظور برون‌رفت از فضای  فعلی ایفا نمایید، همچنانکه تاکنون نیز علیرغم همه محدودیت‌ها در این عرصه  تلاش نموده‌اید.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;جناب آقای موسوی اردبیلی؛ طبیعی است که هر کشوری همواره با  فراز و نشیب‌هایی روبه‌رو است ولی شرایط حساسی که اکنون کشور ما در آن قرار  گرفته است موجب شده است که یکی از استثنایی‌ترین وضعیت‌ها را در طول تاریخ  با آن مواجه باشیم که بعنوان نمونه به مواردی از آن در عرصه‌های مختلف  اشاره می‌نمایم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۱- قانون اساسی بعنوان میثاق شهروندان و اداره‌کنندگان جامعه  که باید سرلوحه و منشور محکمی برای اداره جامعه تلقی شود و روابط نهادهای  حاکمیت با یکدیگر و همچنین حاکمیت با شهروندان را تنظیم نماید. بر همین  اساس رئیس‌جمهور و نمایندگان در بدو تصدی خود سوگند یاد می‌نمایند که  پاسدار و حافظ آن بوده و برای اجرای آن تلاش نمایند که امروزه به بوته  فراموشی سپرده شده و صحبت از قانون اساسی به‌ویژه فصل مربوط به حقوق ملت در  نظر حکومت‌گران به ذنب لایغفری تبدیل شده است. چه بسیار از نخبگان ملت به  دلیل بحث از این اصول، آزادی آنها سلب و به زندان افتاده‌اند و یا حقوق  آنها به نحوی محدود شده است که از خدمت به کشور در عرصه‌های مختلف به بهانه  عدم صلاحیت محروم گردیده‌اند. متاسفانه اداره‌کنندگان کشور به جای توجه به  قانون اساسی و برنامه‌ریزی براساس نظرات کارشناسی و تخصصی با تصمیمات  خلق‌الساعه و استفاده از رمالی و جادوگری و به مسخره گرفتن مقدسات دینی که  جز از آسیب دیدن بنیان‌های دینی و معنوی جامعه ارمغانی نداشته، بزرگ‌ترین  هزینه را بر کشور، شهروندان و دین روا داشته‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۲- مهم‌ترین رهاورد انقلاب اسلامی ما خط بطلان کشیدن بر  استبداد ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و حاکمیت مردم بر سرنوشت اجتماعی خودشان بوده  است که در اصلی‌ترین شعار انقلاب «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» متبلور  بود. متاسفانه برخلاف آنچه که مشی عملی بنیانگذار نظام بود، یعنی حکومت بر  قلوب مردم، با سلب بدیهی‌ترین آزادی‌های مشروع شهروندان و ایجاد جو امنیتی و  پلیسی در جامعه، آرامش از جامعه سلب شده است به نحوی که شهروندان به‌خصوص  قشر آگاه، نخبگان و دانشگاهی و بدون اغراق همه اقشار جامعه در بدترین وضعیت  روحی و روانی و بدون امید به آینده خود و فرزندانشان گذران زندگی  می‌نمایند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;متاسفانه نمایندگان مجلس شورای اسلامی که به تعبیر حضرت امام  (ره) می‌بایست در راس امور بوده و از انحراف کشور از مسیری که قانون اساسی  ترسیم نموده جلوگیری نمایند، باتوجه به سازوکارهایی که در جهت فرمایشی شدن  انتخابات توسط شورای نگهبان اعمال شده است، به جز گروه اندکی از نمایندگان  اصلاح‌طلب و اصولگرای منصف که با درک واقعی از شرایط جامعه دلسوزانه نظرات  خود را ابراز می‌نمایند، به‌عنوان وکیل ‌الدوله و نماینده نهادهای امنیتی و  نظامی و پیاده‌نظام چکمه‌پوشان در ایجاد این فضا، خود نقش موثری را ایفا  می‌نمایند. قوه‌قضائیه که باید به‌عنوان قوه‌ای مستقل براساس تصریح قانون  اساسی پشتیبان حقوق و آزادی‌های مشروع شهروندان باشد و به صورت بیطرفانه  براساس اصل بیطرفی دادرس به فصل خصومت پرداخته و در پرونده‌هایی که یک طرف  آن حاکمیت است با حضور هیات منصفه و به صورت علنی به اتهامات سیاسی و  مطبوعات رسیدگی نماید، که فلسفه آن این است که هیات منصفه که نمایندگی  افکار عمومی را برعهده دارد درخصوص مجرمیت یا عدم مجرمیت و استحقاق تخفیف  مجازات یا عدم استحقاق اظهارنظر نمایند، به عنوان ابزار حاکمیت و نهادهای  نظامی و امنیتی تبدیل شده است. تا جایی که با کمال تاسف رئیس قوه‌قضائیه به  عنوان قاضی القضات، وظیفه خود را دفاع تمام قد از دولت می‌داند و به آن  افتخار می‌نماید، غافل از آنکه قانون اساسی تمامی شهروندان حتی شخص رهبر را  در مقابل قانون مساوی اعلام کرده است. حال اگر رسالت قوه‌قضائیه دفاع تمام  قد از دولت است، پس شهروندان این کشور که مورد ظلم و اجحاف حکومت واقع  می‌شوند دعوای خود را باید به کجا ببرند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;جای تاسف است که در شرایط فعلی هیچ مرجع قضایی که پناهگاه  مردم باشد وجود ندارد، گویی که دستگاه قضا تنها شکل نمادینی است که عنوانی  از آن باقی مانده و قرار نیست که مسوولانه و بدون دخالت گرایش سیاسی به  بررسی مسائل پس از انتخابات بپردازد. حضرتعالی که از آغاز انقلاب تا پایان  دوران حضورتان در سمت‌های حکومتی در دستگاه قضایی حضور داشتید به خوبی  می‌دانید که هیچ زمانی به اندازه اکنون نیروهای نظامی و امنیتی در دستگاه  قضا حضور نداشته‌اند به طوری که اختیارات این قوه را محدود یا سلب کنند.  هانطور که آگاه هستید در حوادث پس از انتخابات تعداد بسیاری از نیروهای  انقلابی و شهروندان تنها به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات بازداشت شده و  یا کشته و مجروح شدند و توسط نیروهای بسیج و لباس شخصی‌ها بسیاری از اموال  مردم تخریب شد و البته این روند هنوز ادامه دارد و هر روز بسیاری از نیروها  احضار و بازداشت می‌شوند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;به گفته برخی از کسانی که آزاد می‌شوند بازجوها می‌گویند که  تعیین حکم در اختیار آنها و نهادهای دیگر است و قاضی و دستگاه قضایی در این  باره تصمیم گیرنده نیست و اکنون به جای آنکه دستگاه قضایی تامین‌کننده  امنیت مردم باشد به نهادی برای ایجاد ارعاب و بازداشت تبدیل شده است. شما  شاهد وضعیت مطبوعات، دانشگاه‌ها، روحانیون و گروه‌های سیاسی و صنوف مختلف  هستید که در خفقان و فشار قرار دارند. برخوردهایی با تعدادی از دراویش  صوفی، شیعه اثنی عشری که جزو شهروندان ایران هستند و از حق زندگی در کشور  برخوردارند، می‌شود و به آنها اجازه داده نمی‌شود که حتی مراسم‌های  مذهبی‌شان را برگزار کنند و با تهمت و افترا بسیاری از آنها را بازداشت  کرده و احکام سنگینی برایشان صادر می‌کنند. آخر این چه دستگاه قضایی است که  به جای دفاع از مردم اعم از همه گروه‌ها و اقلیت‌های دینی، مذهبی و قومی  به موازات دیگر نهادها، با آنها برخورد امنیتی و پلیسی می‌کند؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۳- شما جزو نزدیک‌ترین یاران حضرت امام هستید و از نزدیک با  آرا و اندیشه‌های ایشان آشنایید. همان‌طور که می‌دانید حضرت امام  سرمایه‌‌ای هستند که با انگشت تدبیر و با جایگاه علمی و معنوی‌شان توانستند  این انقلاب را به پیروزی برسانند، ایشان ۱۵ سال برای به ثمر رسیدن این  انقلاب تلاش و مبارزه کرده و در حالی که از وطن دور بودند این نهضت را  رهبری کردند. ۱۰ سال در درون این نظام حضور داشتند و اکنون ۲۱ سال از رحلت  ایشان می‌گذرد. اما متاسفانه در طول این سال‌ها به جای آنکه از مواضع و  اندیشه‌های ایشان به صورت جامع سخن گفته شود تا نسل جدید با اندیشه‌های وی  آشنا گردند، متاسفانه از سوی جریانی خاص به صورت گزینشی و بدون توجه به شان  نزول سخنان مواضع، آرا و اندیشه‌های امام خمینی براساس سلیقه و مصلحت  خودشان مطرح می‌شود. مصیبت‌بارترین مساله‌ای که اخیرا مطرح شده است و برای  اولین بار چنین روندی را شاهد بودیم، اینکه در روزهای اخیر دادستان محترم  تهران برای توجیه اقدام تشکیلات قضایی در رابطه با اعدام ۵ نفر از شهروندان  ایرانی و در پاسخ به مواضع کاندیداهای معترض انتخابات و به‌ویژه در رد  سخنان نخست‌وزیر زمان امام به سال ۶۷ اشاره کرده و اعلام می‌کند که چرا  آقای موسوی در آن زمان به اعدام‌هایی که با حکم حضرت امام صورت گرفت اعتراض  نکردند. ایشان همان حرفی را می‌زند که دشمن می‌گوید. تاکنون کسی در این  باره این گونه حرف نزده است، چرا که تاکنون هیچگاه ریز آن قضایا بررسی نشده  و چرایی آن مشخص نیست و هنوز ماجرا در ابهام قرار دارد و معلوم نیست که تا  چه اندازه امام در این ماجرا دخالت داشته‌اند و به نظر می‌رسد که ایشان  برای توجیه عملکرد فعلی دستگاه قضایی در این شرایط چنین مسائلی را بیان  می‌کند. اگرچه هدف اصلی وی از این صحبت‌ها تهدید متعرضین به روش حکومتداری  آقایان است اما غافل از آنکه کسی که وارد این صحنه‌ها شده این تهدیدها  برایش ارزشی ندارد و هراسی در ادامه مسیر و هدف به خود راه نمی‌دهد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;جای ‌شگفتی است که هیچ‌گاه از سوی این آقایان درباره بعد  رحمانی، بخشش، قانون‌گرایی و دقت در حفظ حقوق شهروندی که امام نسبت به آن  تاکید داشتند سخنی گفته نمی‌شود؟ چرا کسی درباره فرمان ۸ ماده‌ای حضرت امام  که در آن شرایط تدوین شد حرفی نمی‌زند؟ حضرتعالی به خوبی در جریان برخوردی  که حضرت امام با نگارنده نامه اهانت‌آمیز و تند نسبت به ایشان که از سوی  یک پیرمرد روحانی نوشته شده بود، آگاهید. شما در آن زمان رئیس دیوان عالی  کشور بودید. حتما یادتان هست که در همان زمان وقتی امام در جریان متن نامه  قرار می‌گیرد به شما توصیه می‌کنند که مبادا با نویسنده نامه برخوردی شود و  تاکید می‌کنند که حرمت نویسنده نگاه داشته شود. چرا هیچ‌گاه از این موضوع  حرفی زده نمی‌شود که وقتی حضرت امام شنیدند که برای یکی از مسوولان شنود  گذاشته‌اند به شدت ناراحت شدند و گفتند که باید فردی که این کار را انجام  داده است را شلاق بزنند؛ چرا از این نمی‌گویند که امام می‌فرمود اگر کسی به  صورت یک زندانی سیلی بزند باید مجازات شود؛ چرا از تاکیدی که امام برای  رعایت حقوق&amp;nbsp; شهروندان داشتند و تذکراتی که در این باره به مسوولان می‌دادند  حرفی زده نمی‌شود. چرا از اینکه حضرت امام دستوری مبنی بر عزل یک قاضی به  علت تخلفی که کرده بود دادند و حتی گفتند که او مجازات شود چیزی گفته  نمی‌شود چرا از سعه صدر و تحمل نقد و انتقاد ایشان برای اداره حکومت سخنی  نمی‌گویند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;چرا نمی‌گویند فردی که توسط دیگری شکنجه شده بود و مضروب بود  وقتی که فرد شکنجه شده ضارب را دستگیر می‌کند و ضارب در اختیار اوست امام  می‌فرمایند که تو گرچه توسط این شخص شکنجه شده‌ای ولی حق هیچگونه برخوردی  با او نداری و او را باید به دستگاه قضایی بسپاری تا دستگاه قضا برای او  حکم صادر کند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;بنابراین خوب است که اگر مواضع امام گفته می‌شود مواضع واقعی  ایشان با ذکر زمان و شان نزول گفته شود تا شناخت واقعی نسبت به وی در اذهان  جامعه نقش ببندد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۴- یکی دیگر از مواردی که این روزها موجب تاثر جامعه شده است  تخریب چهره‌های انقلابی و سرمایه‌های نظام است. کاملا مشهود است جریانی که  اندیشه امام را برنمی‌تابد چنین با خشونت به یاران نزدیک حضرت امام می‌تازد  و حتی بیت امام و چهره‌های بزرگ و انقلابی یورش می‌برند و تخریب می‌کنند.  آیا پس از گذشت سی و یک سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ‌جمهوری اسلامی باید  اینگونه از زحمات و تلاش‌ها و ایثارگری‌ها کسانی که خدمت کرده‌اند قدردانی  کنند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۵- در بخش مهم دیگر اداره امور متاسفانه وضع اقتصادی کشور به  اندازه‌ای نابسامان است که قابل گفتن نیست. وضع بانک‌ها، رکود مالی،  بیکاری، نابسامانی مدیریت اقتصادی، بی‌انضباطی مالی، گشاده‌دستی بی‌حد و  حدود از جیب ملت، توقف پروژه‌های عمرانی در بخش‌های مختلف به‌ویژه بخش نفت،  تورم و گرانی بیش از هر زمان دیگر برای همه مردم مشهود است و این موضوعی  است که حتی متاسفانه دولتی که از بی‌آلایشی و سادگی سخن می‌گوید و آن را در  بوق و کرنا می‌کند، هنوز نتوانسته ساده‌ترین گره‌های اقتصادی مردم را باز  کند و هر روز تنها با طرح مسائلی چون وقوع زلزله، افزایش جمعیت و کوچ از  تهران و تعطیلاتی نسنجیده و عجولانه که بارها اخبار ضد و نقضی درباره آن  منعکس می‌شود به سرگرم کردن خود و مایه نگرانی برای مردم می‌شود. به نظر  می‌رسد که عدم توفیق دولت در ساماندهی وضع اقتصادی مردم باعث می‌شود که  آنها به روال همیشه شان در طول سال‌های گذشته انگشت اتهام به سوی مسوولان  گذشته دراز کنند تا همه تقصیرات را بر گردن آنها بیاندازند و در همین شرایط  وقتی گزارش‌های دیوان محاسبات منتشر می‌شود تاکید دارد که دولت فعلی تنها  بیش از ۲ هزار تخلف مالی در بودجه سال ۸۵ دارد و برخی از ارقام مفقود است و  در همین حال رئیس بازرسی کل کشور گزارش‌هایی نگران‌کننده و مهمی از مفاسد  در درون دولت می‌دهد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۶- نکته دیگری که برای مردم شنیدنی&amp;nbsp; تلخ است رفتارهای  غیردیپلماتیک رئیس دولت فعلی است؛ عرصه دیپلماتیک در دنیا آداب و رسوم خاصی  خود را دارد و رئیس‌جمهور هر کشوری کانون غرور یک ملت است ولی رئیس دولت  فعلی ایران با رفتارهای عجیب و غریب و منحصر به فرد موجب تحقیر ملت ایران  در دنیا شده است. وی که عطش سفر خارجی دارد با سخنان خود و مکاتباتی که  هیچ‌گاه به او پاسخ داده نمی‌شوند (تاسف‌بارتر آنکه برخی ملبسین به لباس  روحانیت چنین نامه‌های سخیفی را با نامه‌های پیامبر در صدر اسلام تشبیه  می‌نمایند) موجبات وهن کشور را در عرصه جهانی فراهم کرده است و برای جبران  این ناکامی‌ها با کشف کشورهایی که جغرافیدانان هم برای پیدا کردن آن باید  با ذره‌بین، آنها را در نقشه جهان پیدا کنند با حاتم‌بخشی‌هایی از جیب ملت  تلاش می‌نماید که چنین در افکار عمومی القا نمایند که از متحدانی در دنیا  برخوردارند. انعقاد قراردادهایی که برای سالیان متمادی کشور را متعهد به  دولت‌های دیگری می نماید و سرمایه‌گذاری‌های ایران در کشورهایی که منافع  چندانی برای کشور ندارد، غیرقابل توجیه و غیر منطقی است. براساس ضرب‌المثل  قدیمی چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;در پایان از خداوند برای حضرتعالی عافیت و سلامت آرزو نموده و  امیدوارم که اقدامات حضرتعالی به هر نحو که مصلحت می‌دانید، سربلندی ملت  بزرگ ایران آسایش، آرامش و امنیت کشور را به معنای واقعی در پی داشته باشد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;مهدی کروبی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl"&gt;۳۰/۰۲/۸۹&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-2169362695727828712?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/2169362695727828712/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2169362695727828712'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2169362695727828712'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_22.html' title='کروبی خطاب به نمایندگان مجلس:کسی که وارد این صحنه ها شد این تهدیدها برایش ارزش ندارد'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S_b9uUDIrUI/AAAAAAAAAM8/eK3Ixp-g0BU/s72-c/111-cbfd056403e2dc423928d24276e4d6e5c548ae60.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5974012440647551603</id><published>2010-05-20T16:27:00.002+04:30</published><updated>2010-05-20T16:27:58.581+04:30</updated><title type='text'>ضرب و شتم شدید نوری زاد در اوین/ اعتصاب غذای کامل نوری زاد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ماموران زندان اوین محمد نوری زاد نویسنده  و کارگردان دربند را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به گزارش خبرنگار کلمه، روز سه شنبه محمد  نوری زاد را به بهانه ی هواخوری از سلول خارج کرده اند و سپس ۵ نفر از  عوامل امنیتی اوین بر سر وی ریخته و به قصد کشت او را کتک زده اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به طوریکه ضربه شدیدی که به سر او وارد  آمده است  توسط پزشک زندان ضربه مغزی تشخیص داده شده است.بر اثر این ضربه  بینایی وی مختل شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نوری زاد بعد از این عمل غیر اخلاقی و غیر  قانونی ماموران زندان اوین در اعتصاب کامل آب و غذا به سر می برد. وی به  خانواده خود اعلام کرده اگر وضعیت به همین منوال باشد زنده نخواهد ماند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;همچنین نوری زاد پس از ضرب و شتم  از سلول  دو نفره اش دربند ۲۴۰ به دخمه ای بی نور و بدون جریان هوا و همچنین  سرویس  بهداشتی منتقل شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;محمد نوری زاد سه نامه به رهبر و همچنین  رئیس قویه قضائیه نوشته بود که آنها را در وبلاگش منتشر کرد و در پی آن به  اتهام توهین به رهبری و رئیس قویه قضائیه از ۳۰ آذر ۱۳۸۸ در بازداشت به سر  می برد . وی چهارمین نامه خود به رهبری را از داخل زندان اوین نوشت&lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/02/01/klm-17120" target="_blank"&gt;+&lt;/a&gt;.  دادگاه در حکم بدوی برای این هنرمند ۳ سال و نیم حبس به علاوه ۵۰ ضربه  شلاق تعیین کرده است.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-5974012440647551603?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/5974012440647551603/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5974012440647551603'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5974012440647551603'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_20.html' title='ضرب و شتم شدید نوری زاد در اوین/ اعتصاب غذای کامل نوری زاد'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-315530166351652751</id><published>2010-05-18T11:33:00.001+04:30</published><updated>2010-05-18T11:35:01.539+04:30</updated><title type='text'>بازداشت محافظي كه تنها يك محافظ نبود، جزئي از خانواده موسوي بود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h1 id="title_div4617058340" property="dc:title"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h1&gt;&lt;div class="" id="button_bar"&gt;&lt;/div&gt;&lt;script type="text/javascript"&gt;F.decorate(_ge('button_bar'), F._photo_button_bar).bar_go_go_go(4617058340, 0);&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div class="photo_notes" id="photo_notes"&gt;&lt;script type="text/javascript"&gt;var page_note_ratio = 1;&lt;/script&gt;&lt;script type="text/javascript"&gt;&lt;/script&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="photoImgDiv" id="photoImgDiv4617058340" style="position: relative; width: 502px;"&gt;&lt;img alt="بازداشت محافظي كه تنها يك محافظ نبود، جزئي از خانواده موسوي بود by Inssomnia." class="reflect" height="153" src="http://farm4.static.flickr.com/3313/4617058340_a2466b103d.jpg" title="" width="400" /&gt;&lt;script type="text/javascript"&gt;Y.E.onDOMReady(show_notes_initially);&lt;/script&gt;&lt;/div&gt;&lt;script type="text/javascript"&gt;F.decorate(_ge('photo_notes'), F._photo_notes).notes_go_go_go(4617058340, 'http://farm4.static.flickr.com/3313/4617058340_a2466b103d_t.jpg', '3.1444');&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;form id="fave_form" method="post" style="visibility: hidden;"&gt;&lt;input name="magic_cookie" type="hidden" value="469c5d84d7dcf1e31c8e148472d4390d" /&gt;&lt;input name="faveadd" type="hidden" value="0" /&gt;&lt;input name="faveremove" type="hidden" value="0" /&gt;&lt;/form&gt;&lt;/div&gt;&lt;div id="About"&gt;&lt;div class="photoDescription" id="description_div4617058340"&gt;بازداشت  احمد يزدانفر مشاور ارشد مهندس ميرحسين موسوي و هرچه تنگ تر شدن حلقه  اطرافيان ايشان، بوي توطئه‌ به مشام ميرسد و همه بايد منتظر حوادث  غيرمنتظره اي در روزهاي آتي باشيم، اما حكومت نبايد فراموش كند كه ما همه  محافط موسوي هستيم، تا پاي جان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توضيحات عكس: مراسم اربعين شهيد سيد علي موسوي خواهر زاده مهندس موسوي، در  حاليكه شوهر خواهر مهندس و پدر شهيد موسوي محافظ ميرحسين را سخت در آغوش  فشرده كه اين امر نشان از صميميت اين محافظ با خانواده مهندس موسوي و  نزديكي آنان با يكديگر است و نكته ديگر چشم حاج احمد يزدانفر در اين عكس  است كه در آن حالت نيز يك چشمش متوجه ميرحسين موسوي و مواظب اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يزدانفر پاسدار جواني كه 30 سال پيش به تيم حفاظت مير حسين پيوست، اكنون  سرداري است كه دايره المعارفي از خاطرات سيد را در سينه انباشته است؛ زياد  شنيده بوديم كه برادر يزدانفر را براي خارج و داخل در پست هاي كذا و كذ ا  خواسته اند اما او قبول نكرده و سنگرمعيت با مير حسين را به جاي ديگري  ترجيح نداده؛ چند وقت پيش خيلي خودماني از او پرسيدم اين وفاداري از كجا  نشأت مي گيرد؟ با صلابت و اراده اي پولادين كه از چهره اش نمايان بود پاسخ  داد « مهندس از معدود كساني است كه حرفش با عملش يكي است و به خاطر صداقتي  كه در مهندس ديدم 30 سال دركنار او مانده ام …. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تيم حفاظت مهندس بيشترين آمار شهدا را به خود اختصاص داده است؛ او در جبهه و  جنگ و عرصه هاي داخلي و خارجي با تمام قوا اهتمام مي كرد و تيم حفاظت او  بشدت به او وفادار بودند و در همه صحنه ها در ميادين خطر در كنار وي بودند …&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-315530166351652751?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/315530166351652751/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_3243.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/315530166351652751'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/315530166351652751'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_3243.html' title='بازداشت محافظي كه تنها يك محافظ نبود، جزئي از خانواده موسوي بود'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://farm4.static.flickr.com/3313/4617058340_a2466b103d_t.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-6112390320303452890</id><published>2010-05-18T00:46:00.001+04:30</published><updated>2010-05-18T00:46:40.502+04:30</updated><title type='text'>نقش حسین طائب در ماجرای ترانه موسوی قطعی است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="storyTitle"&gt;نقش حسین طائب در ماجرای ترانه موسوی قطعی است&lt;/div&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="storyImage"&gt;                                                 &lt;img height="187.5" src="http://www.rahesabz.info/uploads/images/a26ab55d18db228c22bd59593061f73a.jpg" width="250" /&gt;                                                                                                             &lt;/div&gt;&lt;div class="storyLead"&gt;                      &lt;i&gt;                                                                                        جــرس: با گذشت نه ماه از انتشار خبر  ربایش، تجاوز و قتل ترانه موسوی، در جریان بازداشت های پس از انتخابات  ریاست جمهوری و کتمان و صحنه سازی های حکومت برای جعلی نشان دادن تمام این  ماجرا، منابع خبری موثق از نقش مستقیم حسین طائب، رئیس وقت بسیج و معاونت  اطلاعات فعلی سپاه&amp;nbsp; در این رابطه خبر می دهند.                                                                                   &lt;/i&gt;                     &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;ترانه موسوی نام دختر جوانی بود که منابع خبری و شاهدان عینی اعلام کردند  در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و در حاشیه تجمعات هفتم تیر در  اطراف مسجد قبای تهران توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر و پس از بازجویی های  شدید، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و در نهایت به شهادت رسیده است. منابع  خبری خاطرنشان کرده بودند که خانواده این دختر جوان پس از تماسی تلفنی از  یک بیمارستان مبنی بر بستری شدن او به علت جراحت در دستگاه تناسلی به  بیمارستان مراجعه می‌کنند، ولی دخترشان را در آنجا نیافته و مدتی بعد جسد  سوزانده شده او را در منطقه‌ای دیگر می‌یابند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همان زمان مهدی کروبی در جریان نامه تاریخی خود  به هاشمی رفسنجانی و همچنین نامه هایی که در این زمینه به مراجع مختلف  ارسال کرد، اشاره ای واضح به ترانه موسوی کرده بود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آنچه از میان اختلافات سپاه و اطلاعات به بیرون درز کرد&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به گزارش منابع خبری جرس، در جریان بالا گرفتن  اختلافات اخیر میان سپاه و وزارت اطلاعات که یکی از نتایج فوریِ آن انتقال  تمامی افرادِ تحت بازداشت سپاه به وزارت اطلاعات بوده، وزیر اطلاعات با  پرونده بسیار محرمانه طائب مسئول فعلی اطلاعات سپاه و فرمانده اسبق بسیج  مواجه گشت که برابر این پرونده، "در مقر طائب در خیابان سئول تهران، در  جریان بازداشتهای معترضان خیابانی به چند دختر از جمله ترانه موسوی تجاوز  شده است."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;تلاش های طائب برای تخریب سبزها&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;لازم به ذکر است همان زمان و در زمان افشای  اولیه این قضیه، طائب به کمک دستگاههای امنیتیِ نزدیک به خود و عواملی در  سپاه، مدعی شد که ترانه موسوی در کاناداست و این اتهام برای بدنام کردن  سپاه توسط سبزها ساخته شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;منبع خبری جرس همچنین خاطرنشان کرد شاهدان عینی  از میان کسانی که با ترانه موسوی در بازداشتگاه مقر طائب با وی بوده اند،  حضور و زاری های وی در جریان بازجویی را به مسئولان ستاد تحقیق ستاد موسوی و  کروبی شهادت داده بودند، که نکته جالب توجه این است که "تمام اعضای ستاد  تحقیق که شنونده این شهادتها بوده اند، توسط سپاه بازداشت و تحت فشار قرار  گرفتند."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;تلاش برای گروکشی&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;این منبع خبری تصریح کرد به نظر برخی کارشناسان  وزارت اطلاعات، وقوع چند فقره تجاوز در مقر سابق حسین طائب در خیابان سئول  تهران حتمی بوده؛ اما نکته قابل توجه تر اینکه طائب پس از اطلاع از پرونده  یادشده، به حیدر مصلحی هشدار می دهد که پرونده اخلاقیِ دهه شصت وی در  اصفهان، هم اکنون در حفاظت اطلاعات سپاه در دست مطالعه می باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گفتنی است طائب سالها با نام میثم، در بخش ضد  جاسوسی وزارت اطلاعات مشغول به کار بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گزارش مذکور همچنین می افزاید در حالی که اختلاف  بین این دو نهاد قدرتمند بسیار بالا گرفته و در مواردی کار به جاهای حساس و  گروکشی کشیده، این موضوعات احتمالا با پا درمیانی آقای خامنه ای و صدور  حکم حکومتی وی خاتمه یابد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;طائب پاییز سال گذشته بطور ناگهانی از فرماندهی  بسیج عزل شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;img alt="" height="300" src="http://www.rahesabz.net/picstories/%D8%B7%D8%A7%D8%A6%D8%A81.jpg" width="320" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;سناریو سازی با کمک سیمای ضرغامی&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;بعد از انتشار خبر ترانه موسوی وپس از ارسال نامه افشاگرانه کروبی به هاشمی  و ارجاع این نامه توسط هاشمی به شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه، طائب در  جریان این پیگیری قرار می گیرد.&amp;nbsp; او که بشدت وحشت کرده ، در صدد چاره جویی  بر می آید و با یاری گرفتن از خانواده باجناقش بعنوان بازیگر، تلاش می  نماید در جمعی خصوصی و خانوادگی صورت مسئله ای بنام ترانه موسوی را پاک  کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;این سناریو در برنامه سیمای جمهوری اسلامی عملی  می شود که طی برنامه ای، ضمن شایعه دانستن خبر تجاوز و قتل ترانه موسوی،  ترانه را زنی چهل ساله، زنده و ساکن کانادا معرفی شد و در این خصوص با  اشخاصی که خانواده ترانه موسوی معرفی شدند، مصاحبه گردید. پس از پخش این  گزارش انتقاداتی در مورد صحت آن بیان گردید و ادعای صدا و سیما در خصوص  تحقیق و هماهنگی با ثبت احوال و نیروی انتظامی و وجود تنها سه شخص به نام  «ترانه موسوی» با پیدا شدن افراد دیگری با همین نام به چالش کشیده شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;img alt="" height="247" src="http://www.rahesabz.net/picstories/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%20%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87.jpg" width="330" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گفتنی است صدا و سیما در آن برنامه ابتدا فردی  که به بنا به شهادت منابع موثق از پرسنل نیروی انتظامی بود را، بعنوان  کارشناس ثبت احوال معرفی می کند که وی بطور قاطع می گوید که فقط سه ترانه  موسوی وجود دارد؛ بجز یکی که دو ساله است، دو نفر دیگر یکی در فرانسه متولد  و همانجا زندگی می کند و ترانه موسوی سوم نیز از کشور خارج و دیگر  بازنگشته است. بلافاصله گزارشگر، برنامه را با مصاحبه با مادر یکی از ترانه  موسوی ها ادامه می دهد و وی می گوید که دخترش در کانادا زندگی می کند و  آخرین بار نیز سال گذشته به ایران سفر داشته است .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کروبی بلافاصله نامه ای به حجت الاسلام شاهمرادی  برادر شوهر ترانه همان ترانه موسوی که مقيم کانادا معرفی شده بود، از نقش  طائب در پرده پوشی قتل ترانه پرده برداشت و افشا کرد که وی باجناق حسین  طائب است و در جهت سناریو سازی گام برداشته است. کروبی خاطرنشان کرده بود "  آقای شاهمرادی برادر عزیز من! ما نمی توانیم جنایتی که در حق این مردم شده  است را نادیده بگیریم و این خواست پروردگار بوده که این جنایات برملا  شود."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;img alt="" height="424" src="http://www.rahesabz.net/picstories/karoobi001.jpg" width="301" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;و در نهایت مرتضی الویری عضو «کمیته پیگیری حقوق  بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات»، اعلام کرد که ترانه  موسوی یکی از جان باختگان است و نیز از صدا و سیما به دلیل انتشار اخبار  کذب انتقاد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ماجرا چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بنا به گزارش منابع خبری، روز هفتم تیرماه سال  گذشته، ترانه موسوی که در تقاطع میرداماد و شریعتی کلاس آرایشگری داشت،  ماشین خود را در یکی از خیابان‌های فرعی بین حسینیه ارشاد و میرداماد پارک  کرده بود و در تماسی تلفنی با یکی از دوستان خود قرار گذاشته بود. قبل از  رفتن به آموزشگاه به مسجد قبا که مراسم هفتم تیر توسط سبزها برگزار شده بود  سر بزند و آنجا یکدیگر را ببینند. هنگامی که دوست ترانه به محل قرارشان  رسید دید ترانه دستگیر شده و سوار یک ون شد. ترانه موسوی در محل بازداشت  موقتش که ساختمانی در نزدیکی پاسداران بود، شماره تلفن خود را به دستگیر  شدگان دیگر داده و از آنان می‌خواهد در صورتی که آزاد شدند با خانواده‌اش  تماس بگیرند و دستگیری او را به خانواده‌اش اطلاع دهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;img alt="" height="221" src="http://www.rahesabz.net/picstories/taraneh_mosavi___09_161.jpg" width="330" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پس از حدود سه هفته که خانواده‌ ترانه از وی  بی‌خبر بودند، فردی ناشناس در تماس تلفنی به مادر ترانه گفت دخترش در  بیمارستان امام خمینی کرج بستری است. آنها دلیل بستری بودن وی در بیمارستان  را تصادف و خونریزی عنوان کردند. در پی این تماس تلفنی، خانواده ترانه  موسوی به آن بیمارستان مراجعه کردند اما نتوانستند او را بیابند. مسئولان  بیمارستان گفتند شخصی با این نام در این بیمارستان بستری نیست. اما یکی از  کارکنان بیمارستان به آنها گفت لباس شخصی‌ها خانمی با مشخصات ظاهری ترانه  را در حالی که بیهوش بود به بیمارستان آوردند و در همان حالت بیهوش او را  برگرداندند. بعدها خبر کشف جسد سوزانده شده ترانه در بیابانهای اطراف کرج  انتشار یافت .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آیا راست است؟&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;چندی پیش محمد مطهری، از فرزندان آیت الله شهید  مطهری در این زمینه نوشته بود: "شربینی که توسط یک «شهروند» آلمانی در یک  کشور سکولار کشته شد و در بیش از دویست بخش خبری در کشورمان از او یاد شد  بسیار مظلوم بود، اما آیا یک جوان ایرانی که در یک اعتراض آرام خیابانی  دستگیر شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبری ـ آن هم در کشوری که خود را  پرچمدار استقرار عدالت در جهان می‌داند ـ از بازداشتگاه بیرون می‌آید صدها  بار مظلومتر از شربینی نیست؟... به سبب سیاست خبری موجود، کسی نمی‌داند  آیا مثلا آنچه در مورد افراد بی‌کسی مانند «ترانه موسوی» دهان به دهان  می‌گردد راست است؟ خانواده وی که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگیر شده به  کجا باید مراجعه کنند؟ متأسفانه سیاست خبری رسانه ملی هر خبری را باورپذیر  کرده‌است. آیا رسانه ملی در مورد آنچه بر او گذشته‌است خبر موثقی خواهد داد  و در صورت اثبات جرم، مجرمین را معرفی خواهد کرد؟ اگر چنین باشد امیدی به  عدم تکرار اینگونه فجایع هست اما به نظر می‌رسد این رسانه، فعلا موظف به  رصد کردن ظلم در جهان به جز ایران است آنهم در مورد کشورهایی که با ایران  مشکل سیاسی دارند."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;و علی مطهری نماینده مجلس و فرزند دیگر شهید  مطهری نظری گفت "بحران بعد از انتخابات به علت مدیریت و رفتار غلط افرادی  چون حسن طائب است که به جای عقل و تدبیر بیشتر با باتوم مأنوس است."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;یک شاهد عینی دیگر&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ی&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;امسال و در آستانه روز معلم، بهاره مقامی که  معلم مدرسه ای در تهران بود و در جریان اعتراضات بعد از انتخابات، دستگیر و  در مقر بسیج مورد تجاوز قرار گرفت، شرحی از اتفاقاتی که در زمان دستگیری  بر او گذشته بود را نوشت و بر ماجرای ترانه موسوی صحه گذاشت. او نوشته بود  "...گویا در زندان خیابان سئول در قرارگاه ثارالله بودیم، این را از روی  شرح حال های دیگرانی که آنجا بوده اند می گویم، چون همه ما را وقتی گرفتند  چشم بند زدند و با ماشین های ون سیاه رنگی بردند. همین را می دانم که در  زیر زمین بودیم. بعد از حدود یک شبانه روز سرگردانی و بی خبری به بندمان  آمد. آمد و یکی از ما را که دختری زیبا و مهربان بود، همراه برد..."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;مروری دیگر بر بازداشتگاه مستقر در قرارگاه ثارالله&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سرکوب تظاهرات مسجد قبا (هفتم تیر ماه ۸۸) توسط  قرارگاه ثارالله که زیر نظر طائب فعالیت می کرد، صورت گرفت. بنا به گزارش  های موثق، دستگیرشدگان آنروز با ون های سیاه رنگی از صحنه منتقل شدند که  این ون های سیاه انحصاراً متعلق به قرارگاه ثارالله می باشد. بازداشتی ها  از محل دستگیری به مرکز قرارگاه ثارالله در خیابان سئول انتقال داده شدند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گزارش های متعدد تاکید داشتند که طائب شخصاً  بازجویی برخی از این افراد را بر عهده داشته و بقول خودشان دنبال&amp;nbsp;رهبران و  سر خط های&amp;nbsp;تظاهرات بودند تا از طریق آنها شبکه سازماندهی کننده پشت تظاهرات  را کشف کنند. در بین بازداشتی ها ترانه موسوی بدلیل تشابه اسمی با میرحسین  موسوی مورد توجه طائب قرار گرفته و از نیروهایش می خواهد که وی را برای  بازجویی به اطاق خاصی ببرند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;این گزارش ها خاطرنشان ساخته بودند "محوطه  بازداشتگاه از اطاقهای شکنجه و بازجویی جدا بوده و زندانی ها در درب ورودی  ساختمان بازجویی به بازجویان تحویل داده می شدند و بجز بازجویان، هیچ یک از  زندانبانان و پرسنل بازداشتگاه اجازه ورود به این ساختمان را نداشته و  اساساً نمی دانستند که در آنجا چه می گذرد و برای شکنجه از چه تجهیزاتی  استفاده می شود." و ترانه موسوی توسط افرادی که در این مجموعه کار می  کردند، برای آخرین بار به هنگام تحویل به ساختمان بازجویی دیده شده و بر  خلاف سایر زندانیان که بعد از شکنجه و بازجویی دوباره به بازداشتگاه عودت  داده می شوند، هرگز به بازداشتگاه بازگردانده نشد. روز بعد نام وی بدستور  طائب از لیست بازداشتی ها حذف می گردد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;هنوز از سرنوشت این ماجرا، همچون پرونده هایی  مانندکهریزک، حمله به کوی دانشگاه، مجتمع سبحان و ...، خبری در دست نیست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-6112390320303452890?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/6112390320303452890/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_18.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/6112390320303452890'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/6112390320303452890'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_18.html' title='نقش حسین طائب در ماجرای ترانه موسوی قطعی است'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3422001115366309070</id><published>2010-05-17T14:17:00.002+04:30</published><updated>2010-05-17T14:21:49.243+04:30</updated><title type='text'>کار نظام به جایی رسیده که افراد غیر مسئول حکم محارب صادر می کنند.</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S_ERj3TgGzI/AAAAAAAAAM0/tmLu9hh9elg/s1600/111-cbfd056403e2dc423928d24276e4d6e5c548ae60.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="200" src="http://3.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S_ERj3TgGzI/AAAAAAAAAM0/tmLu9hh9elg/s200/111-cbfd056403e2dc423928d24276e4d6e5c548ae60.jpg" width="200" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;جمعی از اقشار مختلف جامعه از جمله فرهنگیان، پزشکان و پرستاران و خانواده های شهدا با دبیرکل حزب اعتماد ملی دیدار و گفتگو کردند.&lt;br /&gt;به گزارش سحام نیوز ، در ابتدای این دیدار افرادی به نمایندگانی از قشر و صنف اجتماعی خویش، ضمن انتقاد و ابراز نگرانی از وضعیت کنونی کشور، سوالاتی را مطرح نمودند.&lt;br /&gt;حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی ضمن خوش آمد گویی، فرارسیدن سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به عموم مسلمانان جهان علی الخصوص شیعیان و ایرانیان عزیز تسلیت گفته و سپس ضمن ایراد صحبتهایی کوتاه، به پاسخ گویی سوالات میهمانان پرداختند.&lt;br /&gt;دلیل ایثارگری های اوایل انقلاب حفظ اسلامیت و جمهوریت بود&lt;br /&gt;دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: ۳۱ سال پیش حرکتی با رهبری حضرت امام (ره) صورت گرفت که در نهایت منجر به انقلاب عظیم و بی سابقه ای گردید. این حرکت سیاسی و انقلاب عظیم، فراز و نشیب های بسیاری داشت و البته سرافرازی آن متعلق به مردم بوده و هست، چرا که مردم عزیز قبل و بعد از پیروزی انقلاب ضمن همراهی همه جانبه در عرصه های مختلف انقلاب، سختی ها و ناملایمات زیادی را متحمل شدند. هشت سال دفاع مقدس در برابر دیکتاتوری صدام که با حمایت های ابرقدرتها می تازید، دست و پنجه نرم کردن با تحریم های مختلف، ترورهای وسیع و گسترده از جمله انفجار دفتر نخست وزیری و موارد بسیاری که مردم بزرگوار ایران با شجاعت و جانفشانی در مقابل آنها ایستادگی کردند و سرافرازی را برای خود به ارمغان آوردند. و دلیل تمام این ایثارگری ها و جانفشانی ها، همانا عشق به اسلام و میهن و کشور بود که در دو کلمه ی بامثمای اسلامیت و جمهوریت توسط خود مردم متبلور شده است .&lt;br /&gt;کالبد نظام جمهوری اسلامی با آرای ملت معنا می یابد&lt;br /&gt;قطار جمهوری اسلامی از مسیر اصلی خود منحرف شد&lt;br /&gt;مهدی کروبی حق انتخاب و تعیین مسئولین در نظام جمهوری اسلامی، چه&amp;nbsp; مستقیم و&amp;nbsp; چه غیر مستقیم را از آن مردم دانست و افزود: جایگاه مردم در این نظام چنان است که امام فرموده است : “میزان رای ملت است” ، “مردم ولی نعمتند” .&lt;br /&gt;وی در ادامه گفت: نظام مبتنی بر آرای مردمی ما چنان است که مردم با آرای خویش، نمایندگانی را انتخاب می کنند تا از طریق مجلس خبرگان، بر عملکرد رهبری نظارت کنند، نمایندگانی را انتخاب می کنند تا از طریق مجلس، ضمن تدوین قوانین کشور، بر حسن عملکرد دولت منتخبی خود نیز نظارت دائمی داشته باشند و به همین ترتیب در انتخاب مستقیم و غیر مستقیم و نظارت بر عملکرد سایر مسوولین نظام در رده های مختلف نقش بی چون و چرای خود را ایفاء می نمایند و اینچنین است که کالبد جمهوری اسلامی با دمیده شدن روح مردم خویش (نقش آرای ملت) جان گرفته و معنا می یابد. ولیکن بدلیل آنکه عده ای جهت بقاء خویش در قدرت اجرایی کشور در جهت حذف جمهوریت و نقش ملت هستند، متاسفانه ما و شما اکنون شاهد انحراف قطار جمهوری اسلامی از مسیر اصلی خود هستیم.&lt;br /&gt;اسلام را به سمت خرافات سوق دادند&lt;br /&gt;کار نظام به جایی رسیده که افراد غیر مسئول حکم محارب صادر می کنند&lt;br /&gt;رئیس مجالس سوم و ششم گفت: متاسفانه از طرفی نیز شاهد سوق دادن دین پاک خاندان پیامبر به سمت خرافات هستیم.ریا و تزویر کم بود که خرافه پرستی و خرافه گویی نیز بدان افزوده شد. بی شک ما در دین خود مقوله ی محارب را داریم همانطوریکه در سایر حکومت ها و کشورها این موضوع (به عناوین دیگری) وجود دارد. کسی که بر علیه نظام و در جهت ساقط نمودن آن اقدام کند، محارب خوانده می شود. ولی متاسفانه کار نظام ما به جایی رسیده که افرادی غیرمسوول بی مهابا از دنیا و آخرت خویش، حکم محارب صادر می کنند. اخیرا” نیز شاهدیم که در اقدامی عجیب و&amp;nbsp; غیرمسوولانه، عضو شورای نگهبان (آقای الهام) مهندس موسوی و همسرش را محارب خطاب می کند.&lt;br /&gt;مهدی کروبی در ادامه مطلب افزود: به یاد دارم، در سال ۷۶ راجع به قضایای انتخابات با مقام معظم رهبری صحبت می کردیم. بنده آقای موسوی را جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری پیشنهاد دادم، شخصی که در آنجا حضور داشت و من از گفتن اسم وی خودداری می کنم، گفت “اگر آقای موسوی بیاید او را رد صلاحیت می کنیم”&amp;nbsp; همینجا بود که رهبر انقلاب با تعجب گفتند “این چه حرفی است، ایشان نخست وزیر امام بودند” . حال به کجا رسیده ایم که حکم محارب می دهند.&lt;br /&gt;وقتی صبح روز انتخابات نتیجه آن معلوم باشد&amp;nbsp; قطعا ناشی از اعتقاد و احترام به آرای ملت نیست&lt;br /&gt;کروبی سپس افزود: خودشان نیز می دانند که ما برانداز نیستیم و البته این راه (خط امام و اصلاحات) را تازه انتخاب نکردیم. بدرستی من و شما متوجه هستیم که جمهوریت به معنای واقعی در نظام اجرا نمی شود. اینکه صبح روز انتخابات نتیجه آن معلوم باشد و به یکدیگر تبریک گویند قطعا” ناشی از اعتقاد و احترام به آرای ملت نیست.&lt;br /&gt;نظام باید به مسیر اصلی خود برگردد&lt;br /&gt;وی گفت: ما می گوئیم که نظام باید به مسیر اصلی خود (اسلامیت توام با جمهوریت) بازگردد. انتخابات سالم و آزاد برگزار شود، مطبوعات مستقل شکل گرفته و آزادی بیان داشته باشند، احزاب و تشکلها حق فعالیت داشته باشند، اصناف و اقشار مختلف مردم به رسمیت شناخته شده و حرمت آنان رعایت گردد و به قانون اساسی به درستی عمل شود. البته هر قانونی هم عیب و نقضی دارد جز کتاب خدا، قرآن کریم. قانون اساسی نیز وحی منزل نیست، اشکالاتی هم دارد. قانون اساسی می بایست در صورت نیاز و متناسب با مقتضیات زمانی در جهت بهره مندی عمومی و منافع ملی تغییر نماید، بازنگری قانون اساسی پس از گذشت ۱۰ سال از پیروزی انقلاب در زمان حضرت امام (ره) مصداق بر این ادعاست.&lt;br /&gt;پیگیری اوضاع زندانیان و خانواده آسیب دیدگان را از وظایف خود می دانم&lt;br /&gt;شیخ اصلاحات در پاسخ به یکی از سوالات حاضرین راجع به وضعیت آسیب دیدگان پس از انتخابات گفت: من صمیمانه از شما تشکر می کنم که به دیدن خانواده ها رفته و از آنها دلجویی می کنید. من نیز به نوبه خویش هر کاری که در توانم باشد&amp;nbsp; انجام داده و می دهم و پیگیری اوضاع زندانیان و خانواده آسیب دیدگان را از وظایف خود می دانم.&lt;br /&gt;مهدی کروبی ادامه داد: به منظور رسیدگی و دلجویی از خانواده های آسیب دیده گان در همان اوایل بعد از حوادث انتخابات با مهندس موسوی نشستی برای تشکیل کمیته پیگیری داشتیم&amp;nbsp; که ایشان فرزند شهید بهشتی و آقای روح اله مقدم عضو مجمع روحانیون مبارز و از طرف بنده هم آقای الویری و دکتر امینی مشخص گردیده و بدین منظور کمیته ای تشکیل گردید که متاسفانه از جمع چهار نفره این کمیته، سه نفر آنها را بازداشت کردند. پس از آن بنده در حد توان خود وارد صحنه شده و با خانواده آسیب دیدگان و زندانیان وقایع اخیر دیدار می کنم و از نمایندگان خود در شهرستان ها هم خواستم تا به دیدار خانواده های آسیب دیده در شهرستان ها بروند و جویای احوالات آنان بشوند.&lt;br /&gt;برخی برای بقاء خود مترصد فرصت اند تا خشونت بیشتری را در جامعه رواج دهند&lt;br /&gt;در ادامه یکی از میهمانان این سوال را مطرح کرد که احکام قضایی سنگینی صادر می کنند، شبکه های اجتماعی نیز روز به روز با محدودیتهای جدیدی مواجه می شوند، مطبوعات مستقل و منتقد توقیف شده و همه افراد هم به اینترنت دسترسی ندارند، با این اوصاف شما برای اطلاع رسانی بیشتر و آگاه سازی مردم چه برنامه ای دارید؟&lt;br /&gt;دبیرکل حزب اعتماد ملی در این زمینه گفت: متاسفانه شرایطی را که ذکر کردید، وجود دارد. فشار نیز زیاد است. بنده و خانواده ام نیز همچون مردم تحت فشار زیادی هستیم و مسائلی را که بر خانواده من نیز چون مردم گذشت را می دانید. برای تضعیف روحیه حتی از شایعه ای که من دچار بیماری صعب العلاجی شدم نیز استفاده کردند ولی نتیجه ای در بر نداشته است. این فشارها عمق قضیه را بیشتر می کند. ولیکن ملت آگاه هستند و هوشیارانه در قبال این جریان مشکوک ایستاده اند. برخی جهت بقاء خود مترصد فرصتند تا خشونت بیشتری را در جامعه رواج دهند لذا باید دقت بیشتری نمود، چرا که ما هم عضو این انقلاب و حکومت هستیم. در چنین شرایطی که ابزار اطلاع رسانی را از ما گرفته اند، احزاب را به تعطیلی کشانده و روزنامه ها را توقیف کرده اند، باید ضمن استفاده از فضای مجازی با اطلاع رسانی چهره به چهره آگاهی بخشی عمومی را افزایش داد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3422001115366309070?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3422001115366309070/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3422001115366309070'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3422001115366309070'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post_17.html' title='کار نظام به جایی رسیده که افراد غیر مسئول حکم محارب صادر می کنند.'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S_ERj3TgGzI/AAAAAAAAAM0/tmLu9hh9elg/s72-c/111-cbfd056403e2dc423928d24276e4d6e5c548ae60.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3948540014430513157</id><published>2010-05-15T23:22:00.003+04:30</published><updated>2010-05-17T13:41:58.940+04:30</updated><title type='text'>دادستان تهران ضمن حمایت از اعدام‌های اخیر، اعتراض میرحسین موسوی به احکام دادگاه و زیر سوال بردن دستگاه قضایی را جرم خواند. وی همزمانی اجرای احکام اعدام با سالگرد انتخابات، به منظور ایجاد وحشت در میان مردم را تکذیب کرد.</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h1&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h1&gt;&lt;div&gt;&lt;div class="main-news"&gt;&lt;div class="important-news "&gt;&lt;span class="thumbnail"&gt;        &lt;/span&gt; عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران دادستان تهران ضمن  حمایت از اعدام‌های اخیر، اعتراض میرحسین موسوی به احکام دادگاه و زیر  سوال بردن دستگاه قضایی را جرم خواند. وی همزمانی اجرای احکام اعدام با  سالگرد انتخابات، به منظور ایجاد وحشت در میان مردم را تکذیب کرد.&amp;nbsp;  عباس  جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، در توضیحات مبسوطی از احکام اعدام برای ۵  تن از شهروندان ایرانی پشتیبانی کرد و مخالفت‌های داخلی و بین‌المللی را  «فضاسازی برای سلب توان از قوه قضاییه در احکام مشابه» خواند. وی تصریح  کرد، که دستگاه قضایی مانند گذشته درباره مجرمان «محکم و مقتدر» عمل خواهد  کرد و«هیچ‌گونه عذری برای عدم اجرای احکام قطعی پذیرفته نخواهد شد.»  &amp;nbsp;   افشای تشکیل پرونده برای موسوی  &amp;nbsp;  دادستان تهران بطور مستقیم از وجود  پرونده‌ای علیه میرحسین موسوی سخن راند و در خطاب به وی گفت: «بهتر بود که  به پرونده خود این اتهام را اضافه نمی‌کردید.»  &amp;nbsp;  وی بیانیه اخیر موسوی را  حمایت از «مجرمین و گروهک‌های ضدانقلاب» خواند و تکرار کرد ، که  «مدعی‌العموم به طور حتم در وقت مناسب اقدام خواهد کرد.» دادستانی تهران با  این سخنان از وجود پرونده‌ای علیه موسوی پرده برداشت.  &amp;nbsp;  موسوی در  بیانه‌ی خود دستگاه قضایی را متهم به لغزش از اصول بی‌طرفی کرده و آشکارا  احکام دادگاه‌های اسلامی را جانبدارنه دانسته بود. موسوی می‌نویسد: «وقتی  قوه قضاییه از طرفداری مظلومان به سمت طرفداری از صاحبان قدرت و مکنت  بلغزد، مشکل است که بتوان جلوی داوری مردم را در مورد ظالمانه بودن احکام  قضایی گرفت.»  &amp;nbsp;  «برخورد به جرایم موسوی و کروبی در زمان مناسب»  &amp;nbsp;  در  حالی‌که صدها نفر به خاطر انتقاد از مسئولان دولتی و نتایج انتخابات  ریاست‌جمهوری هنوز در زندان‌های به سر می‌برند و ده‌ها روزنامه‌ی مستقل  توقیف شده‌اند، جعفری دولت‌آبادی مدعی شد، که «طبق قانون اساسی و قانون  مطبوعات انتقاد از مسئولان جمهوری اسلامی و عملکرد آنان آزاد است.»  &amp;nbsp;  وی  تصریح کرد، که سخنان موسوی «نشر اکاذیب است و این نوع اظهار نظرها جرم  است.»  &amp;nbsp;  دادستان تهران بار دیگر ضمن تهدید موسوی و کروبی اظهار داشت:  «بسیاری از مواضعی که وی و کاندیدای شکست‌خورده دیگر انتخابات اخیر  گرفته‌اند، جرم است، اما چون نظام اسلامی برای تعقیب آنها بر اساس مصالحی  عمل می‌کند، آن را موکول به زمان مناسب کرده‌ایم.»  &amp;nbsp;  جعفری دولت‌آبادی،  موسوی و کروبی را «سران فتنه» نامید و صراحتاً گفت «این موضوع به معنای آن  نیست، که اگر سکوت می‌کنیم این گونه مواضع جرم تلقی نمی‌شود.&lt;br /&gt;&lt;div class="news-body"&gt;&lt;span class="periodic-quote"&gt;&lt;span class="big-quote"&gt;“&lt;/span&gt;»  &amp;nbsp;  افشای تشکیل  پرونده برای موسوی  &amp;nbsp;  دادستان تهران بطور مستقیم از وجود پرونده‌ای علیه  میرحسین موسوی سخن راند و در خطاب به وی گفت: «بهتر بود که به پرونده خود  این اتهام را اضافه نمی‌کردید.&lt;span class="big-quote"&gt;”&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تعقیب آنها به عنوان سران فتنه تابع مصالح نظام اسلامی است و مطمئناً در  آن چارچوب عمل می‌شود. اما بیانیه اخیر در حمایت از محکومین ضدانقلاب معدوم  بیانیه‌ای است، جدا از بیانیه‌های انتخاباتی گذشته و بر خلاف اصول است،  لذا روزی که وقت محاکه آنها برسد، به همه این موارد توجه خواهد شد.»  &amp;nbsp;   موضع‌گیری مقام قضایی جمهوری اسلامی در حالی ابراز می‌شود، که موج اعتراضات  بین‌المللی به نحوه‌ی محاکمه و اعدام شهروندان ایرانی ابعاد گسترده‌تری به  خود گرفته است. دادستانی تهران درباره عدم تحویل جنازه اعدام‌شدگان به  بستگان آنها، جلوگیری از مراسم عزاداری و فشار به خانواده‌های اعدام‌شدگان  سکوت کرد. دادستان تهران همچنین درباره انتقاد وکلای مدافع به روند دادرسی و  اعتراف گیری از متهمان تحت شکنجه هیچ‌گونه توضیحی ارائه نداد.&amp;nbsp; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3948540014430513157?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3948540014430513157/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3948540014430513157'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3948540014430513157'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='دادستان تهران ضمن حمایت از اعدام‌های اخیر، اعتراض میرحسین موسوی به احکام دادگاه و زیر سوال بردن دستگاه قضایی را جرم خواند. وی همزمانی اجرای احکام اعدام با سالگرد انتخابات، به منظور ایجاد وحشت در میان مردم را تکذیب کرد.'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8102632810074909286</id><published>2010-04-23T03:06:00.003+04:30</published><updated>2010-04-23T03:10:20.332+04:30</updated><title type='text'>هدف اصلی جنبش سبز تحول جامعه است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h2&gt;&lt;/h2&gt;&lt;h1&gt;موسوی در دیدار با ملی‌-مذهبی‌ها: هدف  اصلی جنبش  سبز  تحول جامعه است &lt;/h1&gt;&lt;div class="photo photobig aligned"&gt;&lt;img alt="میرحسین موسوی" border="0" height="300" src="http://gdb.rferl.org/AA1B058D-FDF6-4252-9276-197A20660226_w527_s.jpg" width="400" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="photo_caption"&gt;میرحسین موسوی&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="date"&gt;۱۳۸۹/۰۲/۰۲ &lt;/div&gt;&lt;div class="zoomMe"&gt;به گزارش سایت جرس، میرحسین موسوی در دیدار با عزت‌الله سحابی،  حبیب‌الله پیمان، محمد بسته‌نگار، محمد حسین رفیعی و شماری از اعضای جنبش  مسلمانان مبارز، اظهار داشت که «برای تامین منافع ملی و رسیدن به جامعه‌ای  مطلوب، چاره‌ای جز استمرار این مسیر و تداوم جنبش سبز نداریم؛ روندی که طی  آن، نیازمند صبوری و تحمل سختی‌ها و شدائد است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی   مطالبات جنبش سبز را  برگرفته از ازرش‌ها و  خواسته‌های مردم ایران دانسته و  گفت: «باید ایجاد جامعه مدنی به‌هم پیوسته را با استفاده از تمامی امکانات  موجود در کشور&amp;nbsp; پی گرفت.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  تشکیل «سازمان‌های  مردم‌نهاد سبز» را برای متولد شدن جامعه مطلوب ایرانیان ضروری ارزیابی کرده  و  گفت: «اتفاقی که در ۲۵ خردادماه سال گذشته در تهران به وقوع پیوست، و  آن حضور مهربانانه و همدلانه توام با مدارا و صبوری و همیاری و نیز کنش  مدنی معترضان، نمونه و الگویی از جامعه‌ای مطلوب است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین  موسوی، که سال  ۱۳۸۹ را  سال «صبر و استقامت» نامیده،   پیروزی جنبش سبز را   در گرو «کاری طولانی»  دانسته و  مسیر آن را «راهی پر پیچ و خم و  زمان‌بر» ترسیم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رهبر جنبش سبز تصریح کرد: «اگرچه شاید جنبش  زودتر از آنچه بسیاری تصور می‌کنند به نتیجه برسد، اما باید صبور بود و  استقامت ورزید و برای تداوم جنبش، زندگی کردن با آن را درپیش گرفت.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی، که خود و همسرش بارها مورد تهدید  قرار گرفته و  خواهرزاده‌اش نیز در جریان رویداد‌های پس از انتخابات «ترور» شد،  تصریح  کرد که  باید برای این مسیر هزینه پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی گفت:  «البته ایستادن و صبوری کردن و استقامت برای تحقق مطلوب‌های جنبش سبز،  هزینه‌‌بر است و از این گریزی نیست؛ سختی‌ها و فشارها و محدودیت‌ها و  سرکوب‌ها و شدائد و زندان‌ها، وجود دارد، اما چاره‌ای جز ادامه‌ این راه و  تحمل این مصائب و پرداخت هزینه‌ها نیست.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رهبر اصلاح‌طلب  تصریح  کرد که  تصاحب قدرت برای جنبش سبز هدف اصلی نیست بلکه تحول جامعه  آرمان   این جنبش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی گفت: «در جنبش سبز بحث تصاحب قدرت،  فرع بر هدف اصلی است؛ هدف جنبش سبز، متحول کردن جامعه و رسیدن به جامعه‌ای  مطلوب و در خور ایرانیان است. این رویکرد به ‌ما آرامش خواهد داد. اگر  بتوان این نگاه را به ‌گونه‌ای آگاهانه در جامعه گسترش داد، بسیار مفید و  موثر خواهد شد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرین نخست وزیر ایران،   لازمه «تغییر»  را&amp;nbsp;  زایش «ایده» دانسته و گفت: «هر تغییر وقتی متحقق می‌شود که ایده‌ای متولد  شود. اکنون به‌نظر می‌رسد که ایده‌ تغییر متولد شده است؛ هر چقدر این ایده و  ابعاد آن را بیشتر تبیین کنیم، امکان بسط و پیشبرد جنبش بیشتر می‌شود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین   موسوی  بخش‌های از جامعه ایرانی را که نه به جنبش سبز پیوسته‌اند و نه از  حاکمیت رضایت دارند را به عنوان «منطقه خاکستری» جامعه توصیف کرده و بر  لزوم جذب این طیف از جامعه تاکید کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در ادامه  بار دیگر  بر  اهمیت اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی در جنبش سبز اصرار کرد و  اظهار داشت که حاکمیت از اطلاع‌رسانی هراس دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی گفت:  «صاحبان قدرت هم بیش از هر چیز نسبت به بسط آگاهی‌ها در جامعه حساس‌اند؛  چنانکه نسبت به اطلاع‌رسانی در مورد تعداد شهدای جنبش یا تبیین و خبررسانی  در خصوص واقعیت سرکوب‌ها و انتشار اخبار مربوط به رفتارهای غیرانسانی با  بازداشت‌شدگان، حساسیت فراوان و برخوردهای تندی نشان داده‌اند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسوی درباره  چند و چون به کارگیری  ابراز رسانه‌ در جنبش سبز گفت:  «مسئله‌ رسانه برای ما بسیار حیاتی است و متاسفانه به علل و دلایل  گوناگون،‌در این عرصه  دچار ضعف و نقص‌ایم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی افزود: «ما هنوز از  امکانات اینترنت و بستری که فضای مجازی در اختیار ما قرار می‌دهد، حداکثر  بهره و استفاده را نبرده‌ایم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رهبر اصلا‌ح‌طلب راه  گرد  آوردن   گروه‌های مختلف در جنبش سبز را  توافق بر روی کف مطالبات و  «حداقل‌ها»  دانست  و گفت: «باید روی حداقل‌ها توافق کرد. شعارهایی را  برگزینیم که قدرت وصل‌کردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد. همان‌طور که  رنگ سبز، شاخصی حداقلی برای پیوند یافتن شهروندان معترض به وضع موجود شده  است، باید بر محورهایی حداقلی برای پیشبرد و گسترش جنبش سبز اجماع کرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی،   تصریح کرد که جنبش سبز، مبلغ «قرائت رحمانی» از دین  است؛ قرائتی که به گفته او « واجد حداکثر مدارا نسبت به تمامی دیدگاه‌ها و  عقاید است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی  در ادامه  «خشونت‌ورزی‌ها و سرکوب در پوشش حکومت  دینی» را  عاملی برای دین‌گریزی جوانان دانست. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8102632810074909286?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8102632810074909286/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_23.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8102632810074909286'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8102632810074909286'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_23.html' title='هدف اصلی جنبش سبز تحول جامعه است'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-191994311015430079</id><published>2010-04-21T20:23:00.001+04:30</published><updated>2010-04-21T20:23:04.212+04:30</updated><title type='text'>نامه چهارم محمد نوری زاده از زندان اوین به رهبر ی جمهوری اسلامی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; محمد نوری زاد جهادگر و مستند ساز آزاده که بیش از  ۱۲۰ روز است که به علت چند نامه انتقادی و دلسوزانه و  نیز انتقاد از ریس  قوه قضاییه در زندان به سر می برد در نامه ای مشفقانه از زندان اوین  دغدغه  های خود را برای نظام و انقلاب و کشور با رهبر انقلاب در میان گذاشته است. متن نامه که در اختیار”کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:&lt;br /&gt;به نام خالق آزادی&lt;br /&gt;سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران&lt;br /&gt;این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در  زندانم. شصت وهشت روز از این مدت  را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط  بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته ام. درهمه ی این احوال،  از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم برده ام. که اگر قرار باشد  تغییری در اوضاع کشور رخ دهد، این تغییر از ناحیه ی شما بسیار شدنی تر و  پایدارتر خواهد بود. من شخصاً امیدی به نقش آفرینی سایر افراد و دستگاههای  کشور ندارم. شما را از نزدیک می شناسم. به روح بلند شما واقفم. شما نیز نیک  و از نزدیک مرا میشناسید.&lt;br /&gt;در این ماههای زندان از آنچه در بیرون گذشت بی خبر بودم، اما در دیدار  کوتاهی که فقط یکبار، گذرا، با خانواده ی خویش داشته ام، دانستم که در غیاب  من آقای مهندس موسوی و حجج الاسلام خاتمی و کروبی با خانواده ی من دیدار  کرده اند. نمیدانم چرا، اما بسیار دوست میداشتم خود شما نیز با آن بزرگواری  که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها  دلداری می دادید و به آنان می فرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای  بحرانی، با برنامه های تلویزیونی اش، با نوشته هایش، برای  منِ رهبر که در  معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میان آمد و از من سخت  جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در  زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بیسواد و بی ادب و تندخو به  ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخ ترین شکل ممکن به ورطه ی تهدید و تحقیر و  ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمیشود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او  را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم،  نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.&lt;br /&gt;رهبر گرامی، چشم انتظاری خانواده ی من، برای تماشای جمال مبارک شما و  رویت نماینده ی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف  دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند.  اما گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنه ای نبوده و نیست. ما،  در جمال اندیشه های شما، افق های گمشدهی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم  جهان را می دیدیم. یادم هست این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و  آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماهها مرا به امروز و فردا وعده می داد، در  نامه ای به او نوشتم: من از خود خامنه ای، به خدای خامنه ای پناه می برم! و  دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز! چرا که دانستم شما از محاصره ی  آدمهای جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید. من میخواستم در آن  ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصره  کنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشهی من آگاه بودند. همین آقای حسین  محمدی، بعد از دیدار اعضای انجمن قلم با حضرتعالی، که حقیر نیز یکی از آنان  بود، به من گفت: آقای نوری زاد، من، قربه الی الله از شما میترسم. ترس او،  از همان نشست پا گرفته بود که من، بی ملاحظه راجع به اعتیاد گسترده مردم و  جوانان به مواد مخدر و آشوبی که در ساختار اجتماعی شهرهای کوچک و بزرگمان  درافتاده به آشنا سخن گفتم.&lt;br /&gt;اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه مینویسم؟ برای اینکه هنوز  ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام. باورم بر این است که:  شما مگر برای این انشقاق بزرگ مردمان چاره ای بیندیشید. شما، امروز رهبر  کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نم یبینم. رهبری، آن هم بر حداقل  مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک  مسئول و یا خود جنابعالی می آیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم  اجازه ی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد  گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچگاه قابل استناد نبوده و نیست. امروز شما  بر کشوری رهبری می کنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونه ی  چه کنم های بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگی اش، به دست خود  شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده.  نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن  اشاره شده است. این نامگذاری، نشان میدهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق  و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال  آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم  میشدید.&lt;br /&gt;اگر کوشش و تلاش برای شما مهم است، از انرژی آن در آشتی ملی باید بهره  ببرید.&lt;br /&gt;رهبر گرامی، میدانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما  بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانه ی کسانیکه شما را  احاطه کرده اند، ترجیح دهید. جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ  جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در  سوپاپ آن فرو کرده ایم. من با همه ی اطمینانی که سابقاً در جانبداری از شما  مینوشتم، اکنون نیز در جانبداری از شما مینویسم: ما، به روزهای پایانی  فرصت آزمون خویش رسیده ایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای  متعال، ما را از گردونه ی امتحان به در می برد. امتحانی که در این سی سال  فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست  داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان میبینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر  باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد  یا کانادا یا حتی مالزی اعلام میکنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک  روز پلیس و بسیج و اسلحهای بر سر نخواهندداشت و آزادند که هرچه میخواهند  انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور میکنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و  شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی  از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه میخواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین  جامعهی خویش اشاره کنم.&lt;br /&gt;رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به  رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به  افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً  مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصره ی خود گرفته اند، به شما  اطلاعات و آمار نادرست میدهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمی آورند.  دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از  اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او  درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!&lt;br /&gt;برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را  درنوردد اعلام میدارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما  سخت علاقهمندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما  درست میگوییم. این احتمال هیچ هزینهای برای شما ندارد. در خیال خود باور  کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی  آحادش خورده است، غم شما را میخورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در  این روزهای پایانی آزمون الهیاند و با شجاعت تمام، شجاعتی که من شخصاً در  شما باور دارم، امسال را سال آشتی ملی اعلام کنید و از ملامت هر ملامتگری  نهراسید. که خدا شما و ما را کفایت میکند. خدایی که دست خود و دست مردم را  در دست شما می نهد. یاعلی!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-191994311015430079?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/191994311015430079/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/191994311015430079'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/191994311015430079'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_21.html' title='نامه چهارم محمد نوری زاده از زندان اوین به رهبر ی جمهوری اسلامی'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-2008339931989747607</id><published>2010-04-18T12:46:00.000+04:30</published><updated>2010-04-18T12:46:20.495+04:30</updated><title type='text'>موسوی: آزادی و عدالت دوکلید واژه ی مهم در حرکت جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S8q_UX3lELI/AAAAAAAAAMs/G2NBNHhVIcA/s1600/Mousavi-010090009.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://3.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S8q_UX3lELI/AAAAAAAAAMs/G2NBNHhVIcA/s320/Mousavi-010090009.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; کلمه:&lt;br /&gt;میرحسین موسوی تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم را یکی  از وظایف اصلی جنبش سبز برشمرد و تاکید کرد: وظیفه ما این است که شعار ها  را با دقت و درست انتخاب کنیم و بر سر آن ها بایستیم. &lt;br /&gt;به گزارش&amp;nbsp; امروز ارگان اینترنتی سازمان مجاهدین انقلاب ، مهندس میر حسین  موسوی در دیدار با اعضای کمیته دانشجویی این سازمان ضمن ارائه تحلیلی از  وضعیت کشور، با اشاره به نیروی انسانی عظیمی که در دانشگاه ها وجود دارد،  گفت: سرکوب ها نتوانسته است جلوی پیشرفت جنبش سبز را در دانشگاه ها بگیرد  بلکه شرایط موجود باعث شده است نفوذ اهداف جنبش سبز در دانشگاه ها عمیق تر  شود و امروز در دانشگاه ها فعالیت سیاسی توام با عقلانیت درحال گسترش است.  بحث های واقع بینانه در مورد نقاط ضعف و قدرت توام با استقامت و تامل برای  ادامه ی راه سبز حیاتی است. وی تصریح کرد علت اینکه موج گسترده ی دستگیری  ها منجر به توقف جنبش سبز نشده است همان واقعیتی است که در شعار کلیدی مردم  یعنی “ما بیشماریم” تبلور یافته است. این شعار بسیار مهم است در سطح  دانشگاه ها سه و نیم ملیون دانشجو حضور دارد که اکثریت قریب به اتفاق آنان  می دانند راه سرافرازی کشور گسترش امواج سبز آگاهی و مسئولیت در میان توده  های ملیونی مردم است. دانشجویان فرزندان مردم هستند و به خوبی آگاهی بخشی و  اطلاع رسانی را تاکنون انجام داده اند.&lt;br /&gt;موسوی گفت کسانی که سرکوب می کنند مسیر خود را طوری تعریف کرده اند که  بخش کوچکی از ملت را در داخل خود جا می دهد و به همین دلیل حتی در بهشت  زهرا هم با اسلحه و باتوم ظاهر می شوند و ما راه سبز را طوری باید تعریف و  معرفی کنیم که همه ی هفتاد ملیون جمعیت کشور حتی مخالفان ما را در بربگیرد.  وی تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم را یکی از وظایف  اصلی علاقمندان به جنبش سبز برشمرد و تاکید کرد وظیفه ی ماست که شعارها را  با دقت و درست انتخاب کنیم و سپس بر سر تحقق آن ها بایستیم.&lt;br /&gt;موسوی آزادی و عدالت را دو کلید واژه ی مهم در حرکت جنبش سبز دانست و  گفت عدالت و آزادی از هم جدایی ناپذیرند و آن کسی که وضعیت معیشتی فلاکت  بار دارد بیشتر در معرض از دست دادن آزادی های اساسی است.&lt;br /&gt;موسوی گفت : راه حل مشکلات اقتصادی مردم و کشور اقتصاد صدقه ای نیست.  شما حاصل به باد دادن ثروت های ملی و درآمدهای نفتی را نگاه کنید. هر روز  ما بیشتر از دیروز به درآمدهای نفتی وابسته شده ایم و بازارهای ما پر از  کالاهای خارجی است در حالی که تقریبا همه ی صنایع و کشاورزی ما در وضعیت  بسیار دشواری قرار دارند. شما در مورد وضعیت نیروی کار کشور دقت کنید. بنده  واقعا وقتی با این سیاست ها و فساد و بی برنامگی و در کنار آن قول نرخ  بیکاری پنج درصد را می شنوم حیرت می کنم. این روندها اگر ادامه یابد، در  آینده سند چشم انداز بیست ساله یک شوخی که برای گول زدن مردم تهیه شده است  تلقی خواهد شد و نه یک سند معتبر برای نشان دادن راه پیشرفت کشور.&lt;br /&gt;امروز یک چهارم زمان تعیین شده برای نیل به اهداف گذشته است. بیاییم  بدون تعصب بررسی کنیم که آیا به آن اهداف نزدیک تر شده ایم یا دورتر.&lt;br /&gt;ما دیگر نیازی نداریم برای نشان دادن دلایل این وضع به جای دور یا تحلیل  های پیچیده برویم. کافی است به زندان ها نگاه کنیم و ببینیم چه تعداد از  خدمتگزاران و روزنامه نگاران و زنان و مردان کارآمد کشور را به بهانه های  واهی راهی زندان کرده ایم و پروژه ی اعتراف گیری راه انداخته ایم و هم  اکنون هم که به تعداد اندکی از زندانیان مرخصی داده شده است، آن ها زیر  فشار هستند که اگر می خواهند به زندان برنگردند، مصاحبه کنند و این در حالی  است که به طور مدام رسانه های مردمی و مستقل زیر فشار هستند.&lt;br /&gt;موسوی اضافه کرد بنده چشم اندازی برای آزادی مطبوعات و رسانه ها آنچنان  که در قانون اساسی آمده است نمی بینم فلذا باید علاقمندان به جنبش سبز خود  را با شرایط موجود تطبیق بدهند و در همین شرایط سخت، راه هایی را برای بسط  آگاهی و گسترش رسانه ها پیدا کنند. گذشته از آن همه ی ما امروز باید در  محیط فعالیت و خانه ی خود یک رسانه باشیم.&lt;br /&gt;موسوی افزود به هنگام جنگ تحمیلی که تاسیسات مهم کشور زیر بمباران قرار  داشت و از سوی دیگر عناصری که خود را به صدام فروخته بودند از هیچ خرابکاری  کوتاهی نمی کردند، بعضی ها معتقد بودند که بهتر است بگذاریم جنگ تمام شود  تا با بازسازی را شروع کنیم. ولی دولت به این نتیجه رسید که هنوز آتش یک  انفجار در یک مجتمع و یا پالایشگاه و تاسیسات خاموش نشده است، ما باید  بازسازی را شروع کنیم. یعنی شعار اینکه باید قدرت سازندگی ما از تخریب دشمن  پیشی بگیرد، جا افتاد. الان هم همان تجربه باید مورد توجه قرار گیرد. هر  منفذی که بسته می شود بلا فاصله باید پنجره های دیگری گشوده شود. هر  روزنامه ای که بسته می شود، راه انتشار یک روزنامه ی دیگر در چهارچوب  قانونی جستجو شود. هر وبلاگی که بسته می شود ده ها وبلاگ دیگر برای دفاع  حقوق مردم باید راه اندازی شود. این تنها راه است و ما بیشماریم و ما می  توانیم این کار را انجام دهیم. باید توجه کنیم راه کوتاه نیست. ما باید یاد  بگیریم که فعالیت های بحق سیاسی خود را با زندگی روزمره ی خود در این جا و  آن جا توامان اداره کنیم. عظمت جنبش از ابتکار افراد معدودی نابغه برنمی  خیزد. عظمت جنبش از فعالیت انسان های بی شماری ناشی می شود که آشکار و  پنهان در حدی که می توانند در گشوده کردن این راه به آینده ی سبز کمک می  کنند و در این راه حتی یک دعای خیر از یک فرد گمنام در یک گوشه ی دورافتاده  ی کشور مغتنم است. در راه سبز کسی فکر نمی کند که کار بزرگ انجام می دهد،  بلکه همه فکر می کنند که کار درست انجام می دهند. همه باید بدانند که ما می  خواهیم کار درست انجام دهیم. ما می خواهیم از کرامت ذاتی انسان ها دفاع  کنیم. ما می خواهیم مفهوم ملت ایران مساوی یک پادگان و یا یک گروه اندک  تلقی نشود. ایران یعنی بیش از هفتاد ملیون شهروند آزاد و با فرهنگ و  اعتقادات رنگارنگ. ما از این کثرت و تنوع نمی ترسیم. ما اصولگراها را دوست  داریم همانطور که همه ی اقشار ملتمان را. و همه ی فرهنگ های موجود را. و  همه ی قومیت ها و همه ی زبان ها را دوست داریم. ما می گوییم قرار بود  قرائتی رحمانی از اسلام را که سایه ی مهربانی و تحمل را در کشور باز کند  داشته باشیم نه اقدامات ضد دینی اعتراف گیری و ماجراهای کهریزک و خوابگاه  های دانشجویی و فجایع سی خرداد و عاشورا و دیگر روزها را. و الان هم می  گوییم راه حل مسائل دستکاری آمار تعداد شهدا و پرکردن زندان ها نیست بلکه  راه، رسیدگی به خانواده های شهدا و باز کردن در زندان ها و آزاد کردن رسانه  ها و انتخابات آزاد رقابتی غیر گزینشی است. اگر می گویید حکومت نوکر مردم  است، نوکر ولی نعمت خود را نمی کشد، آزار نمی دهد، او را به زندان نمی  اندازد، او را محدود نمی کند و خواسته های خود را به نام خواسته ی مردم  مطرح نمی کند. شما بگذارید برای آنکه صدا و سیما رسانه ی ملی باشد، ملت  بیاید در آن رسانه صحبت کند. نه آنکه حتی یک مناظره ی ساده و کنترل شده را  طاقت نیاورید.&lt;br /&gt;موسوی گفت : همه بدانند که راه حل مشکلات کشور در منحرف کردن اذهان مردم  از مسائل اساسی نیست. حکومت باید همیشه به فکر زلزله ی پایتخت باشد، نه  آنکه خوابنما شود که زلزله ای بزرگ در راه است. در حالی که دولت مدیریت و  قدرت جابجایی حتی چند هزار نفر در تهران را ندارد، نباید با لفظ آمرانه از  خروج پنج ملیون نفر از مردم تهران صحبت کند. شما اول نم نم ببارید و سپس  غرش رعد و برق را داشته باشید. شما یک رشد معقول را برای رفاه و آموزش و  بهداشت مردم داشته باشید و سپس تبلیغ افزایش نرخ جمعیت کشور را بکنید.  امروز سیاست های بدون حساب و کتاب و خیال پردازی ها کشور را در مقابل  تهدیدات خارجی قرار داده است. درست است که همه ی ملت ما آماده است در مقابل  هر نوع تهدید بیگانه متحد بایستد، ولی در عین حال مسببان این شرایط در  داخل را فراموش نخواهد کرد. بنده توصیه می کنم که به جای آنکه ناممکن  جابجایی پنج ملیون نفر از تهران را بدهیم، ضمن اقدامات درست و سنجیده، برای  مواجهه با هر خطر ناشی از بلایای طبیعی تلاش کنیم که خطر بلایای خارجی  خودساخته را از سر ملت دور کنیم. فکر نکنیم مردم گفته ها و اعمال ما را  فراموش می کنند. مردم حتی نسبت به سرنوشت کرم ها و لاک پشتی که به فضا  حساسند و می خواهند بپرسند نتایج تحقیقات در مورد این حیوانات بی گناه به  کجا انجامید.&lt;br /&gt;گفتنی است در ابتدای این دیدار تعدادی از اعضای کمیته دانشجویی سازمان  به طرح نظرات خود از فضای سیاسی پس از انتخابات تاکنون و نوع نگاه مردم به  جریان سبز و اوضاع کشور پرداختند&lt;br /&gt;&lt;!-- You can start editing here. --&gt;      &lt;!-- If comments are open, but there are no comments. --&gt;&lt;!--&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;small&gt;&lt;strong&gt;XHTML:&lt;/strong&gt; You can use these tags: &lt;code&gt;&lt;a href=&amp;quot;&amp;quot; title=&amp;quot;&amp;quot;&gt; &lt;abbr title=&amp;quot;&amp;quot;&gt; &lt;acronym title=&amp;quot;&amp;quot;&gt; &lt;b&gt; &lt;blockquote cite=&amp;quot;&amp;quot;&gt; &lt;cite&gt; &lt;code&gt; &lt;del datetime=&amp;quot;&amp;quot;&gt; &lt;em&gt; &lt;i&gt; &lt;q cite=&amp;quot;&amp;quot;&gt; &lt;strike&gt; &lt;strong&gt; &lt;/code&gt;&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;--&gt;         &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-2008339931989747607?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/2008339931989747607/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_18.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2008339931989747607'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2008339931989747607'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_18.html' title='موسوی: آزادی و عدالت دوکلید واژه ی مهم در حرکت جنبش سبز'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S8q_UX3lELI/AAAAAAAAAMs/G2NBNHhVIcA/s72-c/Mousavi-010090009.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1400844002368105915</id><published>2010-04-13T19:51:00.006+04:30</published><updated>2010-04-14T12:00:23.674+04:30</updated><title type='text'>حرکت به مکان اول در رای گیری مجله تایم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S8SLgl-1dUI/AAAAAAAAAMk/VHMQ4_v5jhc/s1600/2279593920_5aa96ab16e.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="320" src="http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S8SLgl-1dUI/AAAAAAAAAMk/VHMQ4_v5jhc/s320/2279593920_5aa96ab16e.jpg" width="223" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;دوستان عزیز اگر تلاشمان را بیشتر از دوبرابر کنیم، نفر اول رده بندی تایم  جنبش سبز خواهد شد،&lt;br /&gt;&amp;nbsp;برای رای دادن به آدرس زیر:&lt;br /&gt;http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1972075_1976159_1976160,00.html  بروید&lt;br /&gt;و با کلیک روی نام هر فرد، رای بدهید.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1972075_1972078_1972577,00.html"&gt;لینک  آدرس:&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1400844002368105915?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1400844002368105915/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1400844002368105915'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1400844002368105915'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_13.html' title='حرکت به مکان اول در رای گیری مجله تایم'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S8SLgl-1dUI/AAAAAAAAAMk/VHMQ4_v5jhc/s72-c/2279593920_5aa96ab16e.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-6517759268746812346</id><published>2010-04-12T14:27:00.004+04:30</published><updated>2010-04-12T18:05:07.674+04:30</updated><title type='text'>فرار از زلزله یا ترس از مخالفان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;رئيس سازمان مديريت بحران كشورگفت: هيچ آماده باشي به هيچ دستگاهي&lt;br /&gt;در زمينه  وقوع زلزله داده نشده است اما وقوع زلزله در تهران حتمي است و&lt;br /&gt;احمدی نزاد نيز در سخنان خود اين موضوع را تاييد كرده است.&lt;br /&gt;احمدی نزاد چند روز پيش به طور صريح از وقوع  زلزله در تهران خبر داد&lt;br /&gt;بنابراين وقوع زلزله حتمي است.&amp;nbsp;                                           &lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;حال حاضر تهران در معرض آسيب‌هاي  سنگين قرار دارد، از برنامه دولت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt; براي کاهش جمعيت تهران خبر داد و در اين  زمينه به اعطاي وام، يارانه و زمين &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;به مهاجران از تهران اشاره کرد.احمدی نزاد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;&amp;nbsp;گفته&amp;nbsp; است &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;span style="font-size: large;"&gt;حداقل باید 5 میلیون نفر از تهران بروند&lt;/span&gt;.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;یعنی انهای که مخالفان نظام هستند در اولویت قرار دارند زودتر از تهران خارج&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;شوند. از کشورم هم خارج شدند چه بهتر آزادند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="ArticlePage_Kahabr_Matn"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-6517759268746812346?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/6517759268746812346/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_12.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/6517759268746812346'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/6517759268746812346'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_12.html' title='فرار از زلزله یا ترس از مخالفان'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5885485152866075419</id><published>2010-04-08T00:39:00.003+04:30</published><updated>2010-04-08T12:58:25.862+04:30</updated><title type='text'>درسی که قرقیزستان به ما داد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;نا آرامی ها روز چهارشنبه 7 آوریل، از ساعات&amp;nbsp; اولیه&amp;nbsp; بامداد&amp;nbsp; و&amp;nbsp; با تجمع چند صد  تن&lt;br /&gt;تظاهرکننده در برابر دفاتر یکی از احزاب&amp;nbsp; مخالف دولت&amp;nbsp; آغاز شد&amp;nbsp; اما با&amp;nbsp;  انتشار&amp;nbsp; خبر&lt;br /&gt;بازداشت گسترده رهبران مخالف، معترضان در صدد راهپیمایی به سوی کاخ ریاست&lt;br /&gt;&amp;nbsp;جمهوری بر آمدند.&lt;br /&gt;اقدام پلیس برای متفرق کردن این تظاهرات با استفاده از گاز اشک آور و نارنجک  بی حس&lt;br /&gt;کننده به بروز درگیری بین دو طرف منجر شد و این تظاهرات را به خشونت  کشید.&lt;br /&gt;مخالفان توانستند ظرف مدت 8 ساعت تمام مراکز قدرت نظام را در دست بگیرند و قربان&lt;br /&gt;بیک باقی اف رئیس جمهور قرقیزستان پس از بروز&amp;nbsp; شورش های&amp;nbsp; امروز در پایتخت این&lt;br /&gt;کشور، با تنی چند از  همراهانش با یک فروند هواپیمای سبک از بیشکک متواری شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش سبز هم می توانست&amp;nbsp; روزهای 25 و 26 خرداد و روز قدس و عاشورا کاررابا دولت&amp;nbsp; &lt;br /&gt;کودتای تمام کند فرصت های که از دست رفته می بینیم &lt;br /&gt;&lt;div class="link-des"&gt;انقلاب اخیر قرقیزستان بزرگترین درس&amp;nbsp; برای جنبش سبز است:پس از ساماندهی  تظاهرات &lt;/div&gt;&lt;div class="link-des"&gt;وسیع باید به مهمترین مراکز سیاسی رژیم که کمترین محافظت را  داردحمله کرد.    &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-5885485152866075419?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/5885485152866075419/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_08.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5885485152866075419'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5885485152866075419'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_08.html' title='درسی که قرقیزستان به ما داد'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-4884780708905269061</id><published>2010-04-05T13:17:00.000+04:30</published><updated>2010-04-05T13:17:46.943+04:30</updated><title type='text'>چماق به دستی که کارگردان شد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;آقای ده نمکی که روزگاری چماق در دست داشت و نقش شعبان بی مخ را&lt;br /&gt;بازی می کرد و شعبانه به خوابگاه دانشجویان بی دفاع حمله میبرد و اربده&lt;br /&gt;می کشید , حالا آقای لباس شخصی محل ماموریت اش عوض شده و این بار&lt;br /&gt;در نقش کارگردان فیلم سریال ظهور نموده و از رسانه این ملت و پول بیت&lt;br /&gt;المال به ارزشهای یک ملت توهین میکند.&lt;br /&gt;این آقای خوش باور باورش شده که کارگردان شده و جالب انکه هر کسی که&lt;br /&gt;نقدی انتقادی بر سریال اش می نویسد به او حمله می کند و او را بدخواه و نادان&lt;br /&gt;می نامد و می گوید چشم ندارن که هنر او را ببینند.&lt;br /&gt;باید بگویم آقای ده نمکی شما هم تاریخ مصرفی دارین که از انقضاء آن زیاد&lt;br /&gt;نماده تا می توانید در این مدت جولان دهید.شما لیاقت جارو کردن&amp;nbsp; صحنه را&amp;nbsp;&lt;br /&gt;ندارید چه رسد به کارگردانی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-4884780708905269061?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/4884780708905269061/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_05.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4884780708905269061'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4884780708905269061'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post_05.html' title='چماق به دستی که کارگردان شد'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3180538260940201664</id><published>2010-04-03T01:22:00.001+04:30</published><updated>2010-04-03T01:22:21.265+04:30</updated><title type='text'>سبز بودن جرم نیست. سبز بودن افتخار است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; علی شکوری راد: &lt;/strong&gt;هنگامی که خانم منصوری را که بیش  از شش ماه بود در زندان بسر برده بود از داد گاه به زندان بر می گرداندند.  او از داخل ماشین دستانش را که دستبند به آنها زده بودند بالا آورده بود و  از پنجره به آنهایی که در بیرون زندان ایستاده بودند علامت پیروزی نشان  داده بود.آن علامت نشان دادن، خودش پیروزی بود. &lt;br /&gt;جنبش سبز در حقیقت هنگامی شکل گرفت که مردم یکدیگر را یافتند و دریافتند  که همه با هم هستند. مردم احمدی نژاد را نمی خواستند و وقتی بر خلاف  خواسته آنها نام احمدی نژاد از صندوق رای بیرون آورده شد آنها یک صدا فریاد  زدند “رای من کو”. اینجا بود که همدیگر را پیدا کردند. از آن به بعد مردمی  که با هم شده بودند تبدیل به کابوسی شدند برای کسانی که اصرار داشتند  تایید شورای نگهبان اصل است نه جمعیت معترض حاضر در خیابان. شورای نگهبان  چشمش را بست و انتخابات را تأیید کرد ولی مشکل آنها حل نشد. نه ماه همه  امکانات خود را بکار بستند و از همه روش های قانونی و غیر قانونی بهره  جستند تا اعتراض مردم را بخوابانند. آنها البته موفق نشدند مردم را از  اعتراض منصرف کنند ولی بالاخره توانستند خیابانها را به کنترل خود در  بیاورند و از تجمعات جلوگیری کنند. اکنون سبز ها در حسرت یک فرصت تجمع  هستند و آنها در هراس از آن. یک حالت انتظار بوجود آمده است. نه آنها  خیالشان راحت است و نه سبز ها بی خیال. همه هم می دانند همینطوری نمی ماند.  هر یک منتظرند دیگری خسته شود.&lt;br /&gt;سبز بودن جرم نیست. سبز بودن افتخار است، هویت است. سبز ها خواستار  اجرای قانون هستند. اجرای بدون تنازل همین قانون اساسی. سبزها می خواهند  انتخابات آزاد و سالم برگزار شود و کسی در رأی آنها دست نبرد.&lt;br /&gt;سبز ها برای اینکه خسته و دلسرد نشوند باید به هم علامت بدهند که هستند.  چرا که دلخوشی آنها به بیشمار بودنشان است و همین است که به آنها قوت قلب  می دهد. بنابراین باید به یکدیگر علامت بدهند و اعلام بکنند که هستیم و  همچنان سبز هستیم. اگر می توانیم از نماد سبز استفاده کنیم ولی اگر استفاده  از نماد سبز مقدور نبود با دست به هم علامت بدهیم. سواره و پیاده، از دور و  از نزدیک، به آشنا و غیر آشنا هر جا چشممان به هم افتاد انگشتانمان را به  علامت پیروزی شکل بدهیم و به یکدیگر نشان بدهیم. اگر کسی به ما علامت داد  ما نیز به او علامت بدهیم و البته هر یک سعی کنیم در دادن علامت بر دیگری  پیشی بگیریم.&lt;br /&gt;این کار را می توان از همین سیزده بدر که همه با هم به دامان سبز طبیعت  می روند آغاز کرد.&lt;br /&gt;منبع: وبلاگ شکوری راد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3180538260940201664?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3180538260940201664/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3180538260940201664'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3180538260940201664'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='سبز بودن جرم نیست. سبز بودن افتخار است'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8586831167512684866</id><published>2010-03-31T16:33:00.003+04:30</published><updated>2010-04-01T02:20:49.836+04:30</updated><title type='text'>استبداد یا جمهوریت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;سی یک سال پیش مردم ایران از روی احساسات پس از انقلاب احساسی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;57&amp;nbsp; به جمهوری اسلامی با رهبری آ یت الله خمینی رای&amp;nbsp; مثبت&amp;nbsp; دادند و&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;حکومت حیات خود را اغاز نمود &lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;فارغ ازآنچه نسل&amp;nbsp; آن زمان از&amp;nbsp; یک انقلاب چی&amp;nbsp; می خواستند و چی&amp;nbsp; شد&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;بگذریم آنچه بعد از این مدت&amp;nbsp; اتفاق افتاده و رهبری همان کاری را انجام&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;داد که شاه میکرد و عملا نظام&amp;nbsp; شاههنشاهی به&amp;nbsp; نظام اسلامی&amp;nbsp; استبدادی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;تبدیل شد و تنها چیزی که چنین نظامها با آن مخالفند جمهوریت است.&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;جمهوریت بزرگترین دشمن این جورنظامها هست نظامی که با همه پرسی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;آغاز شده باید با همه پرسی هم ادامه یابد. &lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;راز حیات جمهوری اسلامی استمرار پیوند حکومت با جمهورمردم است،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;  همه‌پرسی شفاف ‌ترین جلوه جمهوریت نظام&amp;nbsp; است.اگر جمهوریت&amp;nbsp; نباشد&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;&amp;nbsp;نظام هم پایدار نخواهد بود .&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;حکومت&amp;nbsp; نمی تواند با&amp;nbsp; انتخابات مهندسی&amp;nbsp; شده به خود مشروعیت ببخشد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;و توهمی به اداره جامعه بپردازد&amp;nbsp; نسل&amp;nbsp; جدید&amp;nbsp; ایران مثل زمان 57 فکر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;نمکنند و مثل نسلهای گذشته احساسی تصمیم نمی گیرندآنها متالبات زیادی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;از&amp;nbsp; حاکمیت خود&amp;nbsp; دارند و تا باز پس&amp;nbsp; نگیرند&amp;nbsp; از خواسته های خودشان&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;کوتاه نمی آیند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="line-height: 150%;"&gt;&lt;span style="font-family: Verdana,sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: Arial,Helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt; line-height: 150%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="font-family: &amp;quot;Trebuchet MS&amp;quot;,sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8586831167512684866?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8586831167512684866/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8586831167512684866'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8586831167512684866'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_31.html' title='استبداد یا جمهوریت'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-2137197422893227791</id><published>2010-03-28T23:17:00.003+04:30</published><updated>2010-03-29T01:40:04.857+04:30</updated><title type='text'>ترس از مرده و زنده</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;دهها تن از ماموران انتظامی- امنیتی و نیروهای لباس  شخصی، با آرایش نظامی&lt;br /&gt;- پلیسی و ایجاد ارعاب در برگزاری مراسم تشییع و  تدفین  همسر آیت الله العظمی&lt;br /&gt;منتظری، برگزاری مراسم تشییع و نماز میت را  از  خانوادۀ آن مرحومه سلب کرده&lt;br /&gt;و عملا مراسم را مبدل به یک خاکسپاری  حکومتی  کردند تا بنا به قول خانوادۀ مرحوم&lt;br /&gt;منتظری، برای اولین بار یک تشییع  جنازۀ  بدون جنازه در قم برگزار شود.&lt;br /&gt;بعد از رحلت مرجع تقلید «سبز»ها، در  گذشت. به دنبال اعتراضات گسترده به  حاکمیت&lt;br /&gt;و شعارهای «ساختارشکنانه» در مراسم تشیع جنازه آیت‌الله  منتظری که  به فرصتی برای&lt;br /&gt;نمایش قدرت جنبش سبز بدل شده بود.&lt;br /&gt;حالا حکومت  با امنیتی کردن دو شهر قم و اصفهان مانع از برگزاری مراسم عزا داری&lt;br /&gt;شد  چون میدانست جنبش سبز از هر فرصتی استفاده خواهد کرد که یک مراسم عزاداری&lt;br /&gt;را  تبدیل به مراسم اعتراضی نسبت به حکومت نماید .&lt;br /&gt;این قدرت جنبش سبزها  را نشان میدهد&amp;nbsp; که حکومت چنان به هم میریزد که از یک تشییع&lt;br /&gt;جنازه ساده هم به خود میلرزد&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-2137197422893227791?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/2137197422893227791/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_28.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2137197422893227791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/2137197422893227791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_28.html' title='ترس از مرده و زنده'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-4072626236457070286</id><published>2010-03-24T03:59:00.004+04:30</published><updated>2010-03-25T15:39:18.614+04:30</updated><title type='text'>به فرموده: امسال دو شیفت کار اضافه در جمع پنج شیفت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;آقا فرموده که امسال سال&lt;span style="font-size: small;"&gt; &amp;lt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همت مضاعف کار مضاعف&amp;gt;&lt;/span&gt;چشم&lt;br /&gt;مثل اینکه خزانه ته کشیده کارگری که&amp;nbsp; سه شیفته&amp;nbsp; کار&amp;nbsp; می کرد&lt;br /&gt;باید دنبال دو شیفته اضافه دیگه&amp;nbsp; هم&amp;nbsp; باشه&amp;nbsp; برادران&amp;nbsp; لبنانی آقای&lt;br /&gt;سید حسن خان شاکی بوده که جیب&amp;nbsp; ما چند&amp;nbsp; وقتیه&amp;nbsp; خالیه و همین&lt;br /&gt;طورفلسطین آنها هم دادشون در اومده عراق هم چند وقتی صدای&lt;br /&gt;نمیاد ترق و تروق آنجا هم کم شده!&lt;br /&gt;پسر بن لادن جون هم یه مصاحبه ای علیه ما انجام داد آنها هم&amp;nbsp; پول&lt;br /&gt;می خوان وهمین طور پاکستان و بحرین و روسیه و چین وکلاهک&lt;br /&gt;هسته ای والبرادی و&amp;nbsp; خاویرسولانا و سپاه و&amp;nbsp; بسیج و&amp;nbsp; ساندیس خور&lt;br /&gt;و.....الی ماشاالله&lt;br /&gt;حالا به آقا حق بدین که با این&amp;nbsp; همه طلبکار چیکار بکنه ملت با&amp;nbsp; فهم&lt;br /&gt;هم عوض اینکه با&amp;nbsp; این جنبش&amp;nbsp; سبزیها و شورشها و مسخره&amp;nbsp; بازیها&amp;nbsp; &lt;br /&gt;خرج بذاره&amp;nbsp; کف&amp;nbsp; حکومت به فکر این دوستان&amp;nbsp; طلبکار باشند و&amp;nbsp; دو&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیفت&amp;nbsp; کار اضافه&lt;/span&gt; بدون حقوق &lt;/span&gt;هم&amp;nbsp; باشند&amp;nbsp; که بیشتر از این از&amp;nbsp; &lt;br /&gt;دوستان امسال شرمنده&amp;nbsp; نباشیم وآقا هم در این سن و سال با آرامش&amp;nbsp; &lt;br /&gt;مشغول استراحتشان باشند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-4072626236457070286?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/4072626236457070286/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4072626236457070286'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4072626236457070286'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_24.html' title='به فرموده: امسال دو شیفت کار اضافه در جمع پنج شیفت'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1216406132973426947</id><published>2010-03-22T13:07:00.008+04:30</published><updated>2010-03-23T01:51:07.223+04:30</updated><title type='text'>مجلسی که در زیر امورها قرار گرفت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;آقای احمدی نژاد با حضور در یک برنامه تلویزیونی با  انتقاد شدیداللحن&lt;br /&gt;از برخی نمایندگان مجلس پشنهاد مراجعه به آرای عمومی برای تعیین &lt;br /&gt;&amp;nbsp;تکلیف طرح هدفمند کردن یارانه ها را داد!&lt;br /&gt;مجلس&amp;nbsp; نهم&amp;nbsp; بی شک&amp;nbsp; یکی&amp;nbsp; از&amp;nbsp; بی خاصیت&amp;nbsp; ترین مجالسی است&amp;nbsp; که&amp;nbsp; از&amp;nbsp; زمان&lt;br /&gt;مشروطه&amp;nbsp; در&amp;nbsp; ایران تشکیل&amp;nbsp; شده&amp;nbsp; به&amp;nbsp; طوری&amp;nbsp; که&amp;nbsp; بارها&amp;nbsp; ریس&amp;nbsp; قوه&amp;nbsp; مجریه&amp;nbsp; باد&lt;br /&gt;&amp;nbsp;تهمت&amp;nbsp; و&amp;nbsp; توهین&amp;nbsp; را هم&amp;nbsp; نسبت&amp;nbsp; به&amp;nbsp; انها&amp;nbsp; کرده و&amp;nbsp; تمام&amp;nbsp; کم و کاستی&amp;nbsp; های&amp;nbsp; خود&lt;br /&gt;را به آنها&amp;nbsp; روا داشته&amp;nbsp; مجلسی که&amp;nbsp; خدا بیامورز&amp;nbsp; در راس امور قرار داشت&amp;nbsp; حالا &lt;br /&gt;در زیر امورها قرار گرفته و بیشتر فرمایشی شده از انطرف هم آقای خامنه ای&lt;br /&gt;با فشارهای که به&amp;nbsp;&amp;nbsp; مجلس&amp;nbsp; می آورد و&amp;nbsp; طرفداری علنی که&amp;nbsp; از&amp;nbsp; دولت نا مشروع&lt;br /&gt;خود میکند عملا مجلس را از دور خارج کرده و تنها نامی از آن&amp;nbsp; باقی مانده است&lt;br /&gt;حالا بعد از تصویب طرح هدفمند کردن رایانه ها و اجرای ان&amp;nbsp; توسط دولت&amp;nbsp; احمدی&lt;br /&gt;نزاد او در برنامه&amp;nbsp; تلوزیونی با&amp;nbsp; انتقاد&amp;nbsp; شدید از مجلسیان اجرای هدفمن&amp;nbsp; کردن رایانه &lt;br /&gt;ها را به مجلس واگذار می کند و ازمجلس می خواهد که آنها این&amp;nbsp; قانون راجرنمایند &lt;br /&gt;&amp;nbsp;این یعنی عاجزماندن دولت از اجرای این قانون است&amp;nbsp; و بار تورمی آن ر ا از دوش &lt;br /&gt;خودش بردارد و به گردن مجلس می اندازدتا خود را از گزند تورم&amp;nbsp; سر&amp;nbsp; سام آور آن&lt;br /&gt;&amp;nbsp;دور نگهدارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1216406132973426947?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1216406132973426947/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1216406132973426947'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1216406132973426947'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_22.html' title='مجلسی که در زیر امورها قرار گرفت'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3564483014238055646</id><published>2010-03-20T13:54:00.003+03:30</published><updated>2010-03-21T00:47:47.096+03:30</updated><title type='text'>سال تاریخی ایرانیان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;سال 1388 دارد تمام&amp;nbsp; میشود سالی&amp;nbsp; که&amp;nbsp; هر ماه&amp;nbsp; آن دستخوش اتفاقی&lt;br /&gt;بود. اتفاقهای شیرین و تلخ روزهای اتحاد ایرانیان، روزهای دوستی&lt;br /&gt;روزهای تغییر&amp;nbsp; که&amp;nbsp; تاریخ&amp;nbsp; در&amp;nbsp; مورد سال&amp;nbsp; 88 بسیار حرفهاخواهد داشت&lt;br /&gt;اما روزهای تلخی&amp;nbsp; هم&amp;nbsp; بود&amp;nbsp; بسیار از دوستانمان دیگر&amp;nbsp; در پیشمان نیستند&lt;br /&gt;&amp;nbsp;کسانی که شجاعانه سینه خود را سپردفاع&amp;nbsp; ازملت&amp;nbsp; خود کردند &lt;br /&gt;کسانی که&amp;nbsp; با&amp;nbsp; خون&amp;nbsp; خودشان&amp;nbsp; راه آزادی را برای&amp;nbsp; آیندگان&amp;nbsp; باز نمودند&amp;nbsp; راه &lt;br /&gt;دمکراسی، راه آزادی بیان و عقیده&amp;nbsp; یاد آنها همیشه در وجود ایران و تاریخ&lt;br /&gt;&amp;nbsp;ایران ماندگار خواهد ماند. &lt;br /&gt;خیلی&amp;nbsp; هم&amp;nbsp; پشت&amp;nbsp; میله های&amp;nbsp; زندان&amp;nbsp; هستند زیر شکنجه زیر تجاوز و مادرانی&lt;br /&gt;که پشت درهای بسته زندان چشم به راه آزادی فرزندان خودشان هستندو سفره &lt;br /&gt;هفت سین شان را آنجا پهن کردن می خواهند لحظه تحویل سال وجود فرزندان&lt;br /&gt;خودشان را از پشت دیوارهای بلند حس کنند&lt;br /&gt;بوی بهار می آید جوانه های کوچک رشد می کند ودوباره سبز میشوند &lt;br /&gt;سال 89 هم دست کمی از سال 88 نخواهد داشت سال صبر استقامت&lt;br /&gt;سال مردان و زنان شیر دل سال پیروزی جنبش سبز&lt;br /&gt;&lt;i style="color: lime;"&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;سال نو باستانی به همه شما ایرانیان غیور مبارک باد.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3564483014238055646?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3564483014238055646/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/1388-88.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3564483014238055646'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3564483014238055646'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/1388-88.html' title='سال تاریخی ایرانیان'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1811266917963706770</id><published>2010-03-19T01:41:00.002+03:30</published><updated>2010-03-19T03:21:30.467+03:30</updated><title type='text'>پیام ریس جمهور موسوی به مناسبت عید نوروز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S6K3UI_HT0I/AAAAAAAAAMM/Z_-lpnft46c/s1600-h/org-6a3dc52393d927be74880eccb0e752e878556086.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="314" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S6K3UI_HT0I/AAAAAAAAAMM/Z_-lpnft46c/s400/org-6a3dc52393d927be74880eccb0e752e878556086.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="info"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک می‌گویم.  دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته  به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، ایرانی می‌دانند و برای انقلاب و عظمت و  پیشرفت کشور زحمت می‌کشند و سعی می‌کنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت  داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین  قربانی‌ها و خسارت را دادند.سال 89 با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی  از آن به شکل‌گیری این مطالبات بازمی‌گردد که مطالبات به حقی است و راه  عظمت ملت، رستگاری تمامی جناح‌ها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات  ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی  است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن  را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کلمه:میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و بهار  سبز طبیعت پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد.&amp;nbsp; مهندس موسوی سال ۸۹  را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و  تاکید دارد: سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما  حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت  به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج  خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید  به آن بازگردند.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پیشاپیش به دلیل آنکه اکثر کاربران اینترنت در ایران از اینترنت  کم سرعت استفاده می کنندو کیفیت ویدئو بر اساس توان استفاده ی این عزیزان  تنظیم شده است از علاقمندان عذر خواهی می کنیم&amp;nbsp; و خشنودیم که جنبش سبز  ایران با پر و بال شکسته پریدن را هنر خود می داند.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt; &lt;br /&gt;&lt;/center&gt; به گزارش کلمه متن کامل این پیام ویدئویی به شرح زیر است:&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;قافله ی به هم پیوسته ی شهدا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک می‌گویم.  جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع  کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و  آسیب‌دیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را  در طول تاریخ کشور به هم پیوسته می‌دانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی  آزاد داریم ناشی از این فداکاری‌ها و رنج‌ها است.&lt;br /&gt;شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می  گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;تبریک به ایرانیان داخل&amp;nbsp; و خارج از  کشور ایرانیانی با هویت همبسته &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;جا دارد به اقشار، اقوام، قومیت‌ها، فرهنگ‌ها و جناح‌ها و همه ملت تبریک  عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت  ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش  آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق  ایرانی، اسلامی، می‌دانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت می‌کشند  و سعی می‌کنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه  جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانی‌ها و خسارت را دادند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;در سال جدید یاد و یار خانواده  شهدا و آسیب دیدگان باشیم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست  مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به  همه آنان تبریک می‌گویم. خانواده‌های آسیب‌دیدگان و شهدا در این باره نقش  والایی داشته‌اند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای  اول سال یار این خانواده‌ها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی  آنان را فراهم آورند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;سالی که بر ما رفت…&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژه‌ای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و  هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و  صفوف متحد مردم از همه جناح‌ها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات  می‌توانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ  کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی شد و  شما به طور وسیع و بی‌سابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای  تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما  پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی  پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به  خیابان‌ها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲‌خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵  نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت  ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح  چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت  ایران نبود&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و  اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله  موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و  سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاه‌های دانشجویی، کشتار  ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار  مردم کشور ما نبود.&lt;br /&gt;اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل می‌شد و مردم باید اقناع  می‌شدند و به مردم توضیح می‌دادند. اما اینگونه نشد و پاسخ‌ها درخورشان  نبود. یکی از به یادماندنی‌ترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که  ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز  تعیین‌کننده‌ای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد  که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;مردم چه می خواستند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;مردم به صورت مسالمت‌آمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی می‌دادند و  بدون ایجاد هیچ‌گونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم  پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان  نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.&lt;br /&gt;در ۲۲ خرداد مردم می‌خواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود  سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به  بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات  جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواسته‌هایی مثل رأی و تعیین  تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی  که بین افراد شکل داد نتیجه‌گیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون  اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار  گسترده‌ای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی  بی معنا کردن همه آن است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;حقیقت این است که این شعار اهمیت فوق‌العاده‌ای برای سرنوشت کشور ما  دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و  مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعه‌ای به هم پیوسته است  و باطل کردن یا تضعیف بخشی از آن به مثابه بی‌معنا ساختن آن است.&lt;br /&gt;قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی  آن کسانی که آن عناصر را تدوین می‌کردند برای آن که انسجام قانون آسیب  نبیند، مقدمه‌ای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام  اینها اصول به یک مجموعه از ارزش‌ها، خواست‌ها و مطالباتی یکپارچه تأکید  می‌شود که نمی‌توانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی،  سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این می‌بینند که راه گشودن  به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن  سلایق سیاسی است.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون  ؛ خیانت به ایران و اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;مطالبه ای که از آن کوتاه نمی  آییم…&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و  باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود.  اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانه‌های آزاد و یا آزادی‌های مطرح در  قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال  مردم و وارسی نامه‌های مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در  کشور جاری کنیم و فکر کنیم می‌توانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را  حل نماییم.&lt;br /&gt;سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکل‌گیری این  مطالبات بازمی‌گردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی  جناح‌ها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید  سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و  عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام،  خون شهدا می‌دانیم.&amp;nbsp; ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست  آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار  آمد بود&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال  تشدید می‌شود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای  روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست می‌داشتم که علی‌رغم تمام  مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات می‌دیدم ولی  آن را نمی‌بینم. پیش‌بینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای  این روند در کنار کاهش سرمایه‌گذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و  انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف  دیگر به دلیل نبود سیاست‌های روشن، ماجراجویی و بی‌تدبیری وضعیت پیرامونی  ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما  بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل داریم و به نظر می‌رسد  سایر تحریم‌ها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش  دهد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به  همه اقشار، قومیت‌ها و استان‌ها بکشاند و در عین حال اصل‌ جاودان تکافل  اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار،  اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راه‌های دیگری که در این ارتباط پیش روی  مردم قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک  کنیم مشکلات&amp;nbsp; مردم را کم کنیم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;زندگی‌ها را ساده‌تر کنیم و با کم کردن  تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور  می‌شود مردم با آن روبرو می‌شوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و  آسیب‌دیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و  هم باعث می‌شود نور امیدی بتابد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;راهی که گریزی از آن نیست…&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;اراده ملت باید تجلی کند بترسید از  پشت کردن به خواست مردم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر می‌گذرد و یقیناً ملت  امیدوار است که این راه را برود و چاره‌ای نداریم تا این راه را برویم و  انشاء‌الله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته  غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عده‌ای درجه دو  انتخاب کنند و عده‌ای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران  نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت  غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید  افکار و اندیشه‌های ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی  خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و  آزادی را برای ما به ارمغان می‌آورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به  خواسته‌های ملت هراس داشته باشیم .&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;b&gt;نیایش روح الله از زبان فرزند رو ح  الله&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان می‌برم که مناسبتی با  وضعیت کنونی ما هم دارد.&lt;br /&gt;حضرت امام(ره):&lt;br /&gt;بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما  را شفا و مفقودان و اسیرانمان را به دامان خانواده‌هایشان بازگردان و به  همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.&lt;br /&gt;برای دریافت فایل صوتی پیام نوروزی مهندس موسوی می توانید در &lt;a href="http://static2.kaleme.org/MirHossein-Norouz.mp3" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt;  کلیک کنید&lt;br /&gt;در راستای پیشنهاد های مردمی برای دریافت نسخه موبایل پیام های نوروزی  مهندس موسوی و دکتر زهرا رهنورد تیم فنی کلمه این امکان را ایجاد کرده تا  در راستای هر شهروند یک رسانه و کمک به گسترش آگاهی امکان دریافت نسخه  موبایل پیام ها فراهم گردد.&lt;br /&gt;برای دریافت نسخه موبایل پیام نوروزی &lt;a href="http://static2.kaleme.org/MirHossein-Norouz89.3gp" target="_blank"&gt;اینجا&lt;/a&gt;  کلیک کنید.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1811266917963706770?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1811266917963706770/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_19.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1811266917963706770'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1811266917963706770'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_19.html' title='پیام ریس جمهور موسوی به مناسبت عید نوروز'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S6K3UI_HT0I/AAAAAAAAAMM/Z_-lpnft46c/s72-c/org-6a3dc52393d927be74880eccb0e752e878556086.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-210706886336758563</id><published>2010-03-17T16:20:00.000+03:30</published><updated>2010-03-17T16:20:21.985+03:30</updated><title type='text'>فتوای که ۲  زاری هم ارزش نداشت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;آقای رهبر جواب فتوای که زحمت کشیده&amp;nbsp; بودید و صادر فرموده بودید &lt;br /&gt;و مردم هم به فلان جایشان هم حساب نکردند را هم گرفتید.&lt;br /&gt;برپا کردن رقص و آواز پایکوبی در شب چهارشنبه سوری از سوی&lt;br /&gt;مردم با گستردگی بیشتری نسبت به سالهای&amp;nbsp; قبل برگزار&amp;nbsp; شد&amp;nbsp; و ملت&lt;br /&gt;نشان داد که آنچه به&amp;nbsp; فرهنگ&amp;nbsp; تاریخش&amp;nbsp; مربوط&amp;nbsp; باشد از کسی&amp;nbsp; اجازه&lt;br /&gt;نمگیرد ملت ایران با یک تیر دو نشان زد هم&amp;nbsp; مراسم سنتی و باستانی&lt;br /&gt;خود را برگزار نمودند و هم&amp;nbsp; اعتراض خود را به دولت و حکومت نا&lt;br /&gt;مشروع کودتای دادند و جواب آنهای که بوق کرنا کرده بودنند که دیگر&lt;br /&gt;همه چیز تمام شده&amp;nbsp; و همه آروم شدنند یاس&amp;nbsp; نامیدی&amp;nbsp; به آنها&amp;nbsp; برگشت و&lt;br /&gt;فهمیدند که&amp;nbsp; این ملت به این&amp;nbsp; راهتی&amp;nbsp; از حق خودشان&amp;nbsp; نمیگذرند تا آن را&lt;br /&gt;باز پس نگیرند ول کن نیستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-210706886336758563?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/210706886336758563/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/210706886336758563'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/210706886336758563'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_17.html' title='فتوای که ۲  زاری هم ارزش نداشت'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-863415333937300552</id><published>2010-03-16T11:10:00.003+03:30</published><updated>2010-03-16T16:30:46.337+03:30</updated><title type='text'>ریس جمهور:  سال آینده سال استقامت تا رسیدن به نتیجه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;h2&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div class="photo photobig aligned"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S59_2Kv-kWI/AAAAAAAAAK0/wMSFr5IE000/s1600-h/2-copy.jpg" imageanchor="1" style="clear: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S59_2Kv-kWI/AAAAAAAAAK0/wMSFr5IE000/s320/2-copy.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;در پی ممانعت  از برگزاری کنگره حزب مشارکت، شماری از اعضای این  حزب به  دیدن میرحسین موسوی&amp;nbsp; رفتند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="line_quotation"&gt;&lt;div class="line_headline"&gt;&amp;nbsp;        در آغاز این دیدار ضمن  ابراز تاسف از  زندانی بودن  شماری از  اعضای  جبهه مشارکت و  به ویژه محسن میردامادی،  دبیر  کل این حزب با اشاره به مقوله تحزب  در کشورها گفت: «معمولا درکشورها  باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شود تا مشکلات کشور را از طریق  آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند. در واقع تشکل‌های غیر  دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به این طریق از هیبت دولت در برابر  مردم می‌کاهند.»&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  در ادامه یکی از  شاخص‌های  توسعه‌یافتگی و پیشرفت کشورها را  وجود «تشکیلات و نهادهای مدنی غیردولتی»  دانست و تصریح کرد: «جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  با اشاره به تاکید قانون اساسی درباره حق تشکیل اجتماعات و  احزاب و تشکل‌ها،  با انتقاد از رویکرد کنونی حاکمیت گفت: «برخی فکر  می‌کنند اینگونه تشکیلات تحفه‌ای است که از طرف دولت به مردم داده شده  است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی افزود: «مردم اگر تحت فشار نباشند و این  تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان‌ها بیایند  و اگر در خیابان‌ها هم حق  آنها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم  آرامش خود را حفظ می‌کنند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رهبر اصلاح‌طلب، با اشاره به این  که مردم در ۹ ماه گذشته به دلیل «خشونت بسیار زیاد خیابانی»  دچار خسارت  شده‌اند،  خطاب به اعضای حزب مشارکت گفت: «این وضعیتی که با آن روبرو هستیم  و وضعیتی که حزب مشارکت دارد خود دلیل اعتراض مردم است و اگر به خواست و  حقوق مردم شود دلیلی وجود ندارد که مردم به خیابان‌ها بیایند یا به سمت  شعارهای تند بروند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ماهیت جنبش سبز&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در ادامه به تحلیل جنبش سبز پرداخت و برای روشن شدن ماهیت  این جنبش، بررسی راهپیمایی ۲۵ خرداد را ضروری دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین  موسوی گفت: «اوج حضور مردم راهپیمایی در روز ۲۵ خرداد بود که باید تاکید و  تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود؛ نوع اجتماع و حرکت  مردم در آن روز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و  مواطی(هم‌قدم)بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آن روز  پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت  مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  همچنین با تاکید بر اینکه که جنبش سبز در طول حیات خود از  «فراز و نشیب‌هایی» برخوردار بوده، به اتهامات حاکمیت به فعالان سیاسی و از  جمله حزب مشارکت پرداخت و گفت: «با اتهامات و برچسب زدن‌ها تلاش کردند  سران و متفکران این جریان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند...  ما نباید در مقابل این تهمت‌ها و بی اخلاقی‌ها حالت انفعالی بگیریم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بهره‌گیری  از حربه ارتباط با بیگانه برای سرکوب&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  در  پیوند با اتهاماتی که به فعالان سیاسی زده می‌شود، گفت: «بنده در یکی از  مصاحبه‌ها این را مطرح کردم که گروهی ‌ گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس  بوده، و از قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هر کاری ما بکنیم ممکن است  روس‌ها یا انگلیسی‌ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید  کاری بکنیم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی تصریح کرد: «حقیقت این است که در چند  سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و  نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسن  موسوی در ادامه  مخالفان جنبش سبز را به خودفریبی متهم کرد و گفت: «مخالفان  راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته‌اند و ظاهرا  خودشان هم این افسانه را باور کرده‌اند‌ و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات  در جایگاه‌هایی که می خواهند می‌نشانند و می‌خواهند از این تصویر ساخته  شده برای توجیه مراجع و روحانیون و متدینین استفاده کنند و در این تصویر  نقشی هم برای احزاب و گروه‌ها قائلند که اینها را وابسته به خارج نشان  دهند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میر حسین موسوی گفت: «آنچه ما باید انجام دهیم این است که  تلاش کنیم نشان دهیم این حرکت و جنبش یقینا وابسته به بیگانه نیست؛ منافاتی  با دین ندارد؛ در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیا اسلام رحمانی است.  ما باید ریشه‌های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهیم و اینکه ریشه این حرکت  در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطیت است و این حرکت مخالف  با اسلام نیست و برآمده از باورهای دینی مردم و ظلم‌ستیزی آنهاست.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;ضرورت  گسترش جنبش به همه اقشار و لایه‌های جامعه&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  گسترش جنبش سبز را در همه لایه‌ها و اقشار جامعه ضروری دانست و گفت: «ما  باید باید از تکیه بر نخبه‌ها فراتر رویم و به گروه‌های مرجع دیگر و تاثیر  گذارجامعه متوجه شویم، باید به سمت معلمان، کارگران و اقشار مختلف برویم و  مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق‌خواهی  رامی‌خواهیم  باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین  موسوی با بیان اینکه این جنبش تنها به رای مردم خلاصه نشده، تاکید کرد:  «باید ایران پیشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پیوند دهیم و یکی کنیم و  به مردم نشان دهیم.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;سال آینده سال استقامت تا رسیدن به  نتیجه&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رهبر اصلاح‌طلب سال آینده را سال «صبر و  استقامت» جنبش سبز دانست و با یاد از کسانی که هنوز در حبس هستند گفت:  «زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش سبز از دست داده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی در ادامه به انتقاد از قوه قضاییه پرداخت و گفت: «این ناراحت کننده است  که قوه قضاییه که قرار بود مستقل باشد و هیچ کس نتواند بر آن اعمال نظر  کند، اکنون چنین وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که کی  را بگیر، کی را آزاد کن.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی  حرکت جنبش سبز را  «برگشت‌ناپذیر» ارزیابی کرد و در پایان تاکید کرد: «باید مردم را به صبر و  استقامت دعوت کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم.  سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن.»         &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-863415333937300552?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/863415333937300552/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/863415333937300552'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/863415333937300552'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_16.html' title='ریس جمهور:  سال آینده سال استقامت تا رسیدن به نتیجه'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S59_2Kv-kWI/AAAAAAAAAK0/wMSFr5IE000/s72-c/2-copy.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8547744972963022695</id><published>2010-03-15T14:11:00.002+03:30</published><updated>2010-03-16T01:35:05.827+03:30</updated><title type='text'>ساعت پخش فیلم های جنبش سبزی ها در سه شنبه آخر سال</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="nwstxttoppane"&gt;&lt;div class="nwstxtnewsinfo"&gt;&lt;div class="nwstxtlead" style="line-height: 160%;"&gt;خبرگزاري فارس:  شبكه‌هاي مختلف سيما در سه شنبه آخر سال 11 فيلم و انيميشن شاخص دنيا را  پخش مي‌كنند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="nwstxtpic"&gt;&lt;img class="nwstxttoppic" src="http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0567/A0567253.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;به گزارش خبرگزاري  فارس به نقل از ستاد اطلاع رساني فيلم‌هاي نوروزي، فيلم‌هاي سينمايي   "مسابقه "،  "عصر يخبندان3 "،  "آسترو "،  " پرواز "،  "فرود "،  "نقطه  انهدام "،  "نابودگر4 "،  "شكارچيان ذهن "،  "منطقه9 "،  "جان سخت 4 " و  "اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين " در آخرين سه شنبه سال 88 از  شبكه‌هاي سيما روي آنتن مي‌رود. &lt;br /&gt;&lt;b&gt;بنابراين گزارش،  مشخصات فيلم‌ های جنبش سبز را هم به این لیست اضافه مکنیم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;ساعت 19:00 فیلم&amp;nbsp; بوق اعتراضی ماشینها&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ساعت&amp;nbsp; 20:00 فیلم&amp;nbsp; آتش در کوچه و خیابان&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ساعت&amp;nbsp; 21:00 فیلم&amp;nbsp; قاشق زنی&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ساعت&amp;nbsp; 22:00 فیلم&amp;nbsp; روشن کردن شمع و به هم ملحق شدن&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ساعت&amp;nbsp; 23:00 فیلم&amp;nbsp; مرگ بر دیکتاتور&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;ستاد اطلاع رسانی جنبش سبز&lt;/b&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8547744972963022695?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8547744972963022695/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_2233.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8547744972963022695'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8547744972963022695'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_2233.html' title='ساعت پخش فیلم های جنبش سبزی ها در سه شنبه آخر سال'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8514775938809776692</id><published>2010-03-15T01:08:00.000+03:30</published><updated>2010-03-15T01:08:00.531+03:30</updated><title type='text'>آتشی که چهره شیطان را روشن خواهد نمود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;آقای خامنه ای آنکسی که مبنای شرعی و عقلی ندارد خود شما&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;و دولت&amp;nbsp; و حکومت نا&amp;nbsp; مشروعتان است . شما&amp;nbsp; ننگی برای&amp;nbsp; ملت&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;چند هزار ساله ایرانیان هستید .&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آقای خامنه ای شب&amp;nbsp; چهارشنبه سوری خوب&amp;nbsp; گوشتو وا کن&amp;nbsp; بشنو&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;و یکی از اون هلی کوپترهای که داری سوار شو بیا بالای تهران&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;و بیبین که چه خبره حرفی که میزنی چقدر مبنای عقلی دارد.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آقای خامنه ای&amp;nbsp; ما&amp;nbsp; چهارشنبه سوری را مثل اجدادمان&amp;nbsp; زرتشت بزرگ&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;امسال با شکوه تر از سالهای پیش&amp;nbsp; برگزار خواهیم&amp;nbsp; کرد آتشی&amp;nbsp; روشن&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;خواهیم نمود که تاریکی که تو به کشورم انداختی را روشن خواهد کرد&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آقای خامنه ای&amp;nbsp; بترس&amp;nbsp; روشنای این ملت&amp;nbsp; نزدیک است&amp;nbsp; نزدیکتر از آن&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;چیزی که تو فکرش را میکنی.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8514775938809776692?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8514775938809776692/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_367.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8514775938809776692'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8514775938809776692'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_367.html' title='آتشی که چهره شیطان را روشن خواهد نمود'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1460095448350043229</id><published>2010-03-15T00:02:00.000+03:30</published><updated>2010-03-15T00:02:13.001+03:30</updated><title type='text'>دعای دایوش کبیر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S51Hlu4KlhI/AAAAAAAAAKc/Dd7Tg6ccsI8/s1600-h/darioush.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="400" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S51Hlu4KlhI/AAAAAAAAAKc/Dd7Tg6ccsI8/s400/darioush.jpg" width="397" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;span id="goog_1268594939970"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span id="goog_1268594939971"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1460095448350043229?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1460095448350043229/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1460095448350043229'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1460095448350043229'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_15.html' title='دعای دایوش کبیر'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S51Hlu4KlhI/AAAAAAAAAKc/Dd7Tg6ccsI8/s72-c/darioush.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5999885190881271111</id><published>2010-03-08T16:51:00.001+03:30</published><updated>2010-03-08T17:15:15.513+03:30</updated><title type='text'>راه طولانی دمکراسی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;عملکرد جنبش دمکراسی خواه ایران موسوم&amp;nbsp; به جنبش سبز&amp;nbsp; این تصویر&lt;br /&gt;را نشان میدهد ستون و بدنه اصلی آن متکی به طبقه متوسط جامه است&lt;br /&gt;در زمان انقلاب هم این طبقه متوسط بود که سر اغاز انقلاب شد.&lt;br /&gt;افت&amp;nbsp; خیز هر جنبشی امری&amp;nbsp; طبیعی است&amp;nbsp; آنچه در ایران امروز&amp;nbsp; میگذرد&lt;br /&gt;بزرگترین چالشی است که در دوران سیاسی ایران در حال&amp;nbsp; وقوع&amp;nbsp; است&lt;br /&gt;جنبش به زمان نیاز دارد که لایه به لایه به طبقات&amp;nbsp; دیگر جامه نفوز&amp;nbsp; کند&lt;br /&gt;و حامیان خود را زیاد کند.&lt;br /&gt;انقلاب 57 را قشر متوسط&amp;nbsp; شروع کرد و طبقه کارگری و فقیر نشین هم&lt;br /&gt;به پایان رسانید .جنبش با حوصله و صبوری با رهبری که دارد بتواند با&lt;br /&gt;قشرهای دیگر جامه ارتباط بر قرار کند و به آنها به&amp;nbsp; قبولاند&amp;nbsp; که&amp;nbsp; آینده و&lt;br /&gt;آسایششان بستگی به پیروزی جنبش است. &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;خیلی از شهرهای ایران هنوز سازمانهای مدنی شکل نگرفته است باید&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شبکه های اجتماعی در طول عرض جغرافیای ایران شکل بگیرد و این&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;تنها به زمان نیاز دارد که شهرهای دیگر هم آماده شود تا خود را نشان&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دهند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-5999885190881271111?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/5999885190881271111/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_08.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5999885190881271111'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/5999885190881271111'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_08.html' title='راه طولانی دمکراسی'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-137437601960775922</id><published>2010-03-02T17:14:00.001+03:30</published><updated>2010-03-02T17:51:19.162+03:30</updated><title type='text'>سوری به حکومت چهارشنبه سوری سبز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S40V_tp2WaI/AAAAAAAAAJU/1JV1eYprlsM/s1600-h/barobach+14.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S40V_tp2WaI/AAAAAAAAAJU/1JV1eYprlsM/s320/barobach+14.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;متوانیم  چهارشنبه سوری را آن طور که می خواهیم برگذار کنیم  یعنی هم &lt;br /&gt;شادی کنیم هم اعتراضمان  را نسبت به حکومت بیان کنیم همان طوری که&lt;br /&gt;آفای موسوی گفتند مراسم این روز یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است &lt;br /&gt;حکومت مدتهاست که با  این  روز باستانی ایرانی مخالف است و همواره در &lt;br /&gt;پی از بین بردن این آیین بوده  است امسال هم که با اعترا ضات جنبش سبز&lt;br /&gt;هم زمان شده جنبش هم میخواهد از این روز به نحو احسن استفاده کند هم&lt;br /&gt;رسم نیاکان خود را اجرا کند هم اعتراض خودرا به حکومت دیکتاتوری بیان&lt;br /&gt;کند از نظر تاکتیکی هم این روز با روزهای دیگر متفاوت است  دلیل  آنهم &lt;br /&gt;اجرای مراسم در شب  است ودوم آنکه جشن ملی  به شمار میاید که از همه &lt;br /&gt;اقشارجامعه  در آن مشارکت دارند.&lt;br /&gt;حکومت دیگر نمی تواند مثل 22 بهمن این روز را به نفع خود مهندسی نماید&lt;br /&gt;و با به کار گیری از امکانات بیت المال ساندیس خورها را دور خود جمع&lt;br /&gt;نماید سبزها هم متوانندبا  یک حرکت درست چهارشنبه سوری این سال رابه&lt;br /&gt;یک حرکت ضد حکومتی تبدیل کنند.&lt;br /&gt;دیوار نویسی هم میتواند یکی از استراتزی ما در این روز باشد دیوارها خیلی&lt;br /&gt;تمیز شدند پس همراهمون اسپره سبز رنگ هم باشه بد نیست .&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-137437601960775922?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/137437601960775922/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_02.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/137437601960775922'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/137437601960775922'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/03/blog-post_02.html' title='سوری به حکومت چهارشنبه سوری سبز'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S40V_tp2WaI/AAAAAAAAAJU/1JV1eYprlsM/s72-c/barobach+14.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-3366495680405156381</id><published>2010-02-28T23:17:00.005+03:30</published><updated>2010-02-28T23:38:36.176+03:30</updated><title type='text'>طرح به استقبال بهار روز ملی سبز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4rGhHFvZWI/AAAAAAAAAHs/i1pZt3qZ6aw/s1600-h/2951kh.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4rGhHFvZWI/AAAAAAAAAHs/i1pZt3qZ6aw/s320/2951kh.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;دوستان  پیشنهاد میشود روز چهارشنبه 26 اسفند از صبح زود حامیان جنبش سبز با  استفاده&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از نمادهای سبز بدون&amp;nbsp; تجمع و شعار&amp;nbsp; دادن&amp;nbsp; در&amp;nbsp;  خیابانها به&amp;nbsp; زندگی&amp;nbsp; روز&amp;nbsp; مره&amp;nbsp; خود&amp;nbsp; و خرید&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;عید اقدام نمایند.  بعنولن مثال ماشینهای شخصی و یا رانندگان تاکسی با زدن علامت یا پرچم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;سبز  روی آنتن خود ویا عابران با مچ بند ها ویا شال در خیابانها رفت&amp;nbsp; آمد&amp;nbsp;  نمایند ویا در سر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کار خود حاضر شوند .&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;به نظر  میرسد این طرح مدنی به اهداف جنبش سبز که یک&amp;nbsp; اعتراض و مبارزه&amp;nbsp; بی خشونت &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;است  نزدیک میباشد .&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پیشنهاد از طرف&lt;span style="color: lime;"&gt; جنبش  سبز آذربایجان ایران&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-3366495680405156381?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/3366495680405156381/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/26_28.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3366495680405156381'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/3366495680405156381'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/26_28.html' title='طرح به استقبال بهار روز ملی سبز'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4rGhHFvZWI/AAAAAAAAAHs/i1pZt3qZ6aw/s72-c/2951kh.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-4906840406504683363</id><published>2010-02-27T11:45:00.002+03:30</published><updated>2010-02-28T00:30:49.882+03:30</updated><title type='text'>ریس جمهور موسوی : گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی  جنبش است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4lFxAq4MAI/AAAAAAAAADM/e5NA5Dh1NEk/s1600-h/fbjxeqesvybphrug4d26.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="400" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4lFxAq4MAI/AAAAAAAAADM/e5NA5Dh1NEk/s400/fbjxeqesvybphrug4d26.jpg" width="322" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;کلمه:&lt;/b&gt;&lt;span style="color: green;"&gt;میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه  به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن  امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و  مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص  جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح  کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در  ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت  با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص  اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس  سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را  نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵  خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا  اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه  همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد  مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور  با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و  ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند،  خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود،  این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می  خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور  در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور  بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم  قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون  قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای  تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما  چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با  تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که  در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای  گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف  جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی  «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از  خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات  قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی  که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین  موسوی به شرح زیر است:&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;*سه هفته از راهپیمایی ۲۲  بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر  شما درباره این راهپیمایی چه هست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- مراسم ۲۲ بهمن اولین بار نیست که در  کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال ۵۷ به  مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که  به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم  برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا  این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و  امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت  با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص  اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;* راهپیمایی امسال با سال های قبل  چه تفاوت هایی داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از  انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز،  این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود.  درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی  شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط  دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و  شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن،  حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در  دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از  خاطره مردم برود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;* فکر می کنید حجم مردمی که به  جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از  طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش  ۲۵ خرداد و مقایسه آن با ۲۲ بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی  به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز  جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک  به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست  بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده  کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت،  جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این  هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز،  برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن  نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت  عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که  داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه  اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک  راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها  پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و  مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی  داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده  بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان  آزادی به هنگام سخنرانی داشت.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;*گفته می شود تطمیع و تهدید در  این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی  شرکت کردند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر  می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند  مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما  هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه  کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی  برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه  های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن  جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ  کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی  روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد  از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های  وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین  اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در  اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری  ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در  زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار  مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور  خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم  در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم  های بعد از آن است و نه راهپیمایی های  مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;*آیا بین شما و آقایان کروبی و  خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود  دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز  بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه  وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان  ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های  ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده  تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور  همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن  روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد  تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و  در چهرچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به  اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های  شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و  جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که  دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و  شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی  معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را  در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد  زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و  علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از  واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف  عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت  عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;* تحرکات خیابانی همواره با  خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی ۲۲ بهمن در میدان  صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز  وجود دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- این سؤالی است که خیلی مطرح می شود.  در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که  نباید دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف  جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چهارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را  همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای  ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت  هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط  شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی  منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده  بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به  عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان  ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش  کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی  استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این  کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی  دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض  هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر  سرنوشت  خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر  جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و  دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می  خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز  واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی،  بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز  سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک  وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط  فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می  خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت  درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع  تبعیض  مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد  که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی  انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند  به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله  تقسیم شوند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش،  پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما  آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام مات، آزادی های ملت را  محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز  دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر  طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به  مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است  بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون  اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه  ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه  جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می  کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله  با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح  خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این  مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار  استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که  زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی  گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش  آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی  آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف  سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک  رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در  میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها،  استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات  ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در  میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها  به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی  دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح  ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم  اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;* نقش حاکمیت و نظام و یا  جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود  محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری  پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر  خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته  ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این  است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این  تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را  بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و  خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته  های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این  راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی  واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون  تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و  نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری  اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن،  تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی  زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها  باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری  هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی  است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی  می گویم وجود کانال یا کانال های رادویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام  را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت  های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم  چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر  مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش  پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف  سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز ۲۲  بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین  همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و  خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و  امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها  برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با  رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن.  مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد  دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به  مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه  در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان  نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین  را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن  مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در  مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق  ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو  در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید  داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا  کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان  به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و  طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک  هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و  فرهنگ ملی می دانیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;* در اطلاعیه شماره ۱۷ راه حل  هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه  حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه  شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده  است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این  بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب  داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی  برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که  امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقیین دارم که  این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار  خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی  که  صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند  باشیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده  ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب  از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار  وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده  شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار  می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف  مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده  ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت  می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و  همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به  مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه  دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت  ایجاد می کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم  دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و  فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله  کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است.  آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی  انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای  کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و  شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و  عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و  شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی  دور می  کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه  حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش  راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و  غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و  برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه  حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;*درباره نسبت گروه های مرجع و  جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره  های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط  با این گروه ها هم رشد کرده  است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره  می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از  خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این  دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا  است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول  انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتید این دانشگاه در کنار  بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و  نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در  میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما  در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و  هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب  به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت  تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و  سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی  کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در  تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است.  بنده ارتباط  وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق  خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در  سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;* در مورد روحانیون چطور؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای  از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری  چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل  ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و  در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و  شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی  ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این  روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را  می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم  آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل  برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود،  جنبه حیاتی دارد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;به همین دلیل، به همه کسانی که به امید  اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته  مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی  اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه  آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول  اخلاقی و دینی پایبند نیستند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt;*پیشنهاد شما در مورد مراسم  چهارشنبه سوری چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- مراسم این روز، یادمان جشنواره نور  علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم  ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و  آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با  برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند.  بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب  اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی  جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد  سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق  است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت  آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز  انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;*و نکته  آخر؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;- بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی  ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده  یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با  امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق  ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-4906840406504683363?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/4906840406504683363/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4906840406504683363'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4906840406504683363'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_27.html' title='ریس جمهور موسوی : گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی  جنبش است'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4lFxAq4MAI/AAAAAAAAADM/e5NA5Dh1NEk/s72-c/fbjxeqesvybphrug4d26.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-4624325818410719559</id><published>2010-02-27T10:51:00.003+03:30</published><updated>2010-02-27T22:59:03.890+03:30</updated><title type='text'>چهارشنبه سوری</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4lyJx_RepI/AAAAAAAAAEs/G74HLUsdk3g/s1600-h/atish2.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4lyJx_RepI/AAAAAAAAAEs/G74HLUsdk3g/s320/atish2.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;ul style="text-align: right;"&gt;&lt;li&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;&lt;b&gt;چهارشنبه سوری روز زرتشت&amp;nbsp; &amp;nbsp; روزایرانی بودن&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;روز آتش سرخ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; روز بر آمدن آفتاب سرخ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;روز نوید بهار&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; روز آتش بازی&lt;/span&gt;&lt;span style="color: lime; font-size: large;"&gt; سبز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-4624325818410719559?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/4624325818410719559/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_26.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4624325818410719559'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/4624325818410719559'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_26.html' title='چهارشنبه سوری'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4lyJx_RepI/AAAAAAAAAEs/G74HLUsdk3g/s72-c/atish2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-1439132940463140502</id><published>2010-02-25T21:24:00.002+03:30</published><updated>2010-02-27T23:22:42.163+03:30</updated><title type='text'>کار کار انگلیسی هاست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4l37kaKuII/AAAAAAAAAFE/4DA1A_BG-Qc/s1600-h/bbc1.gif" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4l37kaKuII/AAAAAAAAAFE/4DA1A_BG-Qc/s320/bbc1.gif" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;پخش فیلمی ازحوادث کوی دانشگاه از شبکه بی بی سی فارسی&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;،&lt;/span&gt;&lt;b&gt; یا همان دایی جان ناپلون&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;سابق که آقای صادق صبا اداره کننده آن هست فیلمی کاملا ادیت شده بود که به منظور&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;استفاده سیاسی یک جریان&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;b&gt;از آن شبکه پخش شد&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;b&gt; تنها گوشه&amp;nbsp; کوچکی از واقعیتهای آن&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شب مخوف کوی دانشگاه بود . فیلم تنها خشونت نیروهای پلیس را نشان میدهد و خبری&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از لباس شخصی ها نیست تمامی تقصیرها به گردن نیروهای ضد شورش افتاده آنها&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;هستند که وارد کوی میشوند و دانشجوها را دستگیر میکنند و حتی به شدت ضرب و&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شتم میکنند. منولوگ فیلم هم که گوینده بی بی سی تحلیل میکند چنان از کلمات بازی&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;میکند که نیروهای لباس شخصی هیچ کاره اند و حتی در جلو گیری ازخشونت&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;"&gt;،&lt;/span&gt;&lt;b&gt; پلیس&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;b&gt; خیلی هم موثر بودند.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt; این سیاست بی بی سی که به جز ماههای اول حرکت جنبش سبز موثر واقع بود ولی&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بعد آن به یک باره تغییر یافت و در حد یک شبکه دمکراتیک عمل نکرد و حتی تبدیل&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شده به رسانه جمهوری اسلامی و مشخص است که در پشت پرده زده بندی در کار&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;هست .&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آنچه مشخص است وتصاویر و عکسها ومشاهدات دانشجویان از وقایع آن شب گفته اند&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;حجم خشونت از طرف لباس شخصی ها هم بسیار بالا بوده حتی به در دیوار هم رحم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نکردند این فیلم بخشی ازآن ماجراست و فقط اول و آخر این فیلم را ما دیدیم خیلی از&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;مسایل از این فیلم خارج شده و به شکل کامل و معلوم ادیت شده است. &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-1439132940463140502?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/1439132940463140502/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1439132940463140502'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/1439132940463140502'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_25.html' title='کار کار انگلیسی هاست'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4l37kaKuII/AAAAAAAAAFE/4DA1A_BG-Qc/s72-c/bbc1.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-8522778011931297753</id><published>2010-02-25T09:36:00.001+03:30</published><updated>2010-02-27T23:29:15.793+03:30</updated><title type='text'>شعری از اخوان ثالث</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4l5d3j9iSI/AAAAAAAAAFU/NiyEUPPhxG0/s1600-h/1565486e94a8ae782.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4l5d3j9iSI/AAAAAAAAAFU/NiyEUPPhxG0/s320/1565486e94a8ae782.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;b&gt;بیا ره توشه برداریم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;قدم در راه بگذاریم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;به سوی سرزمین‌هایی که دیدارش&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بسان شعله‌ی آتش&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دواند در رگم خون نشیط زنده‌ی بیدار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;چو کرم نیمه‌جانی بی‌سر و بی‌دم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;که از دهلیز نقب‌آسای زهراندود رگ‌هایم&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کشاند خویشتن را، همچو مستان دست بر دیوار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;به سوی قلب من، این غرفه‌ی با پرده‌های تار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;و می‌پرسد، صدایش ناله‌ای بی نور&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;«کسی اینجاست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;هَلا! من با شمایم، های! ... می‌پرسم کسی اینجاست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کسی اینجا پیام آورد؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نگاهی، یا که لبخندی؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;فشار گرم دست دوست مانندی؟»&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;و می‌بیند صدایی نیست، نور آشنایی نیست، &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;حتی از نگاه مرده‌ای هم رد پایی نیست&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;صدایی نیست، الا پِت پِت رنجور شمعی در جوار مرگ&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;مَلول و با سحر نزدیک و دستش گرمِ کار مرگ&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;وز آن سو می رود بیرون، به سوی غرفه‌ای دیگر&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;به امیدی که نوشد از هوای تازه‌ی آزاد&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ولی آنجا حدیث بَنگ و افیون است - از اِعطای درویشی که می‌خواند&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;«جهان پیر است و بی‌بنیاد، ازین فرهادکش فریاد»&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;وز آنجا می‌رود بیرون، به سوی جمله ساحل‌ها &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پس از گشتی کسالت بار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بدان سان باز می‌پرسد سر اندر غرفه‌ی با پرده‌های تار&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;کسی اینجاست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;و می‌بیند همان شمع و همان نجواست&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;که می‌گویند بمان اینجا؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;که پرسی همچو آن پیر به درد آلوده‌ی مهجور&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;«خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ی خود را؟»&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ب&lt;/b&gt;&lt;b&gt;یا ره توشه برداریم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2196362045489626115-8522778011931297753?l=manmanammobarez.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/feeds/8522778011931297753/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8522778011931297753'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2196362045489626115/posts/default/8522778011931297753'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://manmanammobarez.blogspot.com/2010/02/blog-post_24.html' title='شعری از اخوان ثالث'/><author><name>من منم مبارز</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00604950237240042535</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_7ya6zR9fAhs/S4l5d3j9iSI/AAAAAAAAAFU/NiyEUPPhxG0/s72-c/1565486e94a8ae782.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2196362045489626115.post-5817803296588995442</id><published>2010-02-20T01:57:00.000+03:30</published><updated>2010-02-20T08:54:44.423+03:30</updated><title type='text'>در ظاهر انرژی هسته ای در پشت پرده کلاهک اتمی ما هم خر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: small;"&gt;انر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: small;"&gt;&lt;span align="right" dir="rtl" style="direction: rtl; text-align: right;"&gt;ژ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: small;"&gt;ی هسته ای حق مسلم ماست ایا واقعا به دنبال انر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma; font-size: small;"&gt;&lt;span align="right" dir="rtl" style="direction: rtl; text-align: right;"&gt;ژ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: small;"&gt;ی  صلح آمیز هستیم &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;یا در پشت  پرده به دنبال کلاهک هسته ای هستیم آقای خامنه ای میگوید مبانی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و  اعتقادات دینی ما این گونه سلاح ها را به عنوان سمبل نابودی و حرث&amp;nbsp; و  &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نسل ممنوع و حرام میداند . ما هم باورمان شد و  خارجیها هم قبول کردند چون&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آقای خامنه  ای ولی امر مسلمین جهان این فرمایشات را فرمودند پس هیچ شک &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و شبهه ای  باقی نمانده . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;چند پرسش ساده از اقای خامنه  ای :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="RTL"&gt;&lt;b&gt;&lt;sp
